شمارهٔ ۵۷۲
چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود
در نوازش کردنم دست سبو بر دوش بود
رفت ایامی کز آسایش نصیبی داشتیم
صرف داغ عشق شد گر پنبه ای در گوش بود
گل بسی شب ها به خوابت دید در آغوش خود
صبح چون بیدار شد، خمیازه در آغوش بود
صحبت امشب ندانم در گلستان چون گذشت
باغبان در خواب و بلبل مست و گل بیهوش بود
در غریبی ناله ما سرگشتگان آموختیم
در وطن تا بود سنگ آسیا خاموش بود
شب که ضبط گریه می کردم به بزم او سلیم
لخت دل در زیر مژگان، آتش خس پوش بود
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
چون خم می امشب از مستی دلم در جوش بود
در نوازش کردنم دست سبو بر دوش بود
هوش مصنوعی: امشب به خاطر مستیام، دلم پر از هیجان است و در حال نوازش کردنم، سبویی را بر دوش دارم.
رفت ایامی کز آسایش نصیبی داشتیم
صرف داغ عشق شد گر پنبه ای در گوش بود
هوش مصنوعی: روزهایی سپری شد که از آرامش بهرهمند بودیم، اما حالا همه آنچه باقی مانده، درد عشق است. اگر کسی میتوانست بیتوجه باشد، شاید اوضاع متفاوت میبود.
گل بسی شب ها به خوابت دید در آغوش خود
صبح چون بیدار شد، خمیازه در آغوش بود
هوش مصنوعی: گلی در خواب، شبها تو را در آغوش خود میبیند و وقتی صبح میشود و بیدار میشود، متوجه میشود که خمیازهاش هنوز در آغوش اوست.
صحبت امشب ندانم در گلستان چون گذشت
باغبان در خواب و بلبل مست و گل بیهوش بود
هوش مصنوعی: امشب نمیدانم چه بر سر گلستان آمد؛ چون باغبان خوابش برده و بلبل مست و گل نیز در خواب و بیخبر از حال است.
در غریبی ناله ما سرگشتگان آموختیم
در وطن تا بود سنگ آسیا خاموش بود
هوش مصنوعی: ما در دیار غربت، نالهها و غصههای خود را یاد گرفتیم؛ ولی در وطن، هنگامی که آسودگی و آرامش برقرار بود، هیچ صدایی از ما شنیده نمیشد.
شب که ضبط گریه می کردم به بزم او سلیم
لخت دل در زیر مژگان، آتش خس پوش بود
هوش مصنوعی: شب وقتی که در حال گریه بودم و به مهمانی او میرفتم، قلبم که حساس و آسیبپذیر بود زیر چشمان او، مانند آتشی زیر پوشش خس (پوشش گیاهی) میسوخت.

سلیم تهرانی