گنجور

شمارهٔ ۵۷۱

عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
آه از دلم چو گرد ز ویرانه کم نشد
مجلس تمام گشت و برای گل چراغ
دعوی میان بلبل و پروانه کم نشد
یک چوب گل به باغ برای دوا نماند
شور جنون بلبل دیوانه کم نشد
در آستان قیصر و خاقان کسی نماند
غوغای خلق از در میخانه کم نشد
شکر خدا که تفرقه ما را به هم نزد
بر باد رفت خرمن و یک دانه کم نشد
ماتمسرا سلیم، دل خسته ی من است
هرگز نوای نوحه ازین خانه کم نشد

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

عشق از سرم چو شور ز میخانه کم نشد
آه از دلم چو گرد ز ویرانه کم نشد
هوش مصنوعی: عشق از وجودم کم نمی‌شود، هرچند که به میخانه بروم. و آه و اندوه از دل من نمی‌رود، حتی اگر به ویرانی‌ها نگاه کنم.
مجلس تمام گشت و برای گل چراغ
دعوی میان بلبل و پروانه کم نشد
هوش مصنوعی: مجلس به پایان رسید، اما دعوای بین بلبل و پروانه بر سر گل همچنان ادامه دارد و کم نشده است.
یک چوب گل به باغ برای دوا نماند
شور جنون بلبل دیوانه کم نشد
هوش مصنوعی: دیگر هیچ دارویی از گل برای درمان وجود ندارد و دیوانگی بلبل بی‌قرار همچنان ادامه دارد.
در آستان قیصر و خاقان کسی نماند
غوغای خلق از در میخانه کم نشد
هوش مصنوعی: در دربار پادشاهان بزرگ، هیچ‌کس باقی نمانده است، اما شلوغی و هیاهوی مردم در درگاه میخانه همچنان ادامه دارد.
شکر خدا که تفرقه ما را به هم نزد
بر باد رفت خرمن و یک دانه کم نشد
هوش مصنوعی: خدا را شکر که جدایی و اختلاف ما نتوانست ما را از هم دور کند. اگرچه خسارت‌های زیادی دیدیم، اما از ارزش و اهمیت ما کم نکرد.
ماتمسرا سلیم، دل خسته ی من است
هرگز نوای نوحه ازین خانه کم نشد
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به وضعیت دل خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که دلش خسته و غمگین است. همچنین می‌گوید که در این خانه همیشه صدای نوحه و غم‌انگیز وجود داشته و هیچ‌گاه کم نشده است. به نوعی، این احساس هجران و اندوه در زندگی‌اش ادامه‌دار بوده است.