گنجور

شمارهٔ ۵۷۰

مطرب این مجلس امشب راه دل‌ها می‌زند
چنگ بر طنبور و ناخن بر دل ما می‌زند
این که در دیر مغان منصور جا دارد بس است
از چه دیگر پیش مستان حرف بی‌جا می‌زند
کوهکن در عاشقی زد تیشهٔ خود را به سر
من دل دیوانه‌ای دارم که بر پا می‌زند
در نظر کی آیدش یک قطرهٔ آب گهر؟
چون شناور آنکه پشت پا به دریا می‌زند
در رکاب آن سوار مست می‌خواهد دود
سرو، دامن ورنه از بهر چه بالا می‌زند
از غبار دیدهٔ یعقوب، هر ساعت سلیم
مشت خاکی رشک بر چشم زلیخا می‌زند

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

مطرب این مجلس امشب راه دل‌ها می‌زند
چنگ بر طنبور و ناخن بر دل ما می‌زند
هوش مصنوعی: امشب در این مجلس، نوازنده با نواهای دل‌انگیز خود، احساسات و عشق‌ها را برمی‌انگیزد و با نواختن طنبور، بر قلب‌های ما تأثیر می‌گذارد.
این که در دیر مغان منصور جا دارد بس است
از چه دیگر پیش مستان حرف بی‌جا می‌زند
هوش مصنوعی: اینکه منصور در میخانه مغان مقام و جایگاهی دارد، برای ما کافی است و نیازی نیست که دیگران درباره مستان و شراب‌نوشی سخن‌های بی‌مورد بگویند.
کوهکن در عاشقی زد تیشهٔ خود را به سر
من دل دیوانه‌ای دارم که بر پا می‌زند
هوش مصنوعی: عاشق سنگ‌تراش با ابزار خود به سرم ضربه می‌زند، چرا که دلی دیوانه دارم که دائم در حال جنب و جوش است.
در نظر کی آیدش یک قطرهٔ آب گهر؟
چون شناور آنکه پشت پا به دریا می‌زند
هوش مصنوعی: آیا یک قطرهٔ آب برای کسی که در دریا غوطه‌ور است، قابل توجه و ارزشمند است؟ مانند کسی که با پا به آب دریا می‌زند و بزرگی و بی‌نهایت آن را نمی‌بیند.
در رکاب آن سوار مست می‌خواهد دود
سرو، دامن ورنه از بهر چه بالا می‌زند
هوش مصنوعی: سوار مست و جوانی که در کنار اوست، می‌طلبد که دود سرو (انگار نشانه‌ای از زیبایی و دلربایی) را در دامن خود داشته باشد. اگر نه، بالا بردن دامنش چه معنایی دارد؟
از غبار دیدهٔ یعقوب، هر ساعت سلیم
مشت خاکی رشک بر چشم زلیخا می‌زند
هوش مصنوعی: از اشک‌های یعقوب، هر لحظه سلیم به خاکی که بر چشم زلیخا می‌افتد، حسادت می‌ورزد.