شمارهٔ ۶۱۳
دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند
غنچه ی ما چو جرس زمزمه را خوب کند
گر زند شعله دم از پرتو او، غیرت حسن
همچو منصور سرش را به سر چوب کند
نه ز فرزندی او، از اثر معشوقی ست
ماه کنعانی اگر ناز به یعقوب کند
ریزه ی شیشه ی دل بر سر هم می ریزد
کوچه ی زلف ترا شانه چو جاروب کند
می کنند آنچه حسودان به من از صبر، سلیم
کرم هرگز نتواند که به ایوب کند
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
دل من ناله ز شوق تو پر آشوب کند
غنچه ی ما چو جرس زمزمه را خوب کند
هوش مصنوعی: دل من به خاطر اشتیاق تو بیتاب است و مانند غنچهای که با صدای جرس بیدار میشود، احساساتم را با نغمهای زیبا به نمایش میگذارد.
گر زند شعله دم از پرتو او، غیرت حسن
همچو منصور سرش را به سر چوب کند
هوش مصنوعی: اگر شعلهای از نور او شعلهور شود، غیرت زیبایی همچون منصور، سرش را بر تیر چوبی خواهد زد.
نه ز فرزندی او، از اثر معشوقی ست
ماه کنعانی اگر ناز به یعقوب کند
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که زیبایی و魅یت محبوبی میتواند به اندازه زیبایی فرزند یعقوب باشد. اگر معشوقهای به زیبایی ماه کنعانی باشد و ناز و کرشمه کند، به احتمال زیاد دل هر کسی را خواهد ربود. این نشاندهنده قدرت جذابیت و تاثیرگذار بودن زیبایی معشوق است.
ریزه ی شیشه ی دل بر سر هم می ریزد
کوچه ی زلف ترا شانه چو جاروب کند
هوش مصنوعی: دل من مانند شیشهای ریزهریز است که وقتی به هم میچسبد، زیبایی و احساساتش به شکل یک کوچه یا راهی میآید. زلفهای تو مانند جارویی است که این دل را مرتب و پاک میکند.
می کنند آنچه حسودان به من از صبر، سلیم
کرم هرگز نتواند که به ایوب کند
هوش مصنوعی: حسودان هر چه میخواهند با صبر من مقابله کنند، اما سلیم کرم هرگز نمیتواند مانند ایوب به من آسیب بزند.

سلیم تهرانی