گنجور

۲- آیات ۹ تا ۱۶

وَ هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ (۹) إِذْ رَأیٰ نٰاراً فَقٰالَ لِأَهْلِهِ اُمْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نٰاراً لَعَلِّی آتِیکُمْ مِنْهٰا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَی اَلنّٰارِ هُدیً (۱۰) فَلَمّٰا أَتٰاهٰا نُودِیَ یٰا مُوسیٰ (۱۱) إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوٰادِ اَلْمُقَدَّسِ طُویً (۱۲) وَ أَنَا اِخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمٰا یُوحیٰ (۱۳) إِنَّنِی أَنَا اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ اَلصَّلاٰةَ لِذِکْرِی (۱۴) إِنَّ اَلسّٰاعَةَ آتِیَةٌ أَکٰادُ أُخْفِیهٰا لِتُجْزیٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا تَسْعیٰ (۱۵) فَلاٰ یَصُدَّنَّکَ عَنْهٰا مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهٰا وَ اِتَّبَعَ هَوٰاهُ فَتَرْدیٰ (۱۶)

و بدرستی که آمد ترا حکایت موسی (۹) چون دید آتشی پس گفت مر کسانش را درنگ کنید بدرستی که من دیدم آتشی را باشد که بیارم شما را از آن گیرانیده شعلۀ یا بیابم بر آن آتش هدایتی (۱۰) پس چون آمد آن را ندا کرده شد که ای موسی (۱۱) بدرستی که منم پروردگار تو پس بیرون کن نعلین خود را بدرستی که تو بوادی پاکیزه طوائی (۱۲) و من برگزیدم ترا پس گوش بدار مر آنچه وحی کرده شوند (۱۳) بدرستی که منم خدایی که نیست خدایی مگر من پس بپرست بر پای دار نماز را برای ذکر من (۱۴) بدرستی که قیامت آینده است می‌خواهم پنهان دارمش تا جزا داده شود هر تنی بآنچه می‌کوشد (۱۵) پس باز ندارد تو را از آن کسی که ایمان نمی‌آورد بآن و پیروی کرد خواهش را پس هلاک شوی (۱۶)

« در بیان حکایت حضرت موسی(ع) »

آمد آیا بر تو از موسی خبر
آتشی چو از دور دید او در نظر
گفت با اهلش کنید اینجا درنگ
کآتشی دیدم ز دور اسپید رنگ
برف میبارید و شب بس بود تار
سنگ و آهن هر چه زد ناورد نار
رفته بود از برفشان از دست راه
در بیابان، نی جداری نی پناه
شد صفورا وضع حملش بس قریب
درد از او بربود آرام و شکیب
درفکند او سنگ و آهن را ز خشم
دید از دور آتشی را پس به چشم
گفت دیدم آتشی را شعله ساز
اندر این موقع شما مانید باز
تا روم من شاید اندر چاره ای
آرم از آتش همانا پاره ای
رهنمایی یا از آن آرم به دست
مر توان از خوف این شب باز رست
چونکه آمد نزد آتش باز دید
از درختی سبز ، ناری بس سفید
شعله بار از پای تا سر زآن درخت
نی کس آنجا در تعجب ماند سخت
مر نداء کرده شد آنگاه از هدی
که من ای موسی تو را باشم خدا
دیوش آورد این به وهم اندر مقام
که مگر ز ابلیس باشد این کلام
گفت موسی پس ز عقل مقتدا
نیستم شک کاین بود قول خدا
زآنکه از هر جانب آید این خروش
هم هر آن عضوم بر این صوت است گوش
هست مروی چونکه دید آن نخل و نار
گشت ترسان کرد رو اندر فرار
زآنکه دید از سبزی نخل آن وفی
می نگردد هیچ آتش منتفی
هم نه آتش سوخت برگ آن درخت
از شهود این عجب ترسید سخت
یا که چون نزدیک می شد او به نار
سوی دیگر رفتی آتش ز اختیار
خواست بگریزد شد آتش رو به رو
بانگ از إنِّی أنَا االله زد به او
موسیا من باشمت پروردگار
نک ز پا نعلین کونین اندر آر
شو مجرد جمله از نفس و بدن
وصف خود را کن فناء در وصف من
این است وادیِ مقدس که طوی ست
باید افکند ار که نعلینی به پاست
عالم روح اعنی آن کو برتر است
از علایق که به صورت درخور است
برگزیدم من تو را ، پس گوش دار
وحی کرده آنچه گشت از کردگار
