شمارهٔ ۷
بدرس دل سر زانوی ماست مکتب ما
دلست همنفس روز و همدم شب ما
حکایت سر زلف تو ذکر دایم دل
فسانه غم عشق تو درس مکتب ما
بود پدید که خورشید راست آینه آب
چنانکه روی تو را سینه مهذب ما
دل آنچه در طلبش می شتافت یافت ز خود
بهر زه سنگ طلب سود سم مرکب ما
می وصال دل از جام اتصال کشیم
ببین بذوق سلیم و صفای مشرب ما
ز پر باز حقیقت باوج معرفتیم
نه بسته است نه بشکسته بال و مخلب ما
عبید فقر و فنائیم و مالکان ملوک
که امر خلق بود زیر حکم اغلب ما
ز علم برد باقصای عین و حق یقین
ببین بمرتبه دانش مرتب ما
هزار میکده در مغز این اثر نکند
لب ار نهند بتوحید خلق بر لب ما
هنوز کوکب و دور و مدار چرخ نبود
که سر زد از افق چرخ عشق کوکب ما
سلوک مذهب ما را ز پای تن نتوان
بسیر پست که فقر و فناست مذهب ما
مقیم رحمت ما غرق رحمت ازلیست
معذب ابدی هر که شد معذب ما
رقاب کون و مکان زیر امرورد صفاست
ببین بمنزلت یا رؤف و یارب ما
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
بدرس دل سر زانوی ماست مکتب ما
دلست همنفس روز و همدم شب ما
هوش مصنوعی: دل ما میزبان عشق و احساس است و در این مکاتب، آنچه یاد میگیریم، عشق و همبودگی با روز و شب است.
حکایت سر زلف تو ذکر دایم دل
فسانه غم عشق تو درس مکتب ما
هوش مصنوعی: موهای تو داستانی است که همیشه در دل ماست و غم عشق تو، درسی است که ما از آن یاد میگیریم.
بود پدید که خورشید راست آینه آب
چنانکه روی تو را سینه مهذب ما
هوش مصنوعی: آفتاب به صورت آینهای در آب نمایان است، همانطور که چهره تو در دل زیبای ما نمایان میشود.
دل آنچه در طلبش می شتافت یافت ز خود
بهر زه سنگ طلب سود سم مرکب ما
هوش مصنوعی: دل آنچه را که در پیاش بود جستجو کرد و به خود رسید. به خاطر سنگ طلب، نفعی از سم مرکب ما به دست آورد.
می وصال دل از جام اتصال کشیم
ببین بذوق سلیم و صفای مشرب ما
هوش مصنوعی: ما از جام وصال مینوشیم و دل را شاد میکنیم؛ بیایید زیبایی و شادی روح و سلیقه ما را مشاهده کنید.
ز پر باز حقیقت باوج معرفتیم
نه بسته است نه بشکسته بال و مخلب ما
هوش مصنوعی: ما از حقیقتی عمیق و آگاهی بالا برخورداریم. نه بال و پر ما محدود است و نه شکسته، بلکه به آزادی و قدرت پرواز میکنیم.
عبید فقر و فنائیم و مالکان ملوک
که امر خلق بود زیر حکم اغلب ما
هوش مصنوعی: ما در فقر و نابودی زندگی میکنیم و در عین حال، کسانی که مالکان و پادشاهان هستند، زیر نظر بیشتر ما قرار دارند.
ز علم برد باقصای عین و حق یقین
ببین بمرتبه دانش مرتب ما
هوش مصنوعی: با دانش و علم، به دنیا و عینیات نگاهی عمیق و واقعی داشته باش و درک کن که ما در مرتبهای از دانایی قرار داریم.
هزار میکده در مغز این اثر نکند
لب ار نهند بتوحید خلق بر لب ما
هوش مصنوعی: اگرچه در این اثر هزاران میکده و شرابخانه وجود دارد، اما اگر لبهای ما به وحدت و یگانگی خداوند اشاره نکند، هیچکدام از آنها تأثیری نخواهند داشت.
هنوز کوکب و دور و مدار چرخ نبود
که سر زد از افق چرخ عشق کوکب ما
هوش مصنوعی: هنوز ستاره و مدار آسمان به وجود نیامده بود که عشق ما از افق ظاهر شد.
سلوک مذهب ما را ز پای تن نتوان
بسیر پست که فقر و فناست مذهب ما
هوش مصنوعی: طریق و آیین ما به گونهای است که وابستگی به بدن مادی نمیتواند ما را به پایینتر از سطح خود بکشاند، زیرا فقر و فنا در آموزههای ما جایی ندارد.
مقیم رحمت ما غرق رحمت ازلیست
معذب ابدی هر که شد معذب ما
هوش مصنوعی: کسی که در رحمت ما زندگی میکند، همواره در نعمت و رحمت بیپایان قرار دارد، اما هر کسی که از این رحمت دور شود و به عذاب گرفتار آید، همیشه در عذاب خواهد بود.
رقاب کون و مکان زیر امرورد صفاست
ببین بمنزلت یا رؤف و یارب ما
هوش مصنوعی: در اینجا به زیبایی و آرامش موجود در مکان و زمان اشاره شده است. همچنان از خداوند خواسته میشود که به مقام و منزلت والای آن شخص توجه کند و دلسوزی و رحمت او را درخواست میکند.