شمارهٔ ۱۲ - در مدح فاتح خیبر خواجه قنبر حضرت علی علیهالسلام
با وجود اینکه دارد طوبی و کوثر بهشت
از تو با این قامت و لب کی بود خوشتر بهشت
نیست هرگز دلگشاتر از بهشت عارضت
هرچه باشد دلکش و جانبخش و جانپرور بهشت
داری از قد طوبی از رخ حور و از رخ سلسبیل
ای بهشتت خاکپا هستی ز پا تا سر بهشت
میکند کسب ای بهشتی روز خاک پای تو
آنچه میگویند دارد زینت و زیور بهشت
گوش کی بر وعده فردای زاهد میدهم
من که امروز از جمالت دارم اندر بر بهشت
با خیالت در بهشتم نبودم در دل غمی
آری آری غم ندارد هرکه باشد در بهشت
آن بهشت آید بکارش کز تو افتاده است دور
من تو را دارم چه کار آید مرا دیگر بهشت
گفت زاهد ترک دلبر گو بهشت آور بدست
گفتمش هرگز نخواهم بیرخ دلبر بهشت
دیدم اول قامتت زان پس رخت صد شکر من
طی نمودم چون قیامت را رسیدم بر بهشت
ذکر رخسارت بهر محضر رودای حوروش
بس سخن دارد طراوت گردد آنمحضر بهشت
بر قصور خویشتن البته گردد معترف
گر تو را گردد قرین با چهره انور بهشت
با سر کوی تواش روزی اگر نسبت دهند
بهر خود کی این شرافت را کند باور بهشت
گر نه گریانست از هجر بهشت عارضت
دارد از تسنیم کوثر از چه چشم تر بهشت
گر بتابد ز آتشین روی تو بر وی پرتوی
آنچنان سوزد که گردد تل خاکستر بهشت
ایکه چون خویت ندارد آتش سوزان جحیم
وی که چون رویت ندارد لاله احمر بهشت
هست دوزخ در دل اژدر تو عارض زیر زلف
کردهٔی پنهان و داری در دل اژدر بهشت
پیشت ار نام بهشت آرم مرنج از من از آنک
هست جای دوستان ساقی کوثر بهشت
قاسم خلد و سقر حیدر که در روز ازل
خلق شد بهر محبان وی از داور بهشت
دوستان خاص او پیش از اجل در جنتند
دیگران را گر شود منزل پس از محشر بهشت
بیولایش نی همین محروم از آن باشند امم
بلکه ممکن نیست بهر هیچ پیغمبر بهشت
گر بمهرش متفق بودند بودی بیسخن
جای خلق اولین و آخرین یکسر بهشت
این برآمد ز آنچه احمد گفت در خم غدیر
که نباشد جز برای پیرو حیدر بهشت
گر بعمر خود هزاران حج اکبر کردهای
بیولای او مخواه از خالق اکبر بهشت
خلق عالم جمله مشتاق بهشتند و ز جان
هست مشتاق محب حیدر صفدر بهشت
مادر نفس تو هرگه شد به بمهرش مطمئن
پس ترا باشد بزیر مقدم مادر بهشت
کس بگندم کی فرو شد باغ رضوان بوالبشر
داد از کف در هوای کوی آن سرور بهشت
جان فدای کوی آن سرور که هست از روضهاش
منفعل با آن صفای بیحد و بیمر بهشت
از عبادت فیالمثل گر بوذر و سلمان شوی
باز بخشندت بمهر خواجه قنبر بهشت
تا مدیح او بدفتر زد رقم کلک صغیر
شد ز فرط روحبخشی صفحه دفتر بهشت
شمارهٔ ۱۱ - در منقبت امام المتقین امیرالمؤمنین اسدالله الغالب علی علیهالسلام: نقاش نقش بیعدد ما سوا یکی استشمارهٔ ۱۳ - در مدح سفینه النجات حلال مشکلات امیرالمؤمنین علیهالسلام: روی حق روی حق نمای علیست
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
با وجود اینکه دارد طوبی و کوثر بهشت
از تو با این قامت و لب کی بود خوشتر بهشت
هوش مصنوعی: با وجود اینکه بهشت دارای درخت طوبی و رود کوثر است، اما با این قامت و لبخند تو، بهشت برای من زیباتر نیست.
نیست هرگز دلگشاتر از بهشت عارضت
هرچه باشد دلکش و جانبخش و جانپرور بهشت
هوش مصنوعی: هیچ چیزی دلپذیرتر از زیبایی چهرهات نیست؛ هر چیزی که دربارهاش بگوییم، روحافزا و شاداب کننده است.
