گنجور

شمارهٔ ۵۷۳

خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد
کوتاه کرد زلف و حکایت دراز شد
محمود از کجا، سفر هند از کجا
این شور و فتنه بر سر حسن ایاز شد
در دیر مردم و زشرف مشت خاک من
در سجده گاه صومعه مهر نماز شد
سامان روزگار، پریشانی آورد
افتد گره به کار چو ناخن دراز شد
افتد ز بس که طشت کسی هر نفس ز بام
روی زمین چو معرکه ی طاس باز شد
از تاب عشق تا سر من گرم شد سلیم
چون شمع، کار من همه سوز و گداز شد

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد
کوتاه کرد زلف و حکایت دراز شد
هوش مصنوعی: نقش و نگار خط او باعث می‌شود که به‌عنوان نشانه‌ای از زیبایی و جذابیت، مورد توجه قرار گیرد. او با کوتاه کردن موی خود، به داستانی طولانی و دلنشین اشاره کرده است.
محمود از کجا، سفر هند از کجا
این شور و فتنه بر سر حسن ایاز شد
هوش مصنوعی: محمود از کجا آمده و سفر به هند از کجا، که این همه شور و هیاهو بر سر حسن ایاز ایجاد شده است؟
در دیر مردم و زشرف مشت خاک من
در سجده گاه صومعه مهر نماز شد
هوش مصنوعی: در مکان‌هایی که مردم معمولاً به عبادت و مراسم دینی می‌پردازند، من نیز مثل سرنوشتم از خاک برآمده‌ام و در لحظه‌ای پر از احترام و عبادت، جسم من به نماد نماز تبدیل شد.
سامان روزگار، پریشانی آورد
افتد گره به کار چو ناخن دراز شد
هوش مصنوعی: اوضاع و احوال دنیا باعث به هم ریختگی و آشفتگی می‌شود، مانند زمانی که کارها به مشکل می‌خورد و گره می‌خورد، مشابه زمانی که ناخن بیش از حد بلند می‌شود و در کارها مانع ایجاد می‌کند.
افتد ز بس که طشت کسی هر نفس ز بام
روی زمین چو معرکه ی طاس باز شد
هوش مصنوعی: اگر فردی به طور مکرر از بالای بام بیفتد، همانند این است که طاس (یک نوع بازی) بر روی زمین به آرامی باز شود و همچنان توجه‌ها را جلب کند.
از تاب عشق تا سر من گرم شد سلیم
چون شمع، کار من همه سوز و گداز شد
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق بر من چیره شد، مثل شمع گرما و نور پیدا کردم و همه‌چیز برای من به سوختن و ذوب شدن بدل شد.