گنجور

۳- آیات ۱۶ تا ۱۸

وَ إِذِ اِعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ مٰا یَعْبُدُونَ إِلاَّ اَللّٰهَ فَأْوُوا إِلَی اَلْکَهْفِ یَنْشُرْ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یُهَیِّئْ لَکُمْ مِنْ أَمْرِکُمْ مِرْفَقاً (۱۶) وَ تَرَی اَلشَّمْسَ إِذٰا طَلَعَتْ تَزٰاوَرُ عَنْ کَهْفِهِمْ ذٰاتَ اَلْیَمِینِ وَ إِذٰا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذٰاتَ اَلشِّمٰالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَةٍ مِنْهُ ذٰلِکَ مِنْ آیٰاتِ اَللّٰهِ مَنْ یَهْدِ اَللّٰهُ فَهُوَ اَلْمُهْتَدِ وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُرْشِداً (۱۷) وَ تَحْسَبُهُمْ أَیْقٰاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذٰاتَ اَلْیَمِینِ وَ ذٰاتَ اَلشِّمٰالِ وَ کَلْبُهُمْ بٰاسِطٌ ذِرٰاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اِطَّلَعْتَ عَلَیْهِمْ لَوَلَّیْتَ مِنْهُمْ فِرٰاراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً (۱۸)

و چون کناره گیرید از ایشان و آنچه می‌پرستند از جز خدا پس جای گیرید بآن غار تا بگستراند برای شما پروردگارتان از رحمتش و آماده کند برای شما از کارتان مایۀ انتفاع را (۱۶) و می‌بینی آفتاب را چون برآید منحرف شود از غارشان بجانب راست و چون فرو شود قطع کند ایشان را بجانب چپ و ایشان بودند در فراخنایی از آن آن از آیتهای خداست کسی را که هدایت کند خدا پس اوست راه یافته و کسی را که ضلال کند پس هرگز نیابی مر او را یاوری ارشاد دهنده (۱۷) و می‌پنداری ایشان را بیداران و ایشان خفتگان بودند و می‌گردانیدیمشان بجانب راست و جانب چپ و سگشان گستراننده بود دو ساعدش را بآستانه آن در غار و اگر کسی بر حال ایشان مطلع شدی از آنها گریختی و از هیبت و عظمت آنان بسیار هراسان گردیدی و هر آینه بر کرده می‌شدی از ایشان از ترس (۱۸)

پس به ایشان گفت تملیخا به حال
چونکه از کفار جستید اعتزال
پس به سوی غار برگیرید جای
گستراند بر شما خود تا خدای
بخشش خود را کند یعنی فزون
هم شود بر خیر باقی رهنمون
هم بسازد بر شما از کارتان
آنچه را گیرید نفعی بیش ز آن
پس شدند ایشان به غار اندر نهفت
هر یکی بنهاد سر بر سنگ و خفت
بینی ای بیننده تو چون آفتاب
طالع از مشرق شود پر ضوء و تاب
مایل است از غارشان بر دست راست
رو چو بر قطب شمال آنجا به جاست
هست با قطب شمال آن رو به رو
هم نتابد شمس در وی یک تسو
هم چو بر مغرب کند رو در زوال
بُرّد از ایشان بگردد بر شمال
وآن جماعت در فراخی یک سرند
در وسط یعنی که از غار اندرند
از هواشان میرسد روح و نسیم
نیستشان از کرب غار آسیب و بیم
این بود ز آیات حق آن را که او
ره نماید بر هدایت یافت رو
وآنکه را گمره کند پس رهنما
می نیابی بهر او هیچ از ولا
خود تو پنداری مگر بیدارشان
خفته اند ایشان ولی در غارشان
می بگردانیمشان بی احتمال
عافیت را بر یمین و بر شمال
اینست حال هفت مرد از اولیا
که از ایشان است این عالم بپا
چون به تحقیق آیم از تفسیر باز
شرح سازم حال آن مردان راز
خود تو پنداری که با تو همدمند
خفته لیک از عالم و از آدمند
در مقام شرع و صورت با تو یار
لیک فانی در حق از خود بر کنار
بر دو دست خویش هم سر کلبشان
هِشته و بنشسته اندر آستان