داری از قد طوبی از رخ حور و از رخ سلسبیل
ای بهشتت خاکپا هستی ز پا تا سر بهشت
هوش مصنوعی: تو بینظیری و زیباییات همچون درخت طوبی و چهرهات همچون حوریان بهشتی و آب شیرین بهشت. در واقع تو تمام بهشت را از سر تا پا در وجود خود داری.
میکند کسب ای بهشتی روز خاک پای تو
آنچه میگویند دارد زینت و زیور بهشت
هوش مصنوعی: در روز قیامت، کسی که به پای تو خاک میافتد، بهشتی است و آنچه درباره زینت و زیبایی بهشت میگویند، در واقع به خاطر توست.
گوش کی بر وعده فردای زاهد میدهم
من که امروز از جمالت دارم اندر بر بهشت
هوش مصنوعی: من چرا به وعدههای فردای زاهد گوش کنم، در حالی که امروز از زیبایی تو در دلم بهشت را دارم؟
با خیالت در بهشتم نبودم در دل غمی
آری آری غم ندارد هرکه باشد در بهشت
هوش مصنوعی: با خیال تو در بهشت بودم، اما در دل غمی داشتم. آری، هر کسی که در بهشت باشد، غم ندارد.
آن بهشت آید بکارش کز تو افتاده است دور
من تو را دارم چه کار آید مرا دیگر بهشت
هوش مصنوعی: بهشت به کار آن کسی میآید که از تو دور شده است. اما اکنون من تو را دارم، پس بهشت دیگر برای من چه سودی دارد؟
گفت زاهد ترک دلبر گو بهشت آور بدست
گفتمش هرگز نخواهم بیرخ دلبر بهشت
هوش مصنوعی: زاهد به من گفت که برای بهشت باید از دوست دلبر دل بکنم. اما من پاسخ دادم که هرگز نمیتوانم بدون روی دلبر به بهشت بروم.
دیدم اول قامتت زان پس رخت صد شکر من
طی نمودم چون قیامت را رسیدم بر بهشت
هوش مصنوعی: اولین بار که قامت زیبایت را دیدم، سپس زیبایی چهرهات را، به قدری شکرگزار شدم که انگار روز قیامت را گذراندهام و به بهشت رسانده شدم.
ذکر رخسارت بهر محضر رودای حوروش
بس سخن دارد طراوت گردد آنمحضر بهشت
هوش مصنوعی: چهره تو سبب میشود که محفل بهشتی پر از حرف و حدیث شود و این محفل با زیبایی تو سرشار از طراوت و جذابیت میگردد.
بر قصور خویشتن البته گردد معترف
گر تو را گردد قرین با چهره انور بهشت
هوش مصنوعی: اگر به نقصهای خود اعتراف کنی، قطعاً در کنار چهره نورانی بهشت قرار خواهی گرفت.
با سر کوی تواش روزی اگر نسبت دهند
بهر خود کی این شرافت را کند باور بهشت
هوش مصنوعی: اگر روزی کسی به سر کوی تو برود و تو را به خود نسبت دهد، آیا این شرافت و مقام را کسی باور میکند که بهشت را از آن خود بداند؟
گر نه گریانست از هجر بهشت عارضت
دارد از تسنیم کوثر از چه چشم تر بهشت
هوش مصنوعی: اگر کسی از دوری بهشت و چهرهی تو گریه نمیکند، پس چرا چشمانش از بهشت تر است؟ این نشان میدهد که او از نوشیدنی کوثر و آب زلال تسنیم بهشت سیراب نشده است.
گر بتابد ز آتشین روی تو بر وی پرتوی
آنچنان سوزد که گردد تل خاکستر بهشت
هوش مصنوعی: اگر زیبایی چهرهی آتشین تو بر زمین بتابد، چنان تاثیری خواهد گذاشت که حتی بهشت هم به خاکستر تبدیل میشود.
ایکه چون خویت ندارد آتش سوزان جحیم
وی که چون رویت ندارد لاله احمر بهشت
هوش مصنوعی: اگر چهرهات آتش جهنم را ندارد، پس چگونه است که آتش جهنم بر تو تأثیری ندارد؟ و اگر چهرهات مانند گل قرمز بهشت نیست، پس چرا زیباییاش را در خود نمیبینی؟
هست دوزخ در دل اژدر تو عارض زیر زلف
کردهٔی پنهان و داری در دل اژدر بهشت
هوش مصنوعی: در قلب تو که شبیه به یک اژدهاست، جهنمی نهفته است. زیر موهای پیچیدهات، حالتی پنهان وجود دارد و در دل این اژدها، بهشتی نیز وجود دارد.
