گنجور

شمارهٔ ۶۰۵

از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود
لیلی ز پیش دیدهٔ مجنون نمی‌رود
از بس دلم به تیر تو الفت گرفته است
از خانهٔ کمان تو بیرون نمی‌رود
در دل هزار درد و لب از ناله بسته‌ایم
از زخم ما چو لاله و گل خون نمی‌رود
هرکس که جامی از می حکمت کشیده است
از پای خم به پیش فلاطون نمی‌رود
خوش جلوه‌ای به باغ سخن می‌کند سلیم
سرو روان چو کلک تو موزون نمی‌رود

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از چشم من خیال تو بیرون نمی‌رود
لیلی ز پیش دیدهٔ مجنون نمی‌رود
هوش مصنوعی: تصور تو از ذهنم بیرون نمی‌رود، مانند این است که لیلی از دیدهٔ مجنون دور نمی‌شود.
از بس دلم به تیر تو الفت گرفته است
از خانهٔ کمان تو بیرون نمی‌رود
هوش مصنوعی: دل من چنان به تیر عشق تو عادت کرده که نمی‌تواند از خانهٔ کمان تو بیرون بیاید.
در دل هزار درد و لب از ناله بسته‌ایم
از زخم ما چو لاله و گل خون نمی‌رود
هوش مصنوعی: ما در دل خود هزاران درد و رنج داریم، اما لب‌هایمان از ناله و شکایت بسته است. زخم‌های ما مانند لاله و گل، خون از خود نمی‌ریزد.
هرکس که جامی از می حکمت کشیده است
از پای خم به پیش فلاطون نمی‌رود
هوش مصنوعی: کسی که از معرفت و حکمت بهره‌مند شده، دیگر به گفته‌ها و علم‌های سطحی دور نمی‌شود و به دنبال عمق و حقیقت است.
خوش جلوه‌ای به باغ سخن می‌کند سلیم
سرو روان چو کلک تو موزون نمی‌رود
هوش مصنوعی: سرو زیبایی در باغ سخن خود را به نمایش می‌گذارد، اما مانند قلم تو که با آهنگ و لحن خاصی نوشته می‌شود، چنین زیبایی‌ای نمی‌تواند پیدا کند.