شمارهٔ ۶۱۱
تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود
کشتن ما به تو دشوار چو سیماب شود
می پرستان همه از آتش ما می سوزند
روزن خانه ببندیم که مهتاب شود
می به یادم مکن ای دوست به ساغر که مباد
باده در جام تو چون آبله خوناب شود
نیست بی مصلحتی ناله ی ما، می خواهیم
بخت خود را نگذاریم که در خواب شود
دل ز می گرم چو شد، جلوه ی معشوق کند
ماهی موم به آتش چو رسد آب شود
دلم از پرتو دیدار به جوش است سلیم
شور دیوانه شود بیش چو مهتاب شود
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تیغ بردار که چون حوصله بی تاب شود
کشتن ما به تو دشوار چو سیماب شود
هوش مصنوعی: سلاح خود را بردار؛ زیرا وقتی صبر ما به سر آید، کشتن ما برای تو بسیار سخت خواهد شد.
می پرستان همه از آتش ما می سوزند
روزن خانه ببندیم که مهتاب شود
هوش مصنوعی: می پرستان از شعلههای عشق ما در حال سوختن هستند، پس بهتر است که در خانه را ببندیم تا ماه درخشانتر شود.
می به یادم مکن ای دوست به ساغر که مباد
باده در جام تو چون آبله خوناب شود
هوش مصنوعی: ای دوست، به یاد نیاور می را در ساغر، زیرا نمیخواهم که باده در جام تو شبیه آبله شود و تلخی بیفکند.
نیست بی مصلحتی ناله ی ما، می خواهیم
بخت خود را نگذاریم که در خواب شود
هوش مصنوعی: ناله و گریه ما بیدلیل نیست، ما میخواهیم شانس و بهترین فرصتهای خود را از خواب بیدار کنیم و به دست بیاوریم.
دل ز می گرم چو شد، جلوه ی معشوق کند
ماهی موم به آتش چو رسد آب شود
هوش مصنوعی: وقتی دل از شراب گرم شود، معشوق به زیبایی خود نمایان میشود. مانند ماهی که وقتی به آتش میرسد، به راحتی آب میشود و تغییر میکند.
دلم از پرتو دیدار به جوش است سلیم
شور دیوانه شود بیش چو مهتاب شود
هوش مصنوعی: دل من به خاطر نور دیدار به شدت میتپد، مانند دیوانهای که شور و شوقش بیشتر میشود، وقتی ماهتاب جلوه میکند.

سلیم تهرانی