گنجور

۹- آیات ۲۶ تا ۲۷

قُلِ اَللّٰهُمَّ مٰالِکَ اَلْمُلْکِ تُؤْتِی اَلْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ اَلْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ اَلْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۲۶) تُولِجُ اَللَّیْلَ فِی اَلنَّهٰارِ وَ تُولِجُ اَلنَّهٰارَ فِی اَللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ اَلْحَیَّ مِنَ اَلْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ اَلْمَیِّتَ مِنَ اَلْحَیِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ (۲۷)

بگو بار خدایا ای متصرف پادشاهی که می‌دهی پادشاهی را بآنکه می‌خواهی و می‌گیری پادشاهی را از آنکه می‌خواهی و عزیز می‌کنی آن را که می‌خواهی و خوار می‌گردانی آن را که می‌خواهی بدست تو است خوبی بدرستی که تو بر همه چیزی توانایی (۲۶) در می‌آوری شب را در روز و در می‌آوری روز را در شب و بیرون می‌آوری زنده را از مرده و بیرون می‌آوری مرده را از زنده و روزی می‌دهی آن را که می‌خواهی بی‌شمار (۲۷)

گو تویی ای آنکه بخشی تاج و گاه
بر تمام ملک هستی پادشاه
شاه آن باشد که هست از مشیتش
جان اشیاء در احاطۀ قدرتش
هر که را خواهی دهی ملک جهان
هم چو خواهی گیری از وی در زمان
تَنزِع اعنی مُلک دنیا وآنچه هست
منتقل زو گردد از دستی به دست
مُلک مُلک توست بر هر کس سزاست
بعضی از آن را دهی تا وقت خواست
باز گیری زو دهی بر دیگری
منتهی چون شد به دُم جوید سری
یافت عزّت آنکه یاری از تو جُست
دید ذلت آنکه خودبین گشت و سست
هر که را دانی به عزّت قابلش
در ولای خود کنی صاحبدلش
ظاهر و باطن عزیز از حق شود
وآنکه خودبین، خوار و بی رونق شود
پس به ذلت در خور آمد در وجود
مقتضی بود آنچه آمد در نمود
هست بر وفق اراده و مشیّتت
عزّت و ذلت به دست قدرتت
قادری بر منع و بر اعطاء تمام
بر هر آنچه آید از هستی به نام
منع و اعطاء، قبض و بسط و خفض و رفع
رنج و راحت، موت و احیاء، ضرّ و نفع
اندر اشیاء برقرار از واجب است
کو به فعل خود بر اشیاء غالب است
در بهاران از نسیم فرودین
باغها شد پر شکوفه و یاسمین
شد چو نوبت باز باد بهمنش
کَند آن کسوت به خواری از تنش
تا لباس عزّت اندر نوبهار
بعد ذلت پوشد او را کردگار
همچنین در هر مقام این دُرد و صاف
هست اندر جام گیتی بی گزاف
دُرد هم صاف است اندر جای خود
شب بود تاریک اما نیست بد
شب مَبین کز وی جهان بر ظلمت است
در نهادش صد هزاران حکمت است
سرّ آن دانی تو ای پروردگار
کآفریدی لیل و آوردی نهار
روز را آری به شب، شب را به روز
حیّ ز میّت، میّت از حیّ در رموز
آوری از نطفه آدم را برون
نطفه را هم ز آدمیِّ ذی شئون
رزق روحانی به جنّت از صواب
میدهی بر هر که خواهی بی حساب
روز فتح مکه از پروردگار
آمد این آیت بر آن فخر کبار
یا به روز حفر خندق در خبر
هست، کآمد بر رسول از دادگر
گفت روم و فارس زین پس بالیقین
فتح خواهد شد به دست مسلمین
مشرکان گفتند تازه در سَر او
فکر روم و فارس دارد آرزو
نیست او را مکه کافی در گشاد
دارد اندر دل تمنّای بلاد
با تنی چند از مساکین عرب
فتح روم و فارس نتوان بی سبب
آمد این آیت که ملک است از خدای
میدهد بر هر که خواهد از رضای
