شمارهٔ ۶۰۶
می بده ساقی که حسن باغ و بستان میرود
چون تَذَرْوْ جسته، فصل گل شتابان میرود
شاهدان باغ از بس شوخچشم افتادهاند
گل به پای خویش از گلبن به دامان میرود
راه کنعان را زلیخا بسته همچون رهزنان
میرود گر بویی، از راه بیابان میرود
بس که دارد شوق شورش، از محیط دیدهام
هر زمان موجی به استقبال طوفان میرود
بیتماشای گل روی تو از گلشن سلیم
چون نسیم سنبل زلفت پریشان میرود
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
می بده ساقی که حسن باغ و بستان میرود
چون تَذَرْوْ جسته، فصل گل شتابان میرود
هوش مصنوعی: ساقی، به من می بده که زیباییهای باغ و دشت در حال گذر است و مانند فصلی که گلها با شتاب میشکفند، زمان در حال تندگذر است.
شاهدان باغ از بس شوخچشم افتادهاند
گل به پای خویش از گلبن به دامان میرود
هوش مصنوعی: باغبانها به خاطر زیبایی و سرزندگی خودشان، آنقدر دلربا هستند که گلها از باغ به سمت پای آنها میروند.
راه کنعان را زلیخا بسته همچون رهزنان
میرود گر بویی، از راه بیابان میرود
هوش مصنوعی: زلیخا به گونهای راه کنعان را بسته که همچون دزدها حرکت میکند و اگر بویی از عشق یا محبت بیابد، به سمت بیابان میرود.
بس که دارد شوق شورش، از محیط دیدهام
هر زمان موجی به استقبال طوفان میرود
هوش مصنوعی: هر بار که به اطرافم نگاه میکنم، از شدت شوق و هیجان، احساس میکنم که فراز و نشیبهای زندگی، مانند امواج دریا به سمت طوفان میآیند.
بیتماشای گل روی تو از گلشن سلیم
چون نسیم سنبل زلفت پریشان میرود
هوش مصنوعی: بدون دیدن زیبایی چهرهات، مانند نسیمی که از باغ گلها میگذرد، زلفهای به هم ریختهام را به هم میزند.

سلیم تهرانی