بوده آن سگ زآن شبان که گشت یار
در ره ایشان را و رفت او تا به غار
گر بیابی تو بر ایشان اطلاع
رو بگردانی نمایی انقطاع
پُر شوی از خوف و رُعب و بر فرار
رو نمایی دل نماند برقرار
رفت طغیانوس پس دنبالشان
تا مگر جوید نشان از حالشان
یافت چون باشند در آن غار تنگ
بابِ آن را کرد سد از خشت و سنگ
حالشان را برنوشتی بر رصاص
بر در غار اهل افسوس از خواص
مُرد طغیانوس در اندک زمان
ماند دور از ملکت و مال جهان
چند کس گشتند زآن پس شهریار
سیصد و نه سال بگذشت از مدار
تندروس آنگه شد آنجا پادشاه
بود شاهی حق پرست و نیکخواه
شبهه افتاد اندر آن دور از سند
در میان خلق در حشر جسد
حق تعالی خواست تا با حجتی
منکران را وا نماید آیتی
یک شبانی را بدانجا شد گذار
کرد بهر گوسفندان فتح غار
حمله کرد آن سگ در آمد در ستیز
آن شبان بگریخت زآنجا نعل ریز
حق تعالی کرد پس بیدارشان
خواب کرد آنسان که اندر غارشان
۲- آیات ۹ تا ۱۵: أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ اَلْکَهْفِ وَ اَلرَّقِیمِ کٰانُوا مِنْ آیٰاتِنٰا عَجَباً (۹) إِذْ أَوَی اَلْفِتْیَةُ إِلَی اَلْکَهْفِ فَقٰالُوا رَبَّنٰا آتِنٰا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً وَ هَیِّئْ لَنٰا مِنْ أَمْرِنٰا رَشَداً (۱۰) فَضَرَبْنٰا عَلَی آذٰانِهِمْ فِی اَلْکَهْفِ سِنِینَ عَدَداً (۱۱) ثُمَّ بَعَثْنٰاهُمْ لِنَعْلَمَ أَیُّ اَلْحِزْبَیْنِ أَحْصیٰ لِمٰا لَبِثُوا أَمَداً (۱۲) نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْنٰاهُمْ هُدیً (۱۳) وَ رَبَطْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ إِذْ قٰامُوا فَقٰالُوا رَبُّنٰا رَبُّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلٰهاً لَقَدْ قُلْنٰا إِذاً شَطَطاً (۱۴) هٰؤُلاٰءِ قَوْمُنَا اِتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لاٰ یَأْتُونَ عَلَیْهِمْ بِسُلْطٰانٍ بَیِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ کَذِباً (۱۵)۴- آیه ۱۹: وَ کَذٰلِکَ بَعَثْنٰاهُمْ لِیَتَسٰاءَلُوا بَیْنَهُمْ قٰالَ قٰائِلٌ مِنْهُمْ کَمْ لَبِثْتُمْ قٰالُوا لَبِثْنٰا یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قٰالُوا رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمٰا لَبِثْتُمْ فَابْعَثُوا أَحَدَکُمْ بِوَرِقِکُمْ هٰذِهِ إِلَی اَلْمَدِینَةِ فَلْیَنْظُرْ أَیُّهٰا أَزْکیٰ طَعٰاماً فَلْیَأْتِکُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ وَ لْیَتَلَطَّفْ وَ لاٰ یُشْعِرَنَّ بِکُمْ أَحَداً (۱۹)

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: خانم مقصودی

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

وَ إِذِ اِعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ مٰا یَعْبُدُونَ إِلاَّ اَللّٰهَ فَأْوُوا إِلَی اَلْکَهْفِ یَنْشُرْ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یُهَیِّئْ لَکُمْ مِنْ أَمْرِکُمْ مِرْفَقاً (۱۶) وَ تَرَی اَلشَّمْسَ إِذٰا طَلَعَتْ تَزٰاوَرُ عَنْ کَهْفِهِمْ ذٰاتَ اَلْیَمِینِ وَ إِذٰا غَرَبَتْ تَقْرِضُهُمْ ذٰاتَ اَلشِّمٰالِ وَ هُمْ فِی فَجْوَةٍ مِنْهُ ذٰلِکَ مِنْ آیٰاتِ اَللّٰهِ مَنْ یَهْدِ اَللّٰهُ فَهُوَ اَلْمُهْتَدِ وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًّا مُرْشِداً (۱۷) وَ تَحْسَبُهُمْ أَیْقٰاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ ذٰاتَ اَلْیَمِینِ وَ ذٰاتَ اَلشِّمٰالِ وَ کَلْبُهُمْ بٰاسِطٌ ذِرٰاعَیْهِ بِالْوَصِیدِ لَوِ اِطَّلَعْتَ عَلَیْهِمْ لَوَلَّیْتَ مِنْهُمْ فِرٰاراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً (۱۸)
