گنجور

۴- آیات ۲۲ تا ۳۳

فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکٰاناً قَصِیًّا (۲۲) فَأَجٰاءَهَا اَلْمَخٰاضُ إِلیٰ جِذْعِ اَلنَّخْلَةِ قٰالَتْ یٰا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هٰذٰا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا (۲۳) فَنٰادٰاهٰا مِنْ تَحْتِهٰا أَلاّٰ تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا (۲۴) وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ اَلنَّخْلَةِ تُسٰاقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا (۲۵) فَکُلِی وَ اِشْرَبِی وَ قَرِّی عَیْناً فَإِمّٰا تَرَیِنَّ مِنَ اَلْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمٰنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ اَلْیَوْمَ إِنْسِیًّا (۲۶) فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهٰا تَحْمِلُهُ قٰالُوا یٰا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا (۲۷) یٰا أُخْتَ هٰارُونَ مٰا کٰانَ أَبُوکِ اِمْرَأَ سَوْءٍ وَ مٰا کٰانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا (۲۸) فَأَشٰارَتْ إِلَیْهِ قٰالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کٰانَ فِی اَلْمَهْدِ صَبِیًّا (۲۹) قٰالَ إِنِّی عَبْدُ اَللّٰهِ آتٰانِیَ اَلْکِتٰابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا (۳۰) وَ جَعَلَنِی مُبٰارَکاً أَیْنَ مٰا کُنْتُ وَ أَوْصٰانِی بِالصَّلاٰةِ وَ اَلزَّکٰاةِ مٰا دُمْتُ حَیًّا (۳۱) وَ بَرًّا بِوٰالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبّٰاراً شَقِیًّا (۳۲) وَ اَلسَّلاٰمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا (۳۳)

پس بار گرفت باو پس کناره گزید باو در جایی قرار داده شده (۲۲) پس آوردش درد زادن سوی تنه درخت خرما گفت ای کاش من مرده بودم پیش از این و بودم فراموش شده از یاد رفته (۲۳) پس ندا کرد او را عیسی یا جبرئیل از زیرش که اندوه مدار که بدرستی که گردانید پروردگار تو در زیرت نهری (۲۴) و بکش بسوی خود درخت خرما را که فرو می‌ریزاند بر تو رطب تازه چیده (۲۵) پس بخور و بیاشام و بیارام از راه چشم پس اگر نه بینی از انسان احدی را پس بگوی من نذر کرده‌ام بر خدای بخشنده روزه پس سخن نمی‌کنم امروز آدمی را (۲۶) پس آورد او را نزد قومش که برداشته بود او را گفتند ای مریم بحقیقت آوردی چیزی عجب و بد (۲۷) ای خواهر هارون نبود پدرت مرد بدی و نبود مادرت بدکاره (۲۸) پس اشاره کرد باو گفتند چگونه سخن گوئیم با کسی که باشد در گهواره کودک (۲۹) گفت بدرستی که منم بنده خدا داده مرا کتاب و گردانید مرا پیغمبر (۳۰) و گردانید مرا با برکت هر جا باشم و وصیت کرد مرا بنماز و زکاة مادامی که باشم زنده (۳۱) و نیکی بمادرم و نگردانید مرا سرکش بدبخت (۳۲) و سلام بر من روزی که زاده شوم و روزی که می‌میرم و روزی که برانگیخته شوم زنده (۳۳)

گشت مریم پس رضاء بی فاصله
شد ز نفخ جبرئیلی حامله
گوشه ای بگرفت پس دور از بلد
ز انفعال حمل از خویشان خود
پس ورا آورد مر درد مخاض
سوی جِذْعِ النخلة با صد انقباض
گفت بودم مرده کاش از ابتدا
قَبلَ هَذَا کُنتُ نَسیا منسِیا
پس نداء در داد از زیر قدم
جبرئیلش که مباش اینسان به غم
بل به تکریم خدا خُرسند باش
که تو را داد اختصاص از ماسواش
