شمارهٔ ۵۹۸
زین گلستان تا قیامت، جوش بلبل کم مباد
چون پیمبر سایه ی ابر از سر گل کم مباد
همچو طوطی خرمی پرورده ی این گلشن است
بیضه ی شبنم ز زیر بال بلبل کم مباد
بلبل و پروانه را چشم از فروغش روشن است
از چراغ لاله ی او، روغن گل کم مباد
هرکه خواهد کم کند یک مو ز زلف سنبلش
سایه ی شمشیرش از سر همچو کاکل کم مباد
تا قیامت می کشان این گلستان را سلیم
گردش پیمانه چون دور تسلسل کم مباد
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
زین گلستان تا قیامت، جوش بلبل کم مباد
چون پیمبر سایه ی ابر از سر گل کم مباد
هوش مصنوعی: تا همیشه، صدای بلبل در این گلستان نباید کم شود، چون مانند پیامبر که سایه ابر را از سر گل کم نمیکند، این صدا نیز باید همواره وجود داشته باشد.
همچو طوطی خرمی پرورده ی این گلشن است
بیضه ی شبنم ز زیر بال بلبل کم مباد
هوش مصنوعی: پرندهای مانند طوطی در این باغ خوشبو و خرم زندگی میکند و شبنم، که از آشیانهاش پایین میآید، نباید از زیر بال بلبل کم باشد. این بیان به زیبایی و سرزندگی طبیعت اشاره دارد و بر پیوند بین موجودات و محیط طبیعیشان تأکید میکند.
بلبل و پروانه را چشم از فروغش روشن است
از چراغ لاله ی او، روغن گل کم مباد
هوش مصنوعی: بلبل و پروانه به زیبایی و روشنی که از لاله میگیرد، چشم دوختهاند و از آن نور بهرهمند هستند، پس باید همیشه از روغن گل کم نباشد.
هرکه خواهد کم کند یک مو ز زلف سنبلش
سایه ی شمشیرش از سر همچو کاکل کم مباد
هوش مصنوعی: هرکس بخواهد حتی یک تار از موهای زیبای سنبلش را کم کند، باید بداند که سایه شمشیرش بر سر او وجود دارد و هیچ چیزی از زیبایی او کم نخواهد شد.
تا قیامت می کشان این گلستان را سلیم
گردش پیمانه چون دور تسلسل کم مباد
هوش مصنوعی: تا ابد این باغ را با محبت و خوشی نگهداری میکنند، همانطور که دوران نوشیدن شراب هیچگاه کم نیست.

سلیم تهرانی