هوش مصنوعی: هنگامی که از آن‌ها و از آنچه به جز خدا عبادت می‌کنند، کناره‌گیری کنید، به غار پناه ببرید. پروردگار شما از رحمتش برای شما گشایش‌هایی فراهم خواهد کرد و تدبیری از امور شما قرار خواهد داد. تو وقتی خورشید را می‌بینی که طلوع می‌کند، از سمت راست غارشان منحرف می‌شود و وقتی غروب می‌کند، از سمت چپ آن‌ها را می‌پوشاند. آن‌ها در فضایی وسیع قرار دارند که این خود از نشانه‌های خداست. کسی که خدا او را هدایت کند، ره‌یافته است و کسی که او را بگمارد، برای او سرپرست و هدایتگری نخواهی یافت. شما آن‌ها را بیدار می‌پندارید، در حالی که در خواب هستند. ما آن‌ها را به چپ و راست می‌چرخانیم و سگی که لديهم است، در کنار آن‌ها دراز کشیده و پاهایش را دراز کرده است. اگر به آن‌ها نگاه می‌کردید، به خاطر ترس از آن‌ها فرار می‌کردید و از آن‌ها وحشت زده می‌شدید.
و چون کناره گیرید از ایشان و آنچه می‌پرستند از جز خدا پس جای گیرید بآن غار تا بگستراند برای شما پروردگارتان از رحمتش و آماده کند برای شما از کارتان مایۀ انتفاع را (۱۶) و می‌بینی آفتاب را چون برآید منحرف شود از غارشان بجانب راست و چون فرو شود قطع کند ایشان را بجانب چپ و ایشان بودند در فراخنایی از آن آن از آیتهای خداست کسی را که هدایت کند خدا پس اوست راه یافته و کسی را که ضلال کند پس هرگز نیابی مر او را یاوری ارشاد دهنده (۱۷) و می‌پنداری ایشان را بیداران و ایشان خفتگان بودند و می‌گردانیدیمشان بجانب راست و جانب چپ و سگشان گستراننده بود دو ساعدش را بآستانه آن در غار و اگر کسی بر حال ایشان مطلع شدی از آنها گریختی و از هیبت و عظمت آنان بسیار هراسان گردیدی و هر آینه بر کرده می‌شدی از ایشان از ترس (۱۸)
هوش مصنوعی: وقتی از آن‌ها و چیزهایی که جز خدا می‌پرستند دور شدی، به آن غار برو تا پروردگارت از رحمتش برایت گشایش دهد و وسایل نفع را برایت آماده کند. تو می‌بینی که وقتی خورشید از افق برمی‌خیزد، به سمت راست غار می‌خزد و وقتی غروب می‌کند، به سمت چپ می‌رود. آن‌ها در فضایی امن و آرام بودند؛ این‌ها نشانه‌های خداست. کسی را که خدا هدایت کند، او به راه راست می‌رود و کسی را که گمراه کند، هرگز نمی‌توانی برایش راهنما یا یاری پیدا کنی. تو ممکن است فکر کنی که آن‌ها بیدارند، ولی در واقع خفته بودند. ما آن‌ها را به راست و چپ می‌چرخاندیم و سگشان در ورودی غار دراز کشیده بود. اگر کسی به حال آن‌ها پی می‌برد، به سرعت فرار می‌کرد و از هیبت و عظمت آن‌ها می‌ترسید و واقعاً از آن‌ها می‌گریخت.
پس به ایشان گفت تملیخا به حال
چونکه از کفار جستید اعتزال
هوش مصنوعی: سپس به آنها گفت که با این وضعیت، چون از صف کافران فاصله گرفته‌اید، باید به کناری بروید.
پس به سوی غار برگیرید جای
گستراند بر شما خود تا خدای
هوش مصنوعی: پس به سمت غار بروید و آنجا را برای خود وسیع کنید تا خداوند بر شما رحمت و لطف کند.
