گنجور

شمارهٔ ۵۹۹

بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد
مو به مویم ز جنون سلسله تابی دارد
برنیاید ز فلک در طلبت کام جهان
همچو آن تشنه که پیراهن آبی دارد
آخر کار دل از عشق تو پیداست که چیست
که سر رشته ی این مرغ، کبابی دارد
بیخودم از لب مستی که چو آب زمزم
غنچه ته جرعه ی او را به گلابی دارد
رغبتم هیچ نمانده ست به شیرینی جان
دل خونابه فشان، حال شرابی دارد
ماتم تشنه لبان گر نگرفته ست حباب
از برای چه به تن جامه ی آبی دارد؟
چه غم است از فلک آن را که به غم خوی گرفت
چون سمندر که فراغت ز کبابی دارد
شکوه هرچند که دل را ز غم دوست، سلیم
بی حساب است، ولی حرف حسابی دارد

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بی تو معموره ی دل رو به خرابی دارد
مو به مویم ز جنون سلسله تابی دارد
هوش مصنوعی: دل من بدون تو به شدت خراب و ویران شده است. هر تار موی من تحت تأثیر جنون ناشی از عشق تو تاب و کشش خاصی دارد.
برنیاید ز فلک در طلبت کام جهان
همچو آن تشنه که پیراهن آبی دارد
هوش مصنوعی: از آسمان چیزی به دست نمی‌آید و در جستجوی تو، جهانی مانند آن تشنه‌ای که پیراهنی آبی دارد، انتظار نمی‌کشد.
آخر کار دل از عشق تو پیداست که چیست
که سر رشته ی این مرغ، کبابی دارد
هوش مصنوعی: در نهایت، مشخص است که دل من چه حسی به عشق تو دارد، زیرا نشانه‌ای از عاشق بودن من، بر روی این مرغ کبابی دیده می‌شود.
بیخودم از لب مستی که چو آب زمزم
غنچه ته جرعه ی او را به گلابی دارد
هوش مصنوعی: من بی‌دلیل از حالتی سرمست هستم، چرا که مانند آب زمزم، غنچه‌ای در انتهای یک جرعه، ریشه‌ای از خوشبوایی و لذت دارد.
رغبتم هیچ نمانده ست به شیرینی جان
دل خونابه فشان، حال شرابی دارد
هوش مصنوعی: رغبت من به شیرینی زندگی و خوشی‌ها از بین رفته و حالا به حالتی رسیده‌ام که فقط غم و اندوه در من باقی مانده و روح من مانند شرابی تلخ و غم‌انگیز است.
ماتم تشنه لبان گر نگرفته ست حباب
از برای چه به تن جامه ی آبی دارد؟
هوش مصنوعی: اگر چه لبان تشنه هستند و حالتی از غم و ماتم دارند، اما چرا حبابی که روی آب وجود دارد، پوششی از رنگ آبی بر تن دارد؟
چه غم است از فلک آن را که به غم خوی گرفت
چون سمندر که فراغت ز کبابی دارد
هوش مصنوعی: نگران نباش از مشکلاتی که زندگی پیش می‌آورد، زیرا مانند سمندر که از کبابی خوشحال است و به آرامش می‌رسد، تو نیز می‌توانی از سختی‌ها عبور کنی و به آرامش برسی.
شکوه هرچند که دل را ز غم دوست، سلیم
بی حساب است، ولی حرف حسابی دارد
هوش مصنوعی: شکایت هرچند که دل را از غم معشوق آرام نمی‌کند، اما واقعیتی در آن نهفته است که باید به آن توجه کرد.