گر که دانی بوده این ز الطاف او
از چه محزونی و در خجلت فرو
یار چون با توست ز اغیارت چه باک
ناحق ار گویند حرفی عیب ناک
از حدیث جاهلان بی ادب
باش بی پروا، نه در حزن و تعب
بین به زیر پای خود جویی عیان
کت نمود او بهر آسایش روان
تا بیاشامی و شویی تن در او
یا بود جو عیسی پاکیزه خو
غم مخو ر یعنی کت از زیر قدم
روح بخش عالمی بر زد علم
نخل خشکی که تو را باشد به پیش
از پی خرما بجنبان سوی خویش
تا که تمر تازه ریزد بر تو آن
وین بود ز آثار غیبت یک نشان
پس بیاشام و بخور با خرمی
دیده روشن کن به فرزندت همی
پس اگر بینی کسی را تو ز قوم
با اشارت نذر گو دارم به صوم
روزة صمت است این در نذر من
با بشر امروز نایم در سخن
پس بیاورد او به قوم اندر محل
عیسی روشن روان را در بغل
قوم گفتندش تو بودی ذی نسب
آمدی اکنون به شیئی بس عجب
که نبود ای اُخت هارون مثل آن
اندر اقوامت ز مردان یا زنان
بوده او از آل هارون بی غلو
بوده یا هارون عابد عمّ او
بر صلاح و زهد و تقوی بوده فرد
در میان قوم خود آن پاک مرد
نه پدر نه مادرت بودند بد
بر تو تا این زشتی از نسبت رسد
پس اشارت کرد مریم بر مسیح
که از او پرسید این معنی صریح
زآنکه من با روزه ام امروز جفت
آید او از گوهر ذاتش به گفت
قوم گفتند او چسان گوید سخن
کودکی در مهد کو جوید لبن
گفت آن کودک به ناگه در خطاب
بندة حقم به من داد او کتاب
هم نبیّ ام، بِه ز هر پیغمبری
هر سرابم گردد از لب کوثری
پس مبارک ساخت حقم بر عباد
نفع و خیرم هر کجا باشد زیاد
هم وصیّت بر صلات و بر زکات
کرده حقم تا که هستم در حیات
ساخت نیکوکار هم با مادرم
تا بود او راضی از فعل اندرم
هم نفرمود او مرا یعنی نساخت
سرکش و بدبخت، وز لطفم نواخت
رحمت حق و سلامش بر من است
روز میمونی که زادم، و ابین است
روز موت و روز بعثم در نشور
که درآیم زنده در ارض حضور
باشدم بر جان سلامی دم به دم
در حیات و موت و بعث از ذوالکرم
۳- آیات ۱۶ تا ۲۱: وَ اُذْکُرْ فِی اَلْکِتٰابِ مَرْیَمَ إِذِ اِنْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهٰا مَکٰاناً شَرْقِیًّا (۱۶) فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجٰاباً فَأَرْسَلْنٰا إِلَیْهٰا رُوحَنٰا فَتَمَثَّلَ لَهٰا بَشَراً سَوِیًّا (۱۷) قٰالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا (۱۸) قٰالَ إِنَّمٰا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاٰماً زَکِیًّا (۱۹) قٰالَتْ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا (۲۰) قٰالَ کَذٰلِکِ قٰالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ رَحْمَةً مِنّٰا وَ کٰانَ أَمْراً مَقْضِیًّا (۲۱)۵- آیات ۳۴ تا ۴۰: ذٰلِکَ عِیسَی اِبْنُ مَرْیَمَ قَوْلَ اَلْحَقِّ اَلَّذِی فِیهِ یَمْتَرُونَ (۳۴) مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ (۳۵) وَ إِنَّ اَللّٰهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هٰذٰا صِرٰاطٌ مُسْتَقِیمٌ (۳۶) فَاخْتَلَفَ اَلْأَحْزٰابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ (۳۷) أَسْمِعْ بِهِمْ وَ أَبْصِرْ یَوْمَ یَأْتُونَنٰا لٰکِنِ اَلظّٰالِمُونَ اَلْیَوْمَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (۳۸) وَ أَنْذِرْهُمْ یَوْمَ اَلْحَسْرَةِ إِذْ قُضِیَ اَلْأَمْرُ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ وَ هُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ (۳۹) إِنّٰا نَحْنُ نَرِثُ اَلْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَیْهٰا وَ إِلَیْنٰا یُرْجَعُونَ (۴۰)