من خدای برحقم، نبود خدای
غیر من، پس بندگی کن مر مرای
دار برپا بهر یاد من نماز
یاد معبود است واجب در نیاز
باشد آینده قیامت بی گمان
هست نزدیک آنکه مخفی سازم آن
تا هر آن نفسی جزاء داده شود
بر هر آنچه اشتابد او از نیک و بد
باز پس باید ندارد زآن تو را
آنکه مؤمن نیست در یوم الجزا
گشته تابع بر هوای نفس دون
پس هلاک از وی شوی در آزمون
۱- آیات ۱ تا ۸: بسم االله الرحمن الرحیم۳- آیات ۱۷ تا ۳۵: وَ مٰا تِلْکَ بِیَمِینِکَ یٰا مُوسیٰ (۱۷) قٰالَ هِیَ عَصٰایَ أَتَوَکَّؤُا عَلَیْهٰا وَ أَهُشُّ بِهٰا عَلیٰ غَنَمِی وَ لِیَ فِیهٰا مَآرِبُ أُخْریٰ (۱۸) قٰالَ أَلْقِهٰا یٰا مُوسیٰ (۱۹) فَأَلْقٰاهٰا فَإِذٰا هِیَ حَیَّةٌ تَسْعیٰ (۲۰) قٰالَ خُذْهٰا وَ لاٰ تَخَفْ سَنُعِیدُهٰا سِیرَتَهَا اَلْأُولیٰ (۲۱) وَ اُضْمُمْ یَدَکَ إِلیٰ جَنٰاحِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ آیَةً أُخْریٰ (۲۲) لِنُرِیَکَ مِنْ آیٰاتِنَا اَلْکُبْریٰ (۲۳) اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ (۲۴) قٰالَ رَبِّ اِشْرَحْ لِی صَدْرِی (۲۵) وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی (۲۶) وَ اُحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسٰانِی (۲۷) یَفْقَهُوا قَوْلِی (۲۸) وَ اِجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی (۲۹) هٰارُونَ أَخِی (۳۰) اُشْدُدْ بِهِ أَزْرِی (۳۱) وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی (۳۲) کَیْ نُسَبِّحَکَ کَثِیراً (۳۳) وَ نَذْکُرَکَ کَثِیراً (۳۴) إِنَّکَ کُنْتَ بِنٰا بَصِیراً (۳۵)

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: خانم مقصودی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

وَ هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ (۹) إِذْ رَأیٰ نٰاراً فَقٰالَ لِأَهْلِهِ اُمْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نٰاراً لَعَلِّی آتِیکُمْ مِنْهٰا بِقَبَسٍ أَوْ أَجِدُ عَلَی اَلنّٰارِ هُدیً (۱۰) فَلَمّٰا أَتٰاهٰا نُودِیَ یٰا مُوسیٰ (۱۱) إِنِّی أَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوٰادِ اَلْمُقَدَّسِ طُویً (۱۲) وَ أَنَا اِخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمٰا یُوحیٰ (۱۳) إِنَّنِی أَنَا اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا فَاعْبُدْنِی وَ أَقِمِ اَلصَّلاٰةَ لِذِکْرِی (۱۴) إِنَّ اَلسّٰاعَةَ آتِیَةٌ أَکٰادُ أُخْفِیهٰا لِتُجْزیٰ کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا تَسْعیٰ (۱۵) فَلاٰ یَصُدَّنَّکَ عَنْهٰا مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهٰا وَ اِتَّبَعَ هَوٰاهُ فَتَرْدیٰ (۱۶)
هوش مصنوعی: آیا داستان موسی به تو رسیده است؟ وقتی او آتش را دید، به خانواده‌اش گفت بمانید، من آتش را احساس کرده‌ام، شاید بتوانم از آن شعله‌ای برای شما بیاورم یا راهی در آتش پیدا کنم. وقتی به آتش نزدیک شد، صدایی به او گفت: ای موسی، من پروردگار تو هستم، پس کفش‌هایت را درآور، زیرا تو در دره مقدس طور هستی. من تو را برگزیده‌ام، پس به آنچه وحی می‌شود گوش فرا ده. من الله هستم، معبودی جز من نیست، مرا عبادت کن و نماز را به یاد من برپا دار. قطعا ساعت قیامت نزدیک می‌آید، آن را تقریباً پنهان کرده‌ام تا هر انسانی جزای اعمال خود را ببیند. پس کسی که به آن ایمان ندارد و از تمایلات خود پیروی می‌کند، تو را از آن دور نکند که به هلاکت می‌رسی.
