گنجور

شمارهٔ ۵۷۵

کسی کو تا ز کار اهل همت سر برون آرد
برد سر در کلاه فقر و از افسر برون آرد
فلک می گیرد آخر هرچه می بخشد، عجب نبود
که موج آب را چون رشته از گوهر برون آرد
به زر دفع حوادث می توان کردن درین گلشن
ولی کو فرصت آن کز بغل گل زر برون آرد
فلک از گریه ام در آب پنهان شد، نمی دانم
که آخر از کجا سر همچو نیلوفر برون آرد
عجب دانم که پیش از موج اشک من رسد آنجا
اگر قاصد ز پا همچون کبوتر پر برون آرد
نظر بر صرفه ی خویش است هرکس را که می بینی
فلک خورشید را پنهان کند، اختر برون آرد
به غارت چون گشاید دست مژگان تو، بتواند
که جوهر را چو خار ماهی از خنجر برون آرد
سلیم از قید گردون شد دلم فرسوده، خضری کو
که این آیینه را از زیر خاکستر برون آرد

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

کسی کو تا ز کار اهل همت سر برون آرد
برد سر در کلاه فقر و از افسر برون آرد
هوش مصنوعی: کسی که در تلاش و کوشش برای زندگی دیگران است و از سختی‌های خود به سادگی می‌گذرد، به مقام و عزت واقعی دست می‌یابد و از زحماتش بهره‌مند می‌شود.
فلک می گیرد آخر هرچه می بخشد، عجب نبود
که موج آب را چون رشته از گوهر برون آرد
هوش مصنوعی: آسمان در نهایت هر چیزی را که می‌دهد، بازپس می‌گیرد. عجیب نیست که موج آب، مانند ریسمانی از جواهر، از دل آب به بیرون می‌آید.
به زر دفع حوادث می توان کردن درین گلشن
ولی کو فرصت آن کز بغل گل زر برون آرد
هوش مصنوعی: می‌توان با پول از مشکلات و سختی‌ها در این باغ گل جلوگیری کرد، اما فرصت این کار کجا است که از کنار گل، طلا بیرون بیاوریم؟
فلک از گریه ام در آب پنهان شد، نمی دانم
که آخر از کجا سر همچو نیلوفر برون آرد
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر گریه‌های من در آب پنهان شده و نمی‌دانم آخر چگونه چنین نیلوفر زیبایی از دل آب خارج می‌شود.
عجب دانم که پیش از موج اشک من رسد آنجا
اگر قاصد ز پا همچون کبوتر پر برون آرد
هوش مصنوعی: خوب می‌دانم که اگر پیام‌آور مثل کبوتر پرواز کند، پیش از آنکه اشک‌های من به آن نقطه برسد، به آنجا می‌رسد.
نظر بر صرفه ی خویش است هرکس را که می بینی
فلک خورشید را پنهان کند، اختر برون آرد
هوش مصنوعی: هر کسی که می‌بینی، تنها به سود و منفعت خود فکر می‌کند. حتی اگر فلک خورشید را پنهان کند، او ستاره‌ای دیگر را به نمایش می‌آورد.
به غارت چون گشاید دست مژگان تو، بتواند
که جوهر را چو خار ماهی از خنجر برون آرد
هوش مصنوعی: زمانی که مژگان تو به طرز زیبایی بر هم می‌آید، به مانند دزدی که به سراغ طلا می‌رود، می‌تواند جوهر عشق را مانند خار ماهی که از چاقو بیرون می‌آید، از دل‌ها استخراج کند.
سلیم از قید گردون شد دلم فرسوده، خضری کو
که این آیینه را از زیر خاکستر برون آرد
هوش مصنوعی: دل من خسته و از بند دنیا رها شده است. آیا کسی می‌تواند خضر را پیدا کند که این آئینه را از زیر خاکستر بیرون بیاورد؟