گنجور

شمارهٔ ۹

ما رهرو فقریم و فنا راهبر ما
بی خویشتنی کو که شود همسفر ما
ای آنکه ز خود با خبری در سفر عشق
زنهار نیائی که نیابی خبر ما
در کار دلم پای منه باک ز جان کن
کاین خانه بود فرش ز خون جگر ما
در کشور فقر آمده مهمان فنائیم
لخت جگر و پاره دل ماحضر ما
رنج تن ما از تب عشقست چه حاصل
از رنج طبیبی که دهد دردسر ما
امشب گذر از گوش کند خون که شب دوش
از چشم روان گشت و گذشت از کمر ما
فاسد شود ار خون به رگ از طبع گرانبار
خار ره تجرید بود نیشتر ما
ما خاک نشین در میخانه عشقیم
تاج سر خورشید بود خاک در ما
موران ضعیفیم ولی ملک سلیمان
با دست درین بادیه پیش نظر ما
ما خسرو فقریم و نپاید سر جمشید
گر سر کشد از خط سر تاجور ما
پی گم مکن ای سالک اگر طالب مائی
کز اشک روان سرخ بود رهگذر ما
دنبال صفا گیر که گر بگذری از چرخ
تا نگذری از خویش نبینی اثر ما

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ما رهرو فقریم و فنا راهبر ما
بی خویشتنی کو که شود همسفر ما
هوش مصنوعی: ما در زندگی راه خود را گم کرده‌ایم و به دلیل نداشتن خودآگاهی، به دنبال کسی می‌گردیم که بتواند ما را در این مسیر همراهی کند.
ای آنکه ز خود با خبری در سفر عشق
زنهار نیائی که نیابی خبر ما
هوش مصنوعی: ای کسی که در جریان عشق از حال خود آگاهی، مراقب باش که در این سفر نیایی و از ما بی‌خبر بمانی.
در کار دلم پای منه باک ز جان کن
کاین خانه بود فرش ز خون جگر ما
هوش مصنوعی: در دل من دخالت نکن و نگران جان من نباش، زیرا این خانه از خون دل ما فرش شده است.
در کشور فقر آمده مهمان فنائیم
لخت جگر و پاره دل ماحضر ما
هوش مصنوعی: در سرزمین فقر، ما مهمان هستیم و با دل شکسته و احساسات زخمی به اینجا آمده‌ایم.
رنج تن ما از تب عشقست چه حاصل
از رنج طبیبی که دهد دردسر ما
هوش مصنوعی: رنج و درد جسمی ما ناشی از عشق است، چه فایده‌ای دارد وقتی طبیبی داریم که فقط بر دردهای ما می‌افزاید؟
امشب گذر از گوش کند خون که شب دوش
از چشم روان گشت و گذشت از کمر ما
هوش مصنوعی: امشب صدای گوش‌نواز خون من به گوش می‌رسد، زیرا شب گذشته از چشمانم اشک رها شد و آن اشک، کمر من را در نوردید و گذشت.
فاسد شود ار خون به رگ از طبع گرانبار
خار ره تجرید بود نیشتر ما
هوش مصنوعی: اگر خون در رگ‌ها تحت تأثیر طبیعت سنگین و ناخالص قرار بگیرد، راه رهایی و خالص شدن همچنان با درد و زخم همراه خواهد بود.
ما خاک نشین در میخانه عشقیم
تاج سر خورشید بود خاک در ما
هوش مصنوعی: ما انسان‌های ساده و خاکی هستیم که در میخانه عشق زندگی می‌کنیم و در حقیقت، وجود ما هم مانند خاکی است که تاج سر خورشید بر روی آن قرار دارد، یعنی ارزش و اهمیت ما در عشق و ارتباط با عشق نهفته است.
موران ضعیفیم ولی ملک سلیمان
با دست درین بادیه پیش نظر ما
هوش مصنوعی: ما مانند مورچه‌ها ضعیف و ناتوان هستیم، اما در این صحرا و بیابان، در برابر چشمان‌مان، ملک سلیمان وجود دارد.
ما خسرو فقریم و نپاید سر جمشید
گر سر کشد از خط سر تاجور ما
هوش مصنوعی: ما در فقر و سادگی زندگی می‌کنیم و اگر سر سلسله‌ی محبوب‌مان از خط و مرز بگذرد، دیگر سلطنت و شکوه جمشید هم پایدار نخواهد ماند.
پی گم مکن ای سالک اگر طالب مائی
کز اشک روان سرخ بود رهگذر ما
هوش مصنوعی: ای رهجو، اگر دنبال حقیقت هستی، راهت را گم نکن؛ چرا که راه ما با اشک‌های روان سرخ پر شده است.
دنبال صفا گیر که گر بگذری از چرخ
تا نگذری از خویش نبینی اثر ما
هوش مصنوعی: به دنبال آرامش باش، زیرا اگر از زندگی مرور کنی و ماجراهای آن را پشت سر بگذاری، هنوز بدون شناخت خودت، نخواهی توانست نشانه‌ای از ما را ببینی.