گنجور

شمارهٔ ۶۰۹

ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
هرچه می گویمت ای عهدشکن سبز شود
مطلبی قصد کند هرکه حدیثی سر کرد
می زنم حرف خط او که سخن سبز شود
باغبان بس که ز عشق تو جنون یافت رواج
چوب گل را نگذارد به چمن سبز شود
تب سوزان محبت که هلاکش گردم
نگذارد که مرا موی به تن سبز شود
هرکه با تیغ شهادت نشود کشته سلیم
سبزه بر تربتش از آب دهن سبز شود

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای خوش آن روز که آن سیب ذقن سبز شود
هرچه می گویمت ای عهدشکن سبز شود
هوش مصنوعی: روز خوشی خواهد بود که آن سیب درختی به رنگ سبز درآید؛ هرچند که به تو بگویم، ای کسی که عهد و پیمان را می‌شکنی، تو نیز سبز و تازه شوی.
مطلبی قصد کند هرکه حدیثی سر کرد
می زنم حرف خط او که سخن سبز شود
هوش مصنوعی: هر کس بخواهد موضوعی را مطرح کند و داستانی را آغاز کند، من کلام او را به راحتی بیان می‌کنم تا سخن او روشن و زیبا شود.
باغبان بس که ز عشق تو جنون یافت رواج
چوب گل را نگذارد به چمن سبز شود
هوش مصنوعی: باغبان به خاطر عشق تو دیوانه شده است و به همین دلیل اجازه نمی‌دهد که گل‌ها در چمن سبز شوند.
تب سوزان محبت که هلاکش گردم
نگذارد که مرا موی به تن سبز شود
هوش مصنوعی: عشق سوزان و عاطفه‌ای که به شدت در دل دارم، اجازه نمی‌دهد که به آرامش برسم و به زندگی نو و تازه‌ای دست یابم.
هرکه با تیغ شهادت نشود کشته سلیم
سبزه بر تربتش از آب دهن سبز شود
هوش مصنوعی: هر کس که با شمشیر شهادت کشته نشود، سبزه‌ای که بر روی قبرش می‌روید از آب دهان او سبز خواهد شد.