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: خانم مقصودی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکٰاناً قَصِیًّا (۲۲) فَأَجٰاءَهَا اَلْمَخٰاضُ إِلیٰ جِذْعِ اَلنَّخْلَةِ قٰالَتْ یٰا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هٰذٰا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا (۲۳) فَنٰادٰاهٰا مِنْ تَحْتِهٰا أَلاّٰ تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا (۲۴) وَ هُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ اَلنَّخْلَةِ تُسٰاقِطْ عَلَیْکِ رُطَباً جَنِیًّا (۲۵) فَکُلِی وَ اِشْرَبِی وَ قَرِّی عَیْناً فَإِمّٰا تَرَیِنَّ مِنَ اَلْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمٰنِ صَوْماً فَلَنْ أُکَلِّمَ اَلْیَوْمَ إِنْسِیًّا (۲۶) فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهٰا تَحْمِلُهُ قٰالُوا یٰا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا (۲۷) یٰا أُخْتَ هٰارُونَ مٰا کٰانَ أَبُوکِ اِمْرَأَ سَوْءٍ وَ مٰا کٰانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا (۲۸) فَأَشٰارَتْ إِلَیْهِ قٰالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کٰانَ فِی اَلْمَهْدِ صَبِیًّا (۲۹) قٰالَ إِنِّی عَبْدُ اَللّٰهِ آتٰانِیَ اَلْکِتٰابَ وَ جَعَلَنِی نَبِیًّا (۳۰) وَ جَعَلَنِی مُبٰارَکاً أَیْنَ مٰا کُنْتُ وَ أَوْصٰانِی بِالصَّلاٰةِ وَ اَلزَّکٰاةِ مٰا دُمْتُ حَیًّا (۳۱) وَ بَرًّا بِوٰالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبّٰاراً شَقِیًّا (۳۲) وَ اَلسَّلاٰمُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدْتُ وَ یَوْمَ أَمُوتُ وَ یَوْمَ أُبْعَثُ حَیًّا (۳۳)
هوش مصنوعی: او (مریم) باردار شد و به مکانی دور افتاده رفت. در حالی که زایمان او نزدیک بود، درد زایمان او را به کنار درخت نخل کشاند. مریم گفت: ای کاش قبل از این (زایمان) می‌مردم و فراموش شده بودم. در این حال، صدایی از زیر او (از جانب فرزندش) به او رسید که نگران نباش، پروردگارت زیر پای تو چشمه‌ای گذاشته است. همچنین به درخت نخل اشاره کن تا میوه‌های تازه بریزد بر روی تو. پس بخور و بیاشام و چشمانت را راحت کن. اگر کسی از انسان‌ها را ببینی، بگو من نذری برای رحمان کرده‌ام و امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت. سپس او با فرزندش به قوم خود بازگشت در حالی که او را در آغوش داشت. قومش گفتند: ای مریم، تو کار شگفت‌انگیزی انجام داده‌ای. ای خواهر هارون، پدرت مردی بدی نبود و مادرت زن بدکاری نبود. او به فرزندش اشاره کرد. آنها گفتند: چگونه با کسی که در گهواره نوزاد است، سخن بگوییم؟ او گفت: من بنده خدا هستم، خدا به من کتاب داده و مرا نبی قرار داده است. همچنین مرا مبارک ساخته هر جا که باشم و به نماز و زکات تا زمانی که زنده‌ام، توصیه کرده است. و بر مادرم نیکوکار هستم و او را جبّار و شقی قرار نداده است. سلام بر من در روزی که به دنیا آمدم و در روزی که می‌میرم و در روزی که زنده برانگیخته می‌شوم.