بخشش خود را کند یعنی فزون
هم شود بر خیر باقی رهنمون
هوش مصنوعی: بخشش و generosity (سخاوت) فرد باعث می‌شود که خیر و نیکی‌های او بیشتر و پایدارتر شود.
هم بسازد بر شما از کارتان
آنچه را گیرید نفعی بیش ز آن
هوش مصنوعی: اگر کاری انجام دهید که از آن سود ببرید، عواقب آن کار به خود شما برمی‌گردد و نقش مهمی در زندگی‌تان خواهد داشت.
پس شدند ایشان به غار اندر نهفت
هر یکی بنهاد سر بر سنگ و خفت
هوش مصنوعی: پس آن‌ها به درون غار رفتند و هر کدام سر خود را بر سنگی گذاشت و خوابش برد.
بینی ای بیننده تو چون آفتاب
طالع از مشرق شود پر ضوء و تاب
هوش مصنوعی: ای بیننده، وقتی تو را می‌نگرم، مانند خورشیدی هستی که از سمت شرق طلوع می‌کند و نور و روشنایی بسیاری را به همراه دارد.
مایل است از غارشان بر دست راست
رو چو بر قطب شمال آنجا به جاست
هوش مصنوعی: ترجیح می‌دهد که از غار خود به سمت راست حرکت کند، مانند اینکه به سمت قطب شمال می‌رود، جایی که ثابت و مشخص است.
هست با قطب شمال آن رو به رو
هم نتابد شمس در وی یک تسو
هوش مصنوعی: خورشید در هیچ جهتی به سمت قطب شمال نمی‌تابد و در واقع هیچ نوری به او نمی‌رسد.
هم چو بر مغرب کند رو در زوال
بُرّد از ایشان بگردد بر شمال
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید در سمت غرب غروب می‌کند و به افول می‌رسد، ابرها از آن سمت دور می‌شوند و به سمت شمال می‌روند.
وآن جماعت در فراخی یک سرند
در وسط یعنی که از غار اندرند
هوش مصنوعی: آن گروه در گستردگی یکدست هستند، در مرکز اشاره به این است که از درون غار بیرون آمده‌اند.
از هواشان میرسد روح و نسیم
نیستشان از کرب غار آسیب و بیم
هوش مصنوعی: روح و نسیم از حال و هوای آن‌ها می‌آید، اما از غم و رنج آن‌ها خبری نیست.
این بود ز آیات حق آن را که او
ره نماید بر هدایت یافت رو
هوش مصنوعی: این آیه نشان می‌دهد که کسی که از نشانه‌های خداوند بهره‌مند شود، با هدایت و راستی راه خود را پیدا خواهد کرد.
وآنکه را گمره کند پس رهنما
می نیابی بهر او هیچ از ولا
هوش مصنوعی: هر کسی که به گمراهی افتاده باشد، دیگر نمی‌توانی برایش دلیلی پیدا کنی؛ زیرا راهنمایی برای او وجود ندارد.
خود تو پنداری مگر بیدارشان
خفته اند ایشان ولی در غارشان
هوش مصنوعی: شاید فکر کنی که آن‌ها بیدار هستند و فقط در خواب به نظر می‌رسند، اما در واقع در دنیای خود و غارشان در خوابند.
می بگردانیمشان بی احتمال
عافیت را بر یمین و بر شمال
هوش مصنوعی: ما به آنها که در جستجوی آسایش هستند، کمک می‌کنیم تا بدون نگرانی در هر سمتی حرکت کنند.
اینست حال هفت مرد از اولیا
که از ایشان است این عالم بپا
هوش مصنوعی: این حال هم‌اکنون هفت نفر از اولیا است که وجودشان باعث برپایی این جهان است.
چون به تحقیق آیم از تفسیر باز
شرح سازم حال آن مردان راز
هوش مصنوعی: وقتی که به درستی به تفسیر بپردازم، توضیحات بیشتری درباره‌ی وضعیت و راز آن افراد ارائه می‌دهم.
خود تو پنداری که با تو همدمند
خفته لیک از عالم و از آدمند
هوش مصنوعی: تو فکر می‌کنی که در کنار تو هستند و خوابیده‌اند، اما در واقع آنها از دنیا و انسان‌ها بی‌خبرند.