و بدرستی که آمد ترا حکایت موسی (۹) چون دید آتشی پس گفت مر کسانش را درنگ کنید بدرستی که من دیدم آتشی را باشد که بیارم شما را از آن گیرانیده شعلۀ یا بیابم بر آن آتش هدایتی (۱۰) پس چون آمد آن را ندا کرده شد که ای موسی (۱۱) بدرستی که منم پروردگار تو پس بیرون کن نعلین خود را بدرستی که تو بوادی پاکیزه طوائی (۱۲) و من برگزیدم ترا پس گوش بدار مر آنچه وحی کرده شوند (۱۳) بدرستی که منم خدایی که نیست خدایی مگر من پس بپرست بر پای دار نماز را برای ذکر من (۱۴) بدرستی که قیامت آینده است می‌خواهم پنهان دارمش تا جزا داده شود هر تنی بآنچه می‌کوشد (۱۵) پس باز ندارد تو را از آن کسی که ایمان نمی‌آورد بآن و پیروی کرد خواهش را پس هلاک شوی (۱۶)
هوش مصنوعی: و راستاً داستان موسی اینگونه است که وقتی آتشی را دید، به همراهانش گفت که درنگ کنند، زیرا آتش را دیده که می‌خواهم از آن چیزی بیاورم یا شاید راهی را در آن بیابم. وقتی به آتش نزدیک شد، صدایی به او رسید که ای موسی، من پروردگار تو هستم. نعلین خود را درآور، چون تو در سرزمین پاکیزه طوای وجود داری و من تو را برگزیده‌ام. به آنچه که وحی می‌شود گوش بسپار، زیرا من خدایی هستم جز من خدایی نیست. باید من را بپرستید و نماز را برای ذکر من برپا دارید. به یقین قیامت نزدیک است و می‌خواهم آن را پنهان نگه‌دارم تا هر کسی به خاطر اعمالش پاداش ببیند. مواظب باش که از کسانی که به آن ایمان نمی‌آورند پیروی نکنی، زیرا اینکار تو را به هلاکت می‌رساند.
« در بیان حکایت حضرت موسی(ع) »
هوش مصنوعی: در داستان حضرت موسی (ع)، به وقایع و تجربیات وی در مسیر پیامبری و هدایت قومش پرداخته شده است. این حکایت شامل چالش‌ها، معجزات و نشانه‌هایی است که نشان‌دهنده قدرت و رحمت الهی است. همچنین به نبرد او با فرعون و تلاش برای آزادسازی بنی‌اسرائیل از ظلم و ستم اشاره می‌شود. این روایت به نحوی عمیق به اصول ایمان، توکل به خدا و مبارزه با ستمگران می‌پردازد و الهام‌بخش بسیاری از انسان‌ها در طول تاریخ بوده است.
