شمارهٔ ۶۱۲
نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کرد
داد تا آبی جهان، خون در دل یاقوت کرد
عمر از بس تلخ شد بر اهل عالم، شوق مرگ
خضر را چون اهل کشتی، زنده در تابوت کرد
نیک و بد را فرق را فرق نتواند کند از یکدگر
پیری از بس این جهان کهنه را فرتوت کرد
گر دل صد پاره ی مرغی به نوک خار دید
باغبان این چمن آن را خیال توت کرد
هند شد همدوش عرش از کبریای من سلیم
جلوه ی من عرصه ی لاهور را لاهوت کرد
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
نه همین تنها مرا چون شمع، آتش قوت کرد
داد تا آبی جهان، خون در دل یاقوت کرد
هوش مصنوعی: تنها این باعث نشده که مانند شمع داغ و سوزان شوم، بلکه به من قدرت بخشید که با وجود تنگناها، درد و رنجهای جهان را تحمل کنم و در دل خود از زیباییها و ارزشها محافظت کنم.
عمر از بس تلخ شد بر اهل عالم، شوق مرگ
خضر را چون اهل کشتی، زنده در تابوت کرد
هوش مصنوعی: در زندگی، به دلیل تلخیها و سختیهایی که برای مردم پیش آمده، انسانها به مرگ و پایان زندگی بیشتر فکر میکنند و مانند یک نفر که به خاطر شرایط سخت دریانوردی، خود را در تابوت زنده میبیند، به مرگ تمایل پیدا کردهاند.
نیک و بد را فرق را فرق نتواند کند از یکدگر
پیری از بس این جهان کهنه را فرتوت کرد
هوش مصنوعی: فرق نیک و بد را نمیتوان از هم تشخیص داد، چون زندگی به قدری کهنه و فرسوده شده است که انسانها مانند پیری خسته و زانواندهاند.
گر دل صد پاره ی مرغی به نوک خار دید
باغبان این چمن آن را خیال توت کرد
هوش مصنوعی: اگر دلِ مرغی که صد تکه شده را در نوک خاری ببیند، باغبان این باغ آن را به یاد توت میاندازد.
هند شد همدوش عرش از کبریای من سلیم
جلوه ی من عرصه ی لاهور را لاهوت کرد
هوش مصنوعی: هند به خاطر عظمت من به مرتبهای بالاتر از عرش رسید و زیبایی من باعث شد که منطقه لاهور به مرزهای الهی تبدیل شود.

سلیم تهرانی