شمارهٔ ۶۱۰
آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
چون شیشه ی حباب که از باد بشکند
نزدیک شد که ناخن شوقم به بیستون
بازار تیز تیشه ی فرهاد بشکند
هرجا کرشمه شیوه ی تعلیم سر کند
شاگرد تخته بر سر استاد بشکند
این بیضه ی دو زرده که خوانندش آسمان
گر دل بود، ز بیضه ی فولاد بشکند
هرگاه پا شکسته شدم در قفس سلیم
بالم دگر برای چه صیاد بشکند
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آهم چو جوش زد، دل ناشاد بشکند
چون شیشه ی حباب که از باد بشکند
هوش مصنوعی: وقتی که از دل احساس گرانینی کنم، دل افسردهام مانند شیشهای که بر اثر باد میشکند، دچار شکستگی میشود.
نزدیک شد که ناخن شوقم به بیستون
بازار تیز تیشه ی فرهاد بشکند
هوش مصنوعی: به زودی احساس شوق و هیجان من به قدری زیاد میشود که ممکن است به آسانی از کنترل خارج شود و به نقطهای برسد که همه چیز را نابود کند.
هرجا کرشمه شیوه ی تعلیم سر کند
شاگرد تخته بر سر استاد بشکند
هوش مصنوعی: هر جا که جذبه و زیبایی آموزش به پایان برسد، شاگرد میتواند به استاد خود اعتراض کند و حتی در برابر او rebellious شود.
این بیضه ی دو زرده که خوانندش آسمان
گر دل بود، ز بیضه ی فولاد بشکند
هوش مصنوعی: این آسمان که به شکل دو زردهی بیضی است، اگر قلبی شجاع داشته باشد، میتواند به راحتی از بیضهی سخت و محکم فولاد بشکند.
هرگاه پا شکسته شدم در قفس سلیم
بالم دگر برای چه صیاد بشکند
هوش مصنوعی: هر وقت که به دلیل آسیب یا شکست نتوانستم به راحتی حرکت کنم، دیگر چه نیازی است که صیاد به کمین من بیفتد و من را بگیرد؟

سلیم تهرانی