آمد آیا بر تو از موسی خبر
آتشی چو از دور دید او در نظر
هوش مصنوعی: آیا از موسی خبری به تو رسیده که او آتش را از دور دید؟
گفت با اهلش کنید اینجا درنگ
کآتشی دیدم ز دور اسپید رنگ
هوش مصنوعی: پیشنهاد می‌شود که در اینجا با اهالی این محل بمانید، زیرا از دور آتش سفیدی را مشاهده کرده‌ام.
برف میبارید و شب بس بود تار
سنگ و آهن هر چه زد ناورد نار
هوش مصنوعی: برف می‌بارید و شب بسیار تاریک بود. هر چه به سنگ و آهن ضربه زد، آتش روشن نشد.
رفته بود از برفشان از دست راه
در بیابان، نی جداری نی پناه
هوش مصنوعی: او در بیابان گم شده و از شدت سرما مجبور شده تا دور از دیگران و بدون پناهگاه بماند. در این شرایط سخت، نه راهی برای نجات دارد و نه کسی به کمکش می‌آید.
شد صفورا وضع حملش بس قریب
درد از او بربود آرام و شکیب
هوش مصنوعی: صفورا به زایمان نزدیک شده و درد زایمان او را به شدت آزار می‌دهد، اما او با آرامش و صبر این را تحمل می‌کند.
درفکند او سنگ و آهن را ز خشم
دید از دور آتشی را پس به چشم
هوش مصنوعی: او به خاطر خشمش، سنگ و آهن را از دست انداخت و از دور شعله‌ای آتش را مشاهده کرد.
گفت دیدم آتشی را شعله ساز
اندر این موقع شما مانید باز
هوش مصنوعی: گفت: دیدم آتشی که شعله‌اش در این زمان به وضعیت شما شباهت دارد، شما هم درنگ کنید و توجه تان را جلب کنید.
تا روم من شاید اندر چاره ای
آرم از آتش همانا پاره ای
هوش مصنوعی: من از اینجا می‌روم تا شاید بتوانم در حل مشکلی چیزی را از آتش بیرون بیاورم.
رهنمایی یا از آن آرم به دست
مر توان از خوف این شب باز رست
هوش مصنوعی: اگر راهنمایی برایم باشی، می‌توانم از این شب تاریک و ترسناک به راحتی عبور کنم.
چونکه آمد نزد آتش باز دید
از درختی سبز ، ناری بس سفید
هوش مصنوعی: وقتی که نزد آتش رفت، متوجه شد که از درختی سبز، شعله‌ای سفید رنگ می‌خیزد.
شعله بار از پای تا سر زآن درخت
نی کس آنجا در تعجب ماند سخت
هوش مصنوعی: دمی که از درخت شعله‌های آتش به پا خیزد و همه جا را پر کند، هیچ‌کس نمی‌تواند از دیدن این صحنه شگفت‌زده نشود.
مر نداء کرده شد آنگاه از هدی
که من ای موسی تو را باشم خدا
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به آن است که خداوند به موسی اعلام کرده است که او را انتخاب کرده و با او سخن می‌گوید. این بیان نشان‌دهنده نزدیکی و ارتباط خاص میان موسی و خداوند است.
دیوش آورد این به وهم اندر مقام
که مگر ز ابلیس باشد این کلام
هوش مصنوعی: این فکر به ذهن آمده که شاید این گفته از ابلیس باشد که با روح انسان بازی می‌کند و او را به وسوسه می‌اندازد.
گفت موسی پس ز عقل مقتدا
نیستم شک کاین بود قول خدا
هوش مصنوعی: موسی گفت: من رهبر عاقل نیستم، شکی در این نیست که این سخن خداوند است.
زآنکه از هر جانب آید این خروش
هم هر آن عضوم بر این صوت است گوش
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر این است که هر صدایی که از اطراف می‌رسد، تأثیری بر هر قسمت از وجود ما دارد و ما به آن صداها توجه می‌کنیم. به عبارت دیگر، هر جنبه‌ای از زندگی و محیط اطراف ما می‌تواند بر احساسات و واکنش‌های ما تأثیر بگذارد.
هست مروی چونکه دید آن نخل و نار
گشت ترسان کرد رو اندر فرار
هوش مصنوعی: چون درخت نخل و درخت نار را دید، به ترس افتاد و به سرعت فرار کرد.