۸- آیات ۲۳ تا ۲۵: أَلَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ اَلْکِتٰابِ یُدْعَوْنَ إِلیٰ کِتٰابِ اَللّٰهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَتَوَلّٰی فَرِیقٌ مِنْهُمْ وَ هُمْ مُعْرِضُونَ (۲۳) ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَنْ تَمَسَّنَا اَلنّٰارُ إِلاّٰ أَیّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ وَ غَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ (۲۴) فَکَیْفَ إِذٰا جَمَعْنٰاهُمْ لِیَوْمٍ لاٰ رَیْبَ فِیهِ وَ وُفِّیَتْ کُلُّ نَفْسٍ مٰا کَسَبَتْ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ (۲۵)۱۰- آیات ۲۸ تا ۳۰: لاٰ یَتَّخِذِ اَلْمُؤْمِنُونَ اَلْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اَللّٰهِ فِی شَیْ‌ءٍ إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاةً وَ یُحَذِّرُکُمُ اَللّٰهُ نَفْسَهُ وَ إِلَی اَللّٰهِ اَلْمَصِیرُ (۲۸) قُلْ إِنْ تُخْفُوا مٰا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اَللّٰهُ وَ یَعْلَمُ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ وَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۲۹) یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مٰا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُحْضَراً وَ مٰا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهٰا وَ بَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً وَ یُحَذِّرُکُمُ اَللّٰهُ نَفْسَهُ وَ اَللّٰهُ رَؤُفٌ بِالْعِبٰادِ (۳۰)

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: خانم مقصودی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

قُلِ اَللّٰهُمَّ مٰالِکَ اَلْمُلْکِ تُؤْتِی اَلْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ اَلْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ اَلْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدِیرٌ (۲۶) تُولِجُ اَللَّیْلَ فِی اَلنَّهٰارِ وَ تُولِجُ اَلنَّهٰارَ فِی اَللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ اَلْحَیَّ مِنَ اَلْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ اَلْمَیِّتَ مِنَ اَلْحَیِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ (۲۷)
هوش مصنوعی: ای خدا، تو صاحب سلطنت هستی، به هر که بخواهی حکومت می‌دهی و از هر که بخواهی آن را می‌گیری. به کسی که بخواهی عزت می‌دهی و به کسی که بخواهی خوار می‌کنی. همه خوبی‌ها در دست توست و تو بر هر چیزی توانایی. تو شب را در روز وارد می‌کنی و روز را در شب، و زنده را از مرده خارج می‌سازی و مرده را از زنده. و به هر که بخواهی بی‌حساب روزی می‌دهی.
بگو بار خدایا ای متصرف پادشاهی که می‌دهی پادشاهی را بآنکه می‌خواهی و می‌گیری پادشاهی را از آنکه می‌خواهی و عزیز می‌کنی آن را که می‌خواهی و خوار می‌گردانی آن را که می‌خواهی بدست تو است خوبی بدرستی که تو بر همه چیزی توانایی (۲۶) در می‌آوری شب را در روز و در می‌آوری روز را در شب و بیرون می‌آوری زنده را از مرده و بیرون می‌آوری مرده را از زنده و روزی می‌دهی آن را که می‌خواهی بی‌شمار (۲۷)
هوش مصنوعی: ای خداوندی که پادشاهی را به هر کسی که بخواهی می‌دهی و از کسی که بخواهی می‌گیری. تو به هر کسی که بخواهی عزت می‌بخشی و به هر کسی که بخواهی ذلیل می‌کنی. همه خوبی‌ها به دست توست و به راستی که تو بر همه چیز توانا هستی. شب را به روز درمی‌آوری و روز را به شب. زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون می‌آوری و روزی می‌دهی به هر که بخواهی، بی‌نهایت.
گو تویی ای آنکه بخشی تاج و گاه
بر تمام ملک هستی پادشاه
هوش مصنوعی: ای تو که گاهی تاج بر سر داری و گاهی بر تمام سرزمین‌ها پادشاهی می‌کنی، تو همان کسی هستی که در همه‌جا سلطنت می‌کنی.
شاه آن باشد که هست از مشیتش
جان اشیاء در احاطۀ قدرتش
هوش مصنوعی: پادشاه واقعی کسی است که با مشیت و تصمیمات خود، جان تمام موجودات را تحت تأثیر قدرت خود درآورد.
