شمارهٔ ۵۷۴
سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دود
دلم چو گوهر غلتان به تار چنگ دود
دلیرکرده ی می را ز خصم پروا نیست
چو کبک مست، بط می به روی سنگ دود
ز شرم وعده خلافی به عذر تند مباش
که عیب بیش نمایان شود چو لنگ دود
ز بیم روز و شب است این چنین شتابان عمر
چو آهویی که به دنبال او پلنگ دود
چو رهروی که دود در قفای خضر، سلیم
سفینه ام به محیط از پی نهنگ دود
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
سرم چو گوی به میخانه بی درنگ دود
دلم چو گوهر غلتان به تار چنگ دود
هوش مصنوعی: سرم مانند گوی که در میخانه پرت میشود، بدون هیچ درنگی در حال حرکت است و احساس دلم چون جواهرهایی است که به نرمی روی سیمهای چنگ میچرخند و به آرامی دود میشوند.
دلیرکرده ی می را ز خصم پروا نیست
چو کبک مست، بط می به روی سنگ دود
هوش مصنوعی: شجاعت و نترسی در برابر دشمنان را نشان میدهد. مانند کبکی که مست و شاداب است، از زندگی لذت میبرد و بیپروا در برابر خطرات قرار میگیرد و به راحتی بر روی سنگی نشسته و مشغول نوشیدن میشود.
ز شرم وعده خلافی به عذر تند مباش
که عیب بیش نمایان شود چو لنگ دود
هوش مصنوعی: به خاطر خجالت از نقض وعده، به طور تند و تندخو رفتار نکن، زیرا این رفتار عیبها و مشکلات تو را بیشتر نمایان میکند، همانطور که سیاهی دود بیشتر به چشم میزند.
ز بیم روز و شب است این چنین شتابان عمر
چو آهویی که به دنبال او پلنگ دود
هوش مصنوعی: عمر انسان به خاطر نگرانی از گذر زمان و نزدیک شدن به پایان آن، به سرعت میگذرد، مانند آهویی که به خاطر تعقیب پلنگ، با اضطراب و شتاب فراوان میدود.
چو رهروی که دود در قفای خضر، سلیم
سفینه ام به محیط از پی نهنگ دود
هوش مصنوعی: مانند مسافری که در پی خضر (و نمایاننده حق) در دودی گم شده است، من با کشتی ای امن و سالم در دریای آماده به دنبال نهنگ دود هستم.

سلیم تهرانی