گنجور

شمارهٔ ۵۷۹

ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود
لاله را داغ تو تعویذ تن خون آلود
اختران بر فلک از گریه ی من رنگینند
همچو دندان به درون دهن خون آلود
ماه عید است که گردیده نمایان ز شفق
زخم شمشیر مرا بر بدن خون آلود
هر حبابی ز سرشکم به خم طره ی موج
سر منصور بود در رسن خون آلود
مگذارید ز دستش که سر جم خورده ست
جام را چیست وگرنه دهن خون آلود
نفس آغشته به خون خیزدم از سینه سلیم
باد رنگین رود از این چمن خون آلود

اطلاعات

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ای دریده ز تو گل پیرهن خون آلود
لاله را داغ تو تعویذ تن خون آلود
هوش مصنوعی: ای گل که پیراهن تو از خون لاله‌ها آغشته شده، داغ تو به مانند یک تعویذ بر تن خونین من نشسته است.
اختران بر فلک از گریه ی من رنگینند
همچو دندان به درون دهن خون آلود
هوش مصنوعی: ستاره‌ها در آسمان به دلیل اندوه من رنگ و لعاب گرفته‌اند، مانند دندانی که در دهان خونین است.
ماه عید است که گردیده نمایان ز شفق
زخم شمشیر مرا بر بدن خون آلود
هوش مصنوعی: ماه عید دیده می‌شود و نور آن از افق می‌تابد، اما زخم شمشیر من بر بدن خونینم همچنان نمایان است.
هر حبابی ز سرشکم به خم طره ی موج
سر منصور بود در رسن خون آلود
هوش مصنوعی: هر حبابی که از چشمانم جاری می‌شود، مانند تاب و تندی‌های موج، به کناره‌های تاریکی و خونین زندگی‌ام مربوط است.
مگذارید ز دستش که سر جم خورده ست
جام را چیست وگرنه دهن خون آلود
هوش مصنوعی: اجازه ندهید که او لیوان سرجمع شده را از دستش بگیرد، زیرا این کار ممکن است به فاجعه‌ای منجر شود که دهن او خون‌آلود شود.
نفس آغشته به خون خیزدم از سینه سلیم
باد رنگین رود از این چمن خون آلود
هوش مصنوعی: با قلبی مملو از درد و اندوه، از سینه‌ای پاک و بی‌آلایش، برمی‌خیزم. روزگار به شدت زخمی و پر از غم، مانند درختی سرسبز و خونین، حال من نیز از این وضعیت متاثر است.