در مقام شرع و صورت با تو یار
لیک فانی در حق از خود بر کنار
هوش مصنوعی: در ظاهر و طبق قوانین قانونی با تو هم‌راهم، اما در حقیقت و باطن، خود را از مسند خود کنار می‌کشم و در عشق حقیقت غرق می‌شوم.
بر دو دست خویش هم سر کلبشان
هِشته و بنشسته اندر آستان
هوش مصنوعی: بر روی دستانش سر سگ‌هایش نشسته و در برابر درگاه خانه آرام گرفته است.
بوده آن سگ زآن شبان که گشت یار
در ره ایشان را و رفت او تا به غار
هوش مصنوعی: سگی بوده که به خاطر شبانی که دوستان را همراهی کرد، به سمت غاری رفت.
گر بیابی تو بر ایشان اطلاع
رو بگردانی نمایی انقطاع
هوش مصنوعی: اگر از حال آن‌ها باخبر شوی، رو برگردانده و نشان خواهی داد که رابطه‌ات با آن‌ها قطع شده است.
پُر شوی از خوف و رُعب و بر فرار
رو نمایی دل نماند برقرار
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر حالتی است که فرد از ترس و وحشت پر شده و به دلیل این احساس، دیگر نمی‌تواند آرامش داشته باشد و به سمت فرار می‌رود. در واقع، دل او دیگر به حالتی ثابت و آرام نخواهد ماند.
رفت طغیانوس پس دنبالشان
تا مگر جوید نشان از حالشان
هوش مصنوعی: رفت طغیانوس به دنبال آن‌ها تا شاید نشانی از حالشان پیدا کند.
یافت چون باشند در آن غار تنگ
بابِ آن را کرد سد از خشت و سنگ
هوش مصنوعی: وقتی در آن غار تنگ بودند، در ورودی‌اش را با خشت و سنگ مسدود کردند.
حالشان را برنوشتی بر رصاص
بر در غار اهل افسوس از خواص
هوش مصنوعی: احوال این افراد را بر روی تکه‌ای سربی نوشته‌اند، در درون غار کسانی که در افسوس زندگی می‌کردند، به ویژه ویژگی‌های خاص آن‌ها.
مُرد طغیانوس در اندک زمان
ماند دور از ملکت و مال جهان
هوش مصنوعی: طغیانگر در مدت کوتاهی از بین رفت و از دارایی و ملک خود دور ماند.
چند کس گشتند زآن پس شهریار
سیصد و نه سال بگذشت از مدار
هوش مصنوعی: پس از آنکه شهریار به حکومت رسید، عده‌ای به دنبال او رفتند و از آن زمان سیصد و نه سال گذشت.
تندروس آنگه شد آنجا پادشاه
بود شاهی حق پرست و نیکخواه
هوش مصنوعی: در آنجا که پادشاهی با ویژگی‌های خوب و پرهیزگار وجود دارد، طبیعتاً شرایط بهتری حاکم می‌شود و مردم به آرامش و آسایش می‌رسند.
شبهه افتاد اندر آن دور از سند
در میان خلق در حشر جسد
هوش مصنوعی: در آن زمان که در میان مردم در روز قیامت، شک و تردید ایجاد شده بود، جسم به میان آمده بود.
حق تعالی خواست تا با حجتی
منکران را وا نماید آیتی
هوش مصنوعی: خداوند متعال اراده کرد که با دلیل و نشانه‌ای، کسانی را که ایمان نمی‌آورند، به حقیقتی روشن راهنمایی کند.
یک شبانی را بدانجا شد گذار
کرد بهر گوسفندان فتح غار
هوش مصنوعی: یک شبان به مکانی رفت که در آنجا بره‌هایش را نگهداری می‌کرد و موفق شد به غاری که گوسفندانش در آن بودند دسترسی پیدا کند.
حمله کرد آن سگ در آمد در ستیز
آن شبان بگریخت زآنجا نعل ریز
هوش مصنوعی: سگی به چوپان حمله کرد و او ناچار به فرار از آنجا شد.
حق تعالی کرد پس بیدارشان
خواب کرد آنسان که اندر غارشان
هوش مصنوعی: خداوند متعال آنها را بیدار کرد، همان‌طور که در غارشان به خواب رفته بودند.