پس بار گرفت باو پس کناره گزید باو در جایی قرار داده شده (۲۲) پس آوردش درد زادن سوی تنه درخت خرما گفت ای کاش من مرده بودم پیش از این و بودم فراموش شده از یاد رفته (۲۳) پس ندا کرد او را عیسی یا جبرئیل از زیرش که اندوه مدار که بدرستی که گردانید پروردگار تو در زیرت نهری (۲۴) و بکش بسوی خود درخت خرما را که فرو می‌ریزاند بر تو رطب تازه چیده (۲۵) پس بخور و بیاشام و بیارام از راه چشم پس اگر نه بینی از انسان احدی را پس بگوی من نذر کرده‌ام بر خدای بخشنده روزه پس سخن نمی‌کنم امروز آدمی را (۲۶) پس آورد او را نزد قومش که برداشته بود او را گفتند ای مریم بحقیقت آوردی چیزی عجب و بد (۲۷) ای خواهر هارون نبود پدرت مرد بدی و نبود مادرت بدکاره (۲۸) پس اشاره کرد باو گفتند چگونه سخن گوئیم با کسی که باشد در گهواره کودک (۲۹) گفت بدرستی که منم بنده خدا داده مرا کتاب و گردانید مرا پیغمبر (۳۰) و گردانید مرا با برکت هر جا باشم و وصیت کرد مرا بنماز و زکاة مادامی که باشم زنده (۳۱) و نیکی بمادرم و نگردانید مرا سرکش بدبخت (۳۲) و سلام بر من روزی که زاده شوم و روزی که می‌میرم و روزی که برانگیخته شوم زنده (۳۳)
هوش مصنوعی: او به زائیدن نزدیک شد و در کنار درخت خرما قرار گرفت و گفت: ای کاش قبل از این مُرده بودم و فراموش شده بودم. در این حال، آوایی از زیر او به او رسید که گفت: نگران نباش، زیرا پروردگار تو زیر پاهای تو نهر آبی جاری کرده است. همچنین به درخت خرما اشاره کن تا خرماهای تازه بر تو بریزد. پس بخور و بیاشام و آرامش پیدا کن. اگر در اینجا هیچ انسانی را ندیدی، بگو که من نذری برای خداوند رحمن کرده‌ام و امروز با هیچ انسانی سخن نخواهم گفت. او سپس فرزندش را به قومش آورد و آن‌ها گفتند: ای مریم، حقیقتاً کاری عجیب و ناپسند انجام داده‌ای. ای خواهر هارون، پدرت مرد بدی نبود و مادرت هم بدکاره نبود. او به آنان اشاره کرد و آن‌ها گفتند: چگونه می‌توانیم با کسی که در گهواره است، صحبت کنیم؟ او گفت: من بنده خدا هستم. خدا به من کتاب داده و مرا به پیامبری برگزیده است. او مرا در هر کجا که باشم، با برکت قرار داده و مرا به نماز و زکات وصیت کرده تا زمانی که زنده‌ام. همچنین نسبت به مادرم نیکی کرده و مرا سرکش بدبخت نساخته است. سلام بر من است در روزی که زاده می‌شوم، در روزی که می‌میرم و در روزی که دوباره زنده می‌شوم.
گشت مریم پس رضاء بی فاصله
شد ز نفخ جبرئیلی حامله
هوش مصنوعی: مریم بعد از اینکه رضایت خداوند را به دست آورد، بدون هیچ وقفه‌ای به سبب نفخ جبرئیل حامله شد.
گوشه ای بگرفت پس دور از بلد
ز انفعال حمل از خویشان خود
هوش مصنوعی: او در گوشه‌ای از وطنش دور شده و از خانواده‌اش جدا مانده است.
پس ورا آورد مر درد مخاض
سوی جِذْعِ النخلة با صد انقباض
هوش مصنوعی: پس از آن، درد زایمان به اوج رسید و او به سمت تنه نخل رفت و با شدت و فشار فراوان مواجه شد.
