گنجور

شمارهٔ ۵۶۴

گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
لاله از شوق تو همچون شمع گردن می کشد
هرچه با دل کرده بودم، یافتم از عشق تو
انتقام سنگ را آتش ز آهن می کشد
در شکست خویش با این عاجزی دستم قوی ست
شیشه ی من سنگ از مشت فلاخن می کشد
خامه ی نقاش را ماند چراغ کلبه ام
کز نشان دود بر دیوار، سوسن می کشد
با حوادث بس که عادت کرده ام در خانه ام
انتظار سیل دایم چشم روزن می کشد
اهل حکمت، چاره ی فاسد به افسد می کنند
از کف پا خار بیرون نوک سوزن می کشد
رفتنم را غیر گر مانع شود از مهر نیست
از محبت کی کسی را خار دامن می کشد
زاهدان را می دهد جامی که هوش از سر برد
از کدوی خشک، پیر دیر روغن می کشد
در پی آزار پاکان است از بس روزگار
جوهری چون رشته گوهر را به سوزن می کشد
هرکه جامی خورد، من دارم خمارش را سلیم
انتقام دیگران را چرخ از من می کشد

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: چکامه

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

گل ز رخسار تو رنگ و بو به دامن می کشد
لاله از شوق تو همچون شمع گردن می کشد
هوش مصنوعی: گل از زیبایی و عطر چهره تو الهام می‌گیرد و لاله به شوق و محبت تو مانند شمع سرش را بالا می‌گیرد و خود را نشان می‌دهد.
هرچه با دل کرده بودم، یافتم از عشق تو
انتقام سنگ را آتش ز آهن می کشد
هوش مصنوعی: هر چیزی که در دل خود احساس کرده بودم، از عشق تو به نوعی به من بازگشت. همان‌طور که آتش از آهن انتقام می‌گیرد، عشق تو نیز بر من اثر گذاشت.
در شکست خویش با این عاجزی دستم قوی ست
شیشه ی من سنگ از مشت فلاخن می کشد
هوش مصنوعی: در زمان ناامیدی و ضعف، احساس می‌کنم که قدرت من بیشتر می‌شود. شیشه‌ی وجود من در مقابل ضربه‌های سختی که به من می‌خورد، از مقاومت بالایی برخوردار است.
خامه ی نقاش را ماند چراغ کلبه ام
کز نشان دود بر دیوار، سوسن می کشد
هوش مصنوعی: قلم نقاشی من مانند چراغ خانه‌ام است که از اثر دود، بر دیوار، تصویر گل سوسن را ترسیم می‌کند.
با حوادث بس که عادت کرده ام در خانه ام
انتظار سیل دایم چشم روزن می کشد
هوش مصنوعی: با مشکلات زیادی آشنا شده‌ام و در خانه‌ام همیشه منتظر هستم که سیل بخواهد وارد شود و جلوی در منتظر من است.
اهل حکمت، چاره ی فاسد به افسد می کنند
از کف پا خار بیرون نوک سوزن می کشد
هوش مصنوعی: اهل دانش و بصیرت، برای مشکلاتی که به ظاهر حل‌نشدنی به نظر می‌رسند، با تدبیر و زیرکی راه‌حلی پیدا می‌کنند. حتی یک چیز کوچک و جزئی، مثل خار در کف پا، می‌تواند با دقت و توجه از دردسری بزرگ رها شود.
رفتنم را غیر گر مانع شود از مهر نیست
از محبت کی کسی را خار دامن می کشد
هوش مصنوعی: اگر کسی مانع رفتنم شود، این دلیل نمی‌شود که از محبت دور شوم. هیچ‌کس نمی‌تواند از محبت خود نسبت به دیگران کم کند یا کسی را رنجیده خاطر کند.
زاهدان را می دهد جامی که هوش از سر برد
از کدوی خشک، پیر دیر روغن می کشد
هوش مصنوعی: زاهدان جامی می‌نوشند که عقل و هوش را از سرشان می‌برد، و پیر درویش از کدوهای خشک روغن می‌گرفت.
در پی آزار پاکان است از بس روزگار
جوهری چون رشته گوهر را به سوزن می کشد
هوش مصنوعی: روزگار چنان ناملایم است که به راحتی می‌تواند افراد نیکوکار را آزرده خاطر کند، مانند رشته‌های گران‌بهایی که به سختی از سوزن عبور می‌کنند.
هرکه جامی خورد، من دارم خمارش را سلیم
انتقام دیگران را چرخ از من می کشد
هوش مصنوعی: هر کسی که نوشیدنی می‌نوشد، من نیز اثر آن را بر او حس می‌کنم. دیگران می‌خواهند از من انتقام بگیرند و چرخ روزگار مرا به سمت آن‌ها می‌کشاند.