گنجور

شمارهٔ ۵۸۲

گل پی نکهت او دست دعا کرد بلند
شمع، گردن به ره باد صبا کرد بلند
هر قدم در ره گلشن خطری در خواب است
چون تواند جرس غنچه صدا کرد بلند؟
در ره کعبه ی دل، راز نهان بسیار است
هر سخن را نتوان همچو درا کرد بلند
خاک این غمکده چون بالش پر گر بالد
سر مویی نتواند سر ما کرد بلند
هرکه کوتاه کند رشته ی امید سلیم
دست خود را نتواند به دعا کرد بلند

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گل پی نکهت او دست دعا کرد بلند
شمع، گردن به ره باد صبا کرد بلند
هوش مصنوعی: گل به یاد و در عطر او، دست به دعا بلند کرد و شمع به خاطر نسیم ملایم صبح، قامت خود را بالا گرفت.
هر قدم در ره گلشن خطری در خواب است
چون تواند جرس غنچه صدا کرد بلند؟
هوش مصنوعی: هر قدمی که در راه باغ گل می‌زنیم، خطری در پس آن خوابیده است. چگونه ممکن است که جرس گل‌ها بتواند با صدای بلند ندا دهد؟
در ره کعبه ی دل، راز نهان بسیار است
هر سخن را نتوان همچو درا کرد بلند
هوش مصنوعی: در مسیر عشق و معرفت، اسرار زیادی نهفته است و نمی‌توان هر کلامی را مثل جواهر باارزش ساخت و به آن بها داد.
خاک این غمکده چون بالش پر گر بالد
سر مویی نتواند سر ما کرد بلند
هوش مصنوعی: این خاکی که در آن غم و اندوه وجود دارد، مانند بالشی است که اگرچه پر از مو باشد، هیچ‌گاه نمی‌تواند سر ما را بالا ببرد. این نشان‌دهنده‌ی ناتوانی در رهایی از غم و دشواری‌ها است.
هرکه کوتاه کند رشته ی امید سلیم
دست خود را نتواند به دعا کرد بلند
هوش مصنوعی: هر کسی امیدهایش را کم کند، نمی‌تواند دست خود را در دعا بلند کند.