هر که را خواهی دهی ملک جهان
هم چو خواهی گیری از وی در زمان
هوش مصنوعی: هر کسی را که بخواهی، می‌توانی به او سلطنت دنیا را ببخشی و هر زمانی که بخواهی، می‌توانی این نعمت را از او بگیری.
تَنزِع اعنی مُلک دنیا وآنچه هست
منتقل زو گردد از دستی به دست
هوش مصنوعی: دست قدرت و سلطنت دنیا از دستی به دست دیگر منتقل می‌شود و هیچ چیز دائمی نیست.
مُلک مُلک توست بر هر کس سزاست
بعضی از آن را دهی تا وقت خواست
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هر کس به نسبت شایستگی و لیاقتش باید از دارایی‌ها و منابعی که در اختیار توست بهره‌مند شود، و تو می‌توانی به کسانی که مناسب می‌بینی، مقداری از این دارایی‌ها را بدهی تا زمانی که نیاز داشته باشند.
باز گیری زو دهی بر دیگری
منتهی چون شد به دُم جوید سری
هوش مصنوعی: اگر از کسی چیزی بگیری و آن را به دیگری بدهی، در نهایت ممکن است خودت دنبال نتیجه و عواقب آن باشی.
یافت عزّت آنکه یاری از تو جُست
دید ذلت آنکه خودبین گشت و سست
هوش مصنوعی: کسی که به دیگران برای کمک و حمایت روی می‌آورد، به مقام و عزت می‌رسد، اما کسی که تنها بر خود اکتفا کند و به خودخواهی گرایش پیدا کند، به ذلت و ناتوانی دچار می‌شود.
هر که را دانی به عزّت قابلش
در ولای خود کنی صاحبدلش
هوش مصنوعی: هر کسی را که بشناسی و او را شایسته و با عزت بدانی، در سرزمین خودت می‌توانی به او احترام بگذاری و ارزش او را درک کنی.
ظاهر و باطن عزیز از حق شود
وآنکه خودبین، خوار و بی رونق شود
هوش مصنوعی: ظاهر و باطن کسی که عزیز و محترم است، از حقیقت سرچشمه می‌گیرد؛ اما کسی که به خود غره باشد، ذلیل و بی‌فرجام می‌شود.
پس به ذلت در خور آمد در وجود
مقتضی بود آنچه آمد در نمود
هوش مصنوعی: پس به خاطر شرایط موجود، آنچه رخ داد، نتیجه‌ای طبیعی و لازم بود.
هست بر وفق اراده و مشیّتت
عزّت و ذلت به دست قدرتت
هوش مصنوعی: تمام عزت و ذلت در اختیار اراده و قدرت تو قرار دارد.
قادری بر منع و بر اعطاء تمام
بر هر آنچه آید از هستی به نام
هوش مصنوعی: توانایی واگذاری و منع کردن از هر چیزی را دارد و هر آنچه که از وجود پدید می‌آید، به نام اوست.
منع و اعطاء، قبض و بسط و خفض و رفع
رنج و راحت، موت و احیاء، ضرّ و نفع
هوش مصنوعی: در زندگی، همواره حالاتی وجود دارد که ما یا چیزی را از دست می‌دهیم یا به دست می‌آوریم؛ همچنین در مورد احساسات و وضعیت‌ها، ممکن است دچار سختی یا آسودگی شویم. ما با مسائلی مثل زندگی و مرگ، آسیب و فایده هم مواجه هستیم.
اندر اشیاء برقرار از واجب است
کو به فعل خود بر اشیاء غالب است
هوش مصنوعی: در میان اشیاء، وجودِ یک حقیقت ضروری است که با اثرگذاری‌اش بر موجودات، بر آن‌ها تسلط دارد.
در بهاران از نسیم فرودین
باغها شد پر شکوفه و یاسمین
هوش مصنوعی: در بهار، با وزش نسیم فرودین، باغ‌ها پر از شکوفه و یاس‌منوی می‌شوند.
شد چو نوبت باز باد بهمنش
کَند آن کسوت به خواری از تنش
هوش مصنوعی: زمانی که نوبت وزش باد در بهمن رسید، او آن لباس را که نماد پاکی و اعتبارش بود با خفت از تن خارج کرد.