گفت بودم مرده کاش از ابتدا
قَبلَ هَذَا کُنتُ نَسیا منسِیا
هوش مصنوعی: گفتم ای کاش از همان ابتدا فراموش شده بودم و اصلاً وجود نداشتم.
پس نداء در داد از زیر قدم
جبرئیلش که مباش اینسان به غم
هوش مصنوعی: ناگهان صدایی از زیر پای جبرئیل به گوش رسید که می‌گفت: به این شکل در غم نباش.
بل به تکریم خدا خُرسند باش
که تو را داد اختصاص از ماسواش
هوش مصنوعی: به جای نگرانی از آنچه که دیگران دارند، خوشنود باش که خدا تو را به خود اختصاص داده و از همه چیز دیگر جدا کرده است.
گر که دانی بوده این ز الطاف او
از چه محزونی و در خجلت فرو
هوش مصنوعی: اگر می‌دانی که این همه از رحمت اوست، پس چرا غمگینی و در احساس شرمندگی به سر می‌بری؟
یار چون با توست ز اغیارت چه باک
ناحق ار گویند حرفی عیب ناک
هوش مصنوعی: وقتی یارت در کنار توست، نگران حرف‌های ناحق دیگران نباش؛ حتی اگر به تو عیبی بگویند، مهم نیست.
از حدیث جاهلان بی ادب
باش بی پروا، نه در حزن و تعب
هوش مصنوعی: به بیان ساده، این جمله به ما می‌گوید که از صحبت‌های نادانان و بی‌ادب با بی‌توجهی عبور کنیم و خود را در نگرانی و زحمت غرق نکنیم.
بین به زیر پای خود جویی عیان
کت نمود او بهر آسایش روان
هوش مصنوعی: به دقت به زیر پای خود نگاه کن، زیرا آنچه را که برای آرامش روح تو لازم است، در آنجا می‌توانی بیابی.
تا بیاشامی و شویی تن در او
یا بود جو عیسی پاکیزه خو
هوش مصنوعی: اگر بخواهی به آرامش و پاکی دست یابی، باید تا زمانی که وجودت را با نور و صفای دل پر کنی، صبر کنی. در این راستا، به پاکی و درستی عیسی نیز اشاره شده که می‌توانی از آن الهام بگیری.
غم مخو ر یعنی کت از زیر قدم
روح بخش عالمی بر زد علم
هوش مصنوعی: غم را از خود دور کن، زیرا با هر قدمی که برمی‌داری، روحی از عالم برکت و دانش به تو می‌رسد.
نخل خشکی که تو را باشد به پیش
از پی خرما بجنبان سوی خویش
هوش مصنوعی: نخل خشکی که تو را در پیش دارد، برای آنکه خرما به تو بدهد، به سمت خود تکان می‌خورد.
تا که تمر تازه ریزد بر تو آن
وین بود ز آثار غیبت یک نشان
هوش مصنوعی: تا زمانی که میوه تازه بر تو بریزد، این نشانه‌ای از آثار غیبت است.
پس بیاشام و بخور با خرمی
دیده روشن کن به فرزندت همی
هوش مصنوعی: پس بیا و بنوش و بخور تا شادی و روشنی در دیده‌ات پدید آوری و همچنین به فرزندت نیز این لذت را بده.
پس اگر بینی کسی را تو ز قوم
با اشارت نذر گو دارم به صوم
هوش مصنوعی: اگر ببینی کسی از قبیله‌ات را، می‌توانی با اشاره به او بگویی که من او را برای روزه نذر می‌کنم.
روزة صمت است این در نذر من
با بشر امروز نایم در سخن
هوش مصنوعی: امروز روزی است که من به خاطر نذری که کرده‌ام، سکوت اختیار کرده‌ام و با دیگران سخن نخواهم گفت.
پس بیاورد او به قوم اندر محل
عیسی روشن روان را در بغل
هوش مصنوعی: او عیسی را با خود آورد و در کنار مردم در محل نشان داد.
