شمارهٔ ۵۸۱
اضطراب دلم از شوق تو دیدن دارد
مرغ بسمل چه هنر غیر تپیدن دارد
از ره دیر و حرم پای مکش همچو غبار
قدمی چند به هر کوچه دویدن دارد
ندهد تیغ سزای سر افسرطلبان
چون سر شمع، به مقراض بریدن دارد
پرده چون افکند از چهره ی گل، رویش را
دوستان خوب ببینید که دیدن دارد
ندهد دل که کسی بگذرد از کوچه ی ما
سیل اینجا هوس خانه خریدن دارد
نیست مکتوب، که این غنچه ی خون آلودی ست
راست این است که این نامه دریدن دارد
هر متاعی که بود، قابل سنجیدن نیست
بجز از باده ی گلگون که کشیدن دارد!
چون برد دست تهی از سر کوی تو سلیم؟
غنچه ای از چمن وصل تو چیدن دارد
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
اضطراب دلم از شوق تو دیدن دارد
مرغ بسمل چه هنر غیر تپیدن دارد
هوش مصنوعی: دل من به شوق دیدن تو بسیار نگران و مضطرب است، همانطور که پرندهای که به شدت آسیب دیده نمیتواند هیچ هنری جز تپش قلبش از خود نشان دهد.
از ره دیر و حرم پای مکش همچو غبار
قدمی چند به هر کوچه دویدن دارد
هوش مصنوعی: به آرامی و با احتیاط حرکت کن و مانند خاکی که در فضا معلق است، هرجا که میروی چند قدمی به جلو برو.
ندهد تیغ سزای سر افسرطلبان
چون سر شمع، به مقراض بریدن دارد
هوش مصنوعی: تیغ نمیتواند سر افسران را به خاطر خواستهها و مطالبهشان مجازات کند، زیرا مانند شمع، تنها میتواند با یک قیچی بریدن را تجربه کند.
پرده چون افکند از چهره ی گل، رویش را
دوستان خوب ببینید که دیدن دارد
هوش مصنوعی: وقتی گل چهرهاش را پشت پردهای پنهان میکند، دوستان خوب باید به او توجه کنند، چون دیدن روی او ارزشمند است.
ندهد دل که کسی بگذرد از کوچه ی ما
سیل اینجا هوس خانه خریدن دارد
هوش مصنوعی: دل نمیپذیرد که کسی از کوچهی ما عبور کند، چرا که در اینجا اشتیاقی برای خرید خانه وجود دارد.
نیست مکتوب، که این غنچه ی خون آلودی ست
راست این است که این نامه دریدن دارد
هوش مصنوعی: این غنچه که رنگ خون به خود گرفته، به معنای این است که نوشتهای وجود ندارد. در واقع، این نشان میدهد که این نامه نیاز به پاره شدن دارد.
هر متاعی که بود، قابل سنجیدن نیست
بجز از باده ی گلگون که کشیدن دارد!
هوش مصنوعی: هر چیزی که هست، نمیشود آن را اندازهگیری کرد جز شراب قرمز که نوشیدنش لذتبخش است!
چون برد دست تهی از سر کوی تو سلیم؟
غنچه ای از چمن وصل تو چیدن دارد
هوش مصنوعی: چه زمانی میتوانم با دستان خالیام از سر کوی تو در امنیت باشم؟ مثل این است که غنچهای از گلزار وصال تو بچینم.

سلیم تهرانی