تا لباس عزّت اندر نوبهار
بعد ذلت پوشد او را کردگار
هوش مصنوعی: در فصل بهار، خداوند آن شخص را که قبلاً در ذلت و خاری بود، با لباس احترام و عزت می‌آراید.
همچنین در هر مقام این دُرد و صاف
هست اندر جام گیتی بی گزاف
هوش مصنوعی: این دنیا پر از چالش‌ها و مشکلات است، اما در هر شرایطی می‌توان به آرامش و روشنی دست یافت. در حقیقت، آنچه که به نظر می‌رسد دشوار و پیچیده باشد، در واقع می‌تواند ساده و بی‌دلیل باشد.
دُرد هم صاف است اندر جای خود
شب بود تاریک اما نیست بد
هوش مصنوعی: درد اگرچه در زندگی وجود دارد و به نظر می‌رسد که دشواری‌هایی را به همراه دارد، اما در نهایت طبیعی و بخشی از زندگی است. شب و تاریکی نیز می‌توانند معانی خاصی داشته باشند و گاهی لازم است تا از آن‌ها گذر کنیم تا به روشنایی برسیم. در واقع، این مشکلات و سختی‌ها باعث رشد و یادگیری ما می‌شوند و نباید از آن‌ها بترسیم.
شب مَبین کز وی جهان بر ظلمت است
در نهادش صد هزاران حکمت است
هوش مصنوعی: شب را نبین که جهان را در خود تاریکی فرو برده، زیرا در دل این تاریکی، هزاران حکمت نهفته است.
سرّ آن دانی تو ای پروردگار
کآفریدی لیل و آوردی نهار
هوش مصنوعی: راز آن را فقط تو می‌دانی، ای خداوند، که شب را آفریدی و روز را به وجود آوردی.
روز را آری به شب، شب را به روز
حیّ ز میّت، میّت از حیّ در رموز
هوش مصنوعی: روز را به شب و شب را به روز تبدیل کن، چرا که زندگی از مرده و مرده از زندگی در رمز و راز است.
آوری از نطفه آدم را برون
نطفه را هم ز آدمیِّ ذی شئون
هوش مصنوعی: انسانی از نطفه به وجود می‌آید که خود نیز از نطفه‌ای دیگر به وجود آمده است. این فرآیند به نوعی ادامه نسل و ارتباط میان انسان‌ها و ذاتیات آن‌ها را نشان می‌دهد.
رزق روحانی به جنّت از صواب
میدهی بر هر که خواهی بی حساب
هوش مصنوعی: خداوند به هر کسی که بخواهد، به طور بی‌حساب روزی‌های معنوی و بهشتی عطا می‌کند.
روز فتح مکه از پروردگار
آمد این آیت بر آن فخر کبار
هوش مصنوعی: در روز پیروزی مکه، این نشانه از سوی خداوند نازل شد برای آن بزرگوار.
یا به روز حفر خندق در خبر
هست، کآمد بر رسول از دادگر
هوش مصنوعی: در روزی که خندق حفر شد، خبرهایی به پیامبر رسید که نشان‌دهنده عدالت و انصاف خداوند بود.
گفت روم و فارس زین پس بالیقین
فتح خواهد شد به دست مسلمین
هوش مصنوعی: او می‌گوید که از این پس مطمئن است که سرزمین روم و فارس به دست مسلمانان فتح خواهد شد.
مشرکان گفتند تازه در سَر او
فکر روم و فارس دارد آرزو
هوش مصنوعی: مشرکان گفتند که او تازه به فکر سرزمین روم و فارس است و آرزوهای بزرگی در سر دارد.
نیست او را مکه کافی در گشاد
دارد اندر دل تمنّای بلاد
هوش مصنوعی: او به مکه نیاز ندارد چون در دلش آرزوی سرزمین‌های دیگر را دارد.
با تنی چند از مساکین عرب
فتح روم و فارس نتوان بی سبب
هوش مصنوعی: برای فتح روم و فارس، نمی‌توان تنها به تعداد کمی از مسکینان عرب تکیه کرد؛ بلکه نیاز به دلیل و انگیزه‌ای قوی‌تر است.
آمد این آیت که ملک است از خدای
میدهد بر هر که خواهد از رضای
هوش مصنوعی: این آیت نشان می‌دهد که خداوند از روی رضایت و خواست خود، سلطنت و حکم را به هر کس که بخواهد عطا می‌کند.