قوم گفتندش تو بودی ذی نسب
آمدی اکنون به شیئی بس عجب
هوش مصنوعی: قوم به او گفتند که تو از خانواده‌ای بزرگ و با نسب و نسبتی برخورداری، اما حالا به چیزی عجیبی دچار شده‌ای.
که نبود ای اُخت هارون مثل آن
اندر اقوامت ز مردان یا زنان
هوش مصنوعی: ای خواهر هارون، در میان مردم تو مانند او وجود ندارد، نه از مردان و نه از زنان.
بوده او از آل هارون بی غلو
بوده یا هارون عابد عمّ او
هوش مصنوعی: او از نسل هارون است، بدون مبالغه، یا او عموی هارون عابد است.
بر صلاح و زهد و تقوی بوده فرد
در میان قوم خود آن پاک مرد
هوش مصنوعی: فردی در میان مردمش وجود دارد که به درستی، زهد و تقوا معروف است و همه او را به خاطر پاکی و نیک‌سیرتی‌اش می‌شناسند.
نه پدر نه مادرت بودند بد
بر تو تا این زشتی از نسبت رسد
هوش مصنوعی: نه پدر و مادر تو به تو بدی کردند تا این زشتی به تو نسبت داده شود.
پس اشارت کرد مریم بر مسیح
که از او پرسید این معنی صریح
هوش مصنوعی: مریم به مسیح اشاره کرد و از او خواست درباره این معنا سؤال کند.
زآنکه من با روزه ام امروز جفت
آید او از گوهر ذاتش به گفت
هوش مصنوعی: چون من امروز روزه‌ام، او از عمق وجودش با من در ارتباط است و سازگار می‌شود.
قوم گفتند او چسان گوید سخن
کودکی در مهد کو جوید لبن
هوش مصنوعی: مردم می‌پرسند چگونه او می‌تواند صحبت کند، در حالی که کودکی که در گهواره است، به دنبال شیر می‌گردد.
گفت آن کودک به ناگه در خطاب
بندة حقم به من داد او کتاب
هوش مصنوعی: آن کودک به ناگاه گفت: "من بندة خدا هستم و او به من کتابی داده است."
هم نبیّ ام، بِه ز هر پیغمبری
هر سرابم گردد از لب کوثری
هوش مصنوعی: من پیامبری هستم که از هر پیامبری بهترم، و هر گمراهی به مانند سرابی می‌شود که از لب کوثر برمی‌خیزد.
پس مبارک ساخت حقم بر عباد
نفع و خیرم هر کجا باشد زیاد
هوش مصنوعی: خداوند بر من blessing و نیکی را از هر جایی که باشد، قرار داده است.
هم وصیّت بر صلات و بر زکات
کرده حقم تا که هستم در حیات
هوش مصنوعی: خداوند در وصیت خود به من تاکید کرده است که نماز و زکات را انجام دهم تا زمانی که زنده هستم.
ساخت نیکوکار هم با مادرم
تا بود او راضی از فعل اندرم
هوش مصنوعی: کار نیکوکار با مادرم پسندیده بود تا زمانی که او از اعمال من راضی بود.
هم نفرمود او مرا یعنی نساخت
سرکش و بدبخت، وز لطفم نواخت
هوش مصنوعی: او به من چیزی نگفت، یعنی من را نخواست و با من نساخت، اما باز هم با لطف و مهربانی به من نگاه کرد.
رحمت حق و سلامش بر من است
روز میمونی که زادم، و ابین است
هوش مصنوعی: روز خوشی که به دنیا آمدم، رحمت و سلام خدا بر من نازل شده است.
روز موت و روز بعثم در نشور
که درآیم زنده در ارض حضور
هوش مصنوعی: در روز مرگ و روز قیامت، زمانی که زنده می‌شوم و در زمین حاضر می‌شوم.
باشدم بر جان سلامی دم به دم
در حیات و موت و بعث از ذوالکرم
هوش مصنوعی: من هر لحظه به جانم سلامی می‌فرستم، چه در زندگی، چه در مرگ، و چه در رستاخیز از جانب پروردگار کریم.