پیشت ار نام بهشت آرم مرنج از من از آنک
هست جای دوستان ساقی کوثر بهشت
هوش مصنوعی: اگر من نام بهشت را به زبان بیاورم، ناراحت نشوید؛ زیرا اینجا، جایی که دوستان جمع شدهاند، ساقی بهشت در حال خدمت است.
قاسم خلد و سقر حیدر که در روز ازل
خلق شد بهر محبان وی از داور بهشت
هوش مصنوعی: در روز آغازین آفرینش، به خاطر دوستداران حضرت علی (ع) بهشت و جهنم آفریده شد.
دوستان خاص او پیش از اجل در جنتند
دیگران را گر شود منزل پس از محشر بهشت
هوش مصنوعی: دوستان خاص او قبل از مرگ در بهشت هستند، ولی دیگران اگر بعد از قیامت به منزل برسند، به بهشت خواهند رفت.
بیولایش نی همین محروم از آن باشند امم
بلکه ممکن نیست بهر هیچ پیغمبر بهشت
هوش مصنوعی: بدون محبت و ولایت او، تنها این افراد از نعمتهای الهی محروم نیستند، بلکه به هیچ پیغمبری هم ورود به بهشت میسر نخواهد بود.
گر بمهرش متفق بودند بودی بیسخن
جای خلق اولین و آخرین یکسر بهشت
هوش مصنوعی: اگر همه به محبت او توافق میکردند، آنگاه بیگفتوگو، جایگاه تمام انسانها از ابتدا تا انتها به طور کامل بهشت بود.
این برآمد ز آنچه احمد گفت در خم غدیر
که نباشد جز برای پیرو حیدر بهشت
هوش مصنوعی: این مطلب از آنجایی نشأت میگیرد که پیامبر در روز غدیر خم فرمودند بهشت فقط برای پیروان علی (حیدر) خواهد بود و هیچ کس دیگری نمیتواند به آن دسترسی پیدا کند.
گر بعمر خود هزاران حج اکبر کردهای
بیولای او مخواه از خالق اکبر بهشت
هوش مصنوعی: اگر در طول زندگیات هزاران حج بزرگ انجام دادهای، بدون دوستی و محبت او چیزی از پروردگار بزرگ نخواه.
خلق عالم جمله مشتاق بهشتند و ز جان
هست مشتاق محب حیدر صفدر بهشت
هوش مصنوعی: تمامی مردم دنیا به بهشت علاقهمندند، اما جان انسانها به محبّت و عشق حیدر کرار (علی علیهالسلام) مشتاق است.
مادر نفس تو هرگه شد به بمهرش مطمئن
پس ترا باشد بزیر مقدم مادر بهشت
هوش مصنوعی: هرگاه نفس تو به محبت مادر مطمئن و دلگرم شود، پس تو را باید به زیر قدم مادر بهشت برد.
کس بگندم کی فرو شد باغ رضوان بوالبشر
داد از کف در هوای کوی آن سرور بهشت
هوش مصنوعی: اگر کسی به خدا نزند، باغ رضوان خراب میشود و چنین نیست که باری بهشتی برای اولین انسان از دست برود، چون او به عشق سرزمین آن معبود درآید.
جان فدای کوی آن سرور که هست از روضهاش
منفعل با آن صفای بیحد و بیمر بهشت
هوش مصنوعی: جانم فدای مسیر آن محبوبی میشود که با زیبایی بینظیرش هر باغی را تحت تاثیر قرار میدهد.
از عبادت فیالمثل گر بوذر و سلمان شوی
باز بخشندت بمهر خواجه قنبر بهشت
هوش مصنوعی: اگر به اندازهٔ بوذر و سلمان در عبادت و تقوا کوشا باشی، باز هم نمیتوانی بهشت را با اعمال خود به دست بیاوری و نیاز به رحمت و مهر خواجه قنبر (خادم امیرالمؤمنین) داری.
تا مدیح او بدفتر زد رقم کلک صغیر
شد ز فرط روحبخشی صفحه دفتر بهشت
هوش مصنوعی: زمانی که مدح و ستایش او در دفتر نوشته شد، قلم به خاطر شدت بخشندگی و جذابیت او، کوچک و گم شد و صفحه دفتر به مانند بهشت روحافزایی کرد.