شمارهٔ ۵۶۷
اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
بمیرد تشنه و چون موج لب بر آب نگذارد
بتی شد رهزن دینم که چون در ترکتاز آید
به کعبه غارت ابروی او محراب نگذارد
به تقریبی برآمد هرکه در هندوستان افتاد
خدا کشتی ما را هم درین گرداب نگذارد
درین گلشن ز بس خدمت زخدمتکار می خواهند
بنفشه باغبان را چون مگس در خواب نگذارد
سلیم از موج اشک خود خطر چون خاروخس دارم
چه شد برقی که ما را در ره سیلاب نگذارد
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
اسیر عشق از کف ساغر خوناب نگذارد
بمیرد تشنه و چون موج لب بر آب نگذارد
هوش مصنوعی: عاشق گرفتار نمیتواند به راحتی از یاد معشوق بیرون برود و تمام وجودش همیشه تشنه وصال اوست. همچون موجی که هیچگاه نمیگذارد آب به ته دریا برسد، او نیز نمیتواند به راحتی از محبت معشوق فاصله بگیرد.
بتی شد رهزن دینم که چون در ترکتاز آید
به کعبه غارت ابروی او محراب نگذارد
هوش مصنوعی: یک شخص نادان و بیادب به دین من ضربه میزند و وقتی به قلبم حمله میکند، زیبایی چشمهایش باعث میشود که هیچ نشانهای از عبادت در دل من باقی نماند.
به تقریبی برآمد هرکه در هندوستان افتاد
خدا کشتی ما را هم درین گرداب نگذارد
هوش مصنوعی: هر کسی که در هندوستان به مشکلات دچار شده، به نوعی به قدرت خداوند امید دارد که او هم اجازه ندهد کشتی ما در این طوفان به گل نشسته و آسیب ببیند.
درین گلشن ز بس خدمت زخدمتکار می خواهند
بنفشه باغبان را چون مگس در خواب نگذارد
هوش مصنوعی: در این باغ زیبا، به خاطر خدمتهای زیاد، از خدمتکار انتظار دارند که مانند مگس در خواب، باغبان را آرام نگذارد تا همیشه در حالت آمادهباش باشد.
سلیم از موج اشک خود خطر چون خاروخس دارم
چه شد برقی که ما را در ره سیلاب نگذارد
هوش مصنوعی: من از سنگینی اشکهایم به خطر افتادم، اما چه برقی مانع عبور ما از این سیلاب شده است؟

سلیم تهرانی