شمارهٔ ۱۰
تجلیگه خود کرد خدا دیده ما را
درین دیده درآیید و ببینید خدا را
خدا در دل سودا زدگانست بجوئید
مجوئید زمین را و مپوئید سما را
گدایان در فقر و فنائیم و گرفتیم
بپاداش سر و افسر سلطان بقا را
خیالات و هواهای بد خود نپسندیم
بخندیم خیالات و ببندیم هوی را
جم عرش بساطیم و سلیمان اولوالامر
هوا گر نشود بنده نشانیم هوا را
بلا را بپرستیم و برحمت بگزینیم
اگر دوست پسندید پسندیم بلا را
طبیبان خدائیم و بهر درد دوائیم
بجائیکه بود درد فرستیم دوا را
ببندید در مرگ وز مردن مگریزید
که ما باز نمودیم در دار شفا را
گدایان سلوکیم و شهنشاه ملوکیم
شهنشاه کند سلطنت فقر گدا را
گذشت از سر سلطانی و شد بنده درویش
شه ار دید فر مملکت فقر و فنا را
بهل بار گل از دوش که بر دل نبود بار
اسیر زن و فرزند و عبید من و ما را
حجاب رخ مقصود من و ما و شمائید
شمائید ببینید من و ما و شما را
صفا را نتوان دید که در خانه فقرست
درین خانه بیائید و ببینید صفا را
اطلاعات
وزن: مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
تجلیگه خود کرد خدا دیده ما را
درین دیده درآیید و ببینید خدا را
هوش مصنوعی: خداوند خود را نشان داده و به چشم ما به تصویر آمده است. بیایید با دیدن این چشم، خدا را درک کنیم.
خدا در دل سودا زدگانست بجوئید
مجوئید زمین را و مپوئید سما را
هوش مصنوعی: خداوند در دل کسانی که به عشق و آرزو میپردازند، حضور دارد. بنابراین، به دنبال چیزی در دنیا نباشید و آسمان را نیز جستجو نکنید.
گدایان در فقر و فنائیم و گرفتیم
بپاداش سر و افسر سلطان بقا را
هوش مصنوعی: ما در فقر و نیاز به سر بردهایم و به خاطر این وضعیت، پاداش و عزت بخشایش و بقا را دریافت کردهایم.
خیالات و هواهای بد خود نپسندیم
بخندیم خیالات و ببندیم هوی را
هوش مصنوعی: نباید به افکار و آرزوهای بد خود توجه کنیم، بلکه باید بخندیم و به دور از این هواهای نفسانی باشیم.
جم عرش بساطیم و سلیمان اولوالامر
هوا گر نشود بنده نشانیم هوا را
هوش مصنوعی: ما در عرش خداوند جمع شدهایم و اگر سلیمان، پادشاه بزرگ و فرمانروا، نیز بخواهد ما را تحت تأثیر قرار دهد، ما به هیچ چیز جز خواستهها و آرزوهای خود پاسخ نمیدهیم.
بلا را بپرستیم و برحمت بگزینیم
اگر دوست پسندید پسندیم بلا را
هوش مصنوعی: اگر دوستمان از بلا و مشکلات خوشش بیاید، ما هم آن مشکلات را میپذیریم و به جای آنها رحمت و نعمت را انتخاب میکنیم.
طبیبان خدائیم و بهر درد دوائیم
بجائیکه بود درد فرستیم دوا را
هوش مصنوعی: ما پزشکانی هستیم که برای هر دردی دارو داریم، اما به جای اینکه درد را برطرف کنیم، دارو را ارسال میکنیم.
ببندید در مرگ وز مردن مگریزید
که ما باز نمودیم در دار شفا را
هوش مصنوعی: در مورد مرگ و از آن فرار نکنید، زیرا ما دروازهای به سوی زندگی و شفای دوباره گشودهایم.
گدایان سلوکیم و شهنشاه ملوکیم
شهنشاه کند سلطنت فقر گدا را
هوش مصنوعی: ما گدایان در راه خدا هستیم و در عین حال، شاهان بزرگ و ملوک هستیم. این شاه بزرگ است که سلطنت فقر و نیازمندی ما را بر عهده دارد.
گذشت از سر سلطانی و شد بنده درویش
شه ار دید فر مملکت فقر و فنا را
هوش مصنوعی: سلطان از مقام خود گذشت و به خدمت درویش درآمد، اگر عشق به مردم و فقر و نابودی کشورش را ببیند.
بهل بار گل از دوش که بر دل نبود بار
اسیر زن و فرزند و عبید من و ما را
هوش مصنوعی: بار گل را از دوش بینداز، چرا که دل دیگر تحمل سنگینی این اسیران مانند زن و فرزند و بردهها را ندارد. ما و تو از این بار رنج میبریم.
حجاب رخ مقصود من و ما و شمائید
شمائید ببینید من و ما و شما را
هوش مصنوعی: معنای این بیت به این صورت است که زیبایی و جذابیت چیزی که من و شما میخواهیم، در پس پردهای پنهان است. من به شما اشاره میکنم که این پرده باعث شده تا نتوانیم به حقیقت وجود یکدیگر پی ببریم.
صفا را نتوان دید که در خانه فقرست
درین خانه بیائید و ببینید صفا را
هوش مصنوعی: نمیتوان به صفا و خلوص واقعی دست یافت تا زمانی که در دامان فقر و نیاز به سر ببریم. بیایید وارد این فضا شویم و حقیقت صفا را از نزدیک مشاهده کنیم.