گنجور

شمارهٔ ۵۶۶

یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد
عشق او آیینه ام را روشناس آه کرد
تا به ساعد سوده گشت از بس به دل ناخن زدم
از تو دستم را فلک آخر چنین کوتاه کرد
تخته ی تعلیم لغزیدن ز نعلینش دهد
خضر هرکس را که در عشق تو رو بر راه کرد
راهزن خضر است اگر توفیق همراهی کند
در طریق عشق ما را غافلی آگاه کرد
غیر خود کس را نصیب از ذوق تنهایی نداد
آنکه با من در محبت سایه را همراه کرد
کس نکرد اوقات صرف می پرستی چون سلیم
هرچه کرد این پیر دیر، این بنده ی درگاه کرد

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

یاد روی او کتانم را لباس ماه کرد
عشق او آیینه ام را روشناس آه کرد
هوش مصنوعی: یاد چهره او باعث شد که لباس ساده‌ام زیبا و دلربا شود و عشق او باعث شد که آینه وجودم را به وضوح نشان دهد و عاطفه‌ام را بیدار کند.
تا به ساعد سوده گشت از بس به دل ناخن زدم
از تو دستم را فلک آخر چنین کوتاه کرد
هوش مصنوعی: از بس که به دل ناخن زدم و نگران تو بودم، در نهایت دستم کوتاه شد و انگار که آسمان خواسته همچین قدمی بردارد.
تخته ی تعلیم لغزیدن ز نعلینش دهد
خضر هرکس را که در عشق تو رو بر راه کرد
هوش مصنوعی: هرکس که در عشق تو قدم بردارد، از راهی که خضر (نماد هدایت) نشان می‌دهد، یاد می‌گیرد و تجربه می‌کند. این آموزش به اندازه‌ای است که می‌تواند به او کمک کند در مسیر عشق خود نلغزد.
راهزن خضر است اگر توفیق همراهی کند
در طریق عشق ما را غافلی آگاه کرد
هوش مصنوعی: اگر در مسیر عشق با توفیق همراهی باشد، حتی اگر به نظر برسد که ما را در غفلت و انحراف قرار داده‌اند، در حقیقت این راهزن مانند خضر (راهنمایی دانا) ما را آگاه و هدایت می‌کند.
غیر خود کس را نصیب از ذوق تنهایی نداد
آنکه با من در محبت سایه را همراه کرد
هوش مصنوعی: هیچ‌کس دیگری جز من از لذت تنهایی بهره‌مند نشد، زیرا او (محبت) تنها کسی بود که من را در این احساس هم‌راهی کرد.
کس نکرد اوقات صرف می پرستی چون سلیم
هرچه کرد این پیر دیر، این بنده ی درگاه کرد
هوش مصنوعی: هیچ‌کس به اندازه سلیم، وقتش را صرف پرستش نوشیدنی نکرد. هر کاری که این پیر درگاه انجام داد، به خاطر همین بنده بود.