زآنکه دید از سبزی نخل آن وفی
می نگردد هیچ آتش منتفی
هوش مصنوعی: چون وفا را از سبزی نخل مشاهده کرد، هیچ آتش و تیزی را نمی‌بیند.
هم نه آتش سوخت برگ آن درخت
از شهود این عجب ترسید سخت
هوش مصنوعی: آتش، برگ آن درخت را نسوزاند؛ بلکه او به شدت از دیدن این حالت دچار حیرت و ترس شد.
یا که چون نزدیک می شد او به نار
سوی دیگر رفتی آتش ز اختیار
هوش مصنوعی: یا زمانی که او به آتش نزدیک می‌شد، تو به سمت دیگری فرار کردی و آتش از کنترل تو خارج شد.
خواست بگریزد شد آتش رو به رو
بانگ از إنِّی أنَا االله زد به او
هوش مصنوعی: او خواست که از چیزی فرار کند، اما ناگهان با آتش مواجه شد و صدایی به او گفت: «منم خدا» و این صدا او را متوقف کرد.
موسیا من باشمت پروردگار
نک ز پا نعلین کونین اندر آر
هوش مصنوعی: ای موسی! من تو را پرورش می‌دهم، اما نه به گونه‌ای که بر دنیای مادی پا بگذاری.
شو مجرد جمله از نفس و بدن
وصف خود را کن فناء در وصف من
هوش مصنوعی: برای اینکه خودت را از قید جسم و نفس رها کنی، باید در توصیف من غرق شوی و به بیان ویژگی‌های من بپردازی.
این است وادیِ مقدس که طوی ست
باید افکند ار که نعلینی به پاست
هوش مصنوعی: این مکان، سرزمین مقدسی است که باید در آن قدم برداشت، اگر کسی بر خود نعلینی داشته باشد.
عالم روح اعنی آن کو برتر است
از علایق که به صورت درخور است
هوش مصنوعی: عالم روح به معنای کسی است که فراتر از وابستگی‌ها و ظاهر چیزها قرار دارد و به عمق و حقیقت وجود دست یافته است. این فرد از دنیای مادی و شکل‌های ظاهری فاصله گرفته و درک عمیق‌تری از هستی دارد.
برگزیدم من تو را ، پس گوش دار
وحی کرده آنچه گشت از کردگار
هوش مصنوعی: من تو را انتخاب کردم، پس توجه کن که وحی کرده به من آنچه از خداوند به وقوع پیوسته است.
من خدای برحقم، نبود خدای
غیر من، پس بندگی کن مر مرای
هوش مصنوعی: من تنها خداوندِ حقیقی هستم و هیچ خدایی جز من وجود ندارد، پس به من بندگی و خدمت کن.
دار برپا بهر یاد من نماز
یاد معبود است واجب در نیاز
هوش مصنوعی: برای یاد من، مراسمی برپا کن که نشانه‌ای از عبادت خداوند و دعای نیاز است.
باشد آینده قیامت بی گمان
هست نزدیک آنکه مخفی سازم آن
هوش مصنوعی: آینده قیامت به طور قطع نزدیک است، هرچند که من آن را پنهان کنم.
تا هر آن نفسی جزاء داده شود
بر هر آنچه اشتابد او از نیک و بد
هوش مصنوعی: هر لحظه که نفس می‌کشد، انسان به خاطر هر عمل خوب و بدی که انجام می‌دهد، پاداش یا جزا دریافت خواهد کرد.
باز پس باید ندارد زآن تو را
آنکه مؤمن نیست در یوم الجزا
هوش مصنوعی: آن‌که در روز قیامت مؤمن نیست، نباید انتظار بازپس‌گیری چیزی از تو را داشته باشد.
گشته تابع بر هوای نفس دون
پس هلاک از وی شوی در آزمون
هوش مصنوعی: اگر بر خواسته‌های نفسانی پایین خود تسلیم شوی، در آزمون زندگی نابود خواهی شد.