شمارهٔ ۴
ای طایر قدوسی بر تن متن و تنها
داری پس ازین زندان بر عرش نشیمنها
با زاغ سیه بودی یکچند درین مجلس
با روح قدس پری زین بعد به گلشنها
از خوف توان رستن در مردن حیوانی
دارد پسر انسان بر چرخ چه ماءمنها
هرگز بنمیرد کس گر بار دوم زاید
تا بار دوم زادن داریم چه مردنها
بر خار بیابانها تا چند توان خفتن
مرغی که چرد ریحان بر سنبل و سوسنها
آن راز که گر گوید منصور به دار افتد
گفتیم و پرستاران گفتند به برزنها
از شرق بطون سر زد خورشید هو الظاهر
میتابدت ار باشد بر بام تو روزنها
در معرکه وحدت پوشیده ز خون خفتان
بیتیر چو آرشها بیگرز چو قارنها
بر رخش خرد زن زین زین خوان زحل بگذر
کاین گرگ دغل درد خفتان تهمتنها
ای بنده اگر خواهی آن طنطنه شاهی
زی گلشن اللهی بگریز ز گلخنها
خاکستر ما سازد هر قلب که باشد زر
اکسیر مهماتیم ما سوخته خرمنها
ای وادی حیرانی گمگشته بسی دارد
در خاطر ما باشد صد موسی و ایمنها
ای اختر روزافزون دل را گهر گردون
بیلعل لبت از خون لعلست چه دامنها
حال دل عاشق را میپرسی و میدرد
مژگان تو خفتانها ابروی تو جوشنها
زین پرده برافکندن اندازی و افروزی
در شهر چه شورشها بر چرخ چه شیونها
ماه آوری از طوبی ای آدم کروبی
ای خارق عادتها ای مبدع دیدنها
آزار صفا کردن خون در دل ما کردن
با دوست جفا کردن بهر دل دشمنها
اطلاعات
وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای طایر قدوسی بر تن متن و تنها
داری پس ازین زندان بر عرش نشیمنها
هوش مصنوعی: ای پرندهٔ آسمانی، تو در قالب جسم و وجود انسانها هستی، ولی پس از این زندان دنیا، در عرش الهی ساکن خواهی شد.
با زاغ سیه بودی یکچند درین مجلس
با روح قدس پری زین بعد به گلشنها
هوش مصنوعی: مدتی در این جمع با زاغ سیاه بودی، ولی حالا با روح قدس به باغها میروی.
از خوف توان رستن در مردن حیوانی
دارد پسر انسان بر چرخ چه ماءمنها
هوش مصنوعی: انسان از ترس و وحشت نمیتواند به راحتی از مرگ بگریزد، اما او به دنبال پناهگاهی امن در دنیا است.
هرگز بنمیرد کس گر بار دوم زاید
تا بار دوم زادن داریم چه مردنها
هوش مصنوعی: هیچکس هرگز نمیمیرد اگر بار دوم متولد شود، چرا که با وجود زایش دوباره، دیگر چه معنایی دارد مرگهای مکرر؟
بر خار بیابانها تا چند توان خفتن
مرغی که چرد ریحان بر سنبل و سوسنها
هوش مصنوعی: تا چه زمانی میخواهی در بیابانهای خاری بخوابی؟ مرغی که باید بر روی گلهای خوشبو و زیبا بنشیند، نباید در میان خار و خشکی باشد.
آن راز که گر گوید منصور به دار افتد
گفتیم و پرستاران گفتند به برزنها
هوش مصنوعی: این راز اگر منصور فاش کند، به دار مجازات خواهد آویخت. ما این را گفتیم و پرستاران در خیابانها به این موضوع اشاره کردند.
از شرق بطون سر زد خورشید هو الظاهر
میتابدت ار باشد بر بام تو روزنها
هوش مصنوعی: خورشید از شرق برخاست و نورش بر روی تو تابید. اگر روزنههایی در بام تو وجود داشته باشد، این نور به آنها خواهد رسید.
در معرکه وحدت پوشیده ز خون خفتان
بیتیر چو آرشها بیگرز چو قارنها
هوش مصنوعی: در میدان وحدت، مانند کسی که بدون جنگ و خونریزی خوابیده، همچون آرشها که به دور از تیراندازی و قارنها که بدون تیر و کمان هستند، به آرامی و بیهیچ زحمتی قرار دارند.
بر رخش خرد زن زین زین خوان زحل بگذر
کاین گرگ دغل درد خفتان تهمتنها
هوش مصنوعی: بر اسب خود برو و از این زین و زینتهای زحل عبور کن، زیرا این گرگ فریبکار، موجب درد و رنج قهرمانان بزرگ است.
ای بنده اگر خواهی آن طنطنه شاهی
زی گلشن اللهی بگریز ز گلخنها
هوش مصنوعی: ای بنده، اگر میخواهی آن شکوه و جلال سلطنت را که در بهشت خداوند وجود دارد، به دست بیاوری، از محیطهای ناپاک و ناخوشایند بگریز.
خاکستر ما سازد هر قلب که باشد زر
اکسیر مهماتیم ما سوخته خرمنها
هوش مصنوعی: هر قلبی که ارزش و طلا داشته باشد، به خاکستر تبدیل میشود و ما به عنوان اکسیر و منبع مهماتی که داریم، به سوختن و ویرانی خرمنها منجر میشویم.
ای وادی حیرانی گمگشته بسی دارد
در خاطر ما باشد صد موسی و ایمنها
هوش مصنوعی: ای جایی که در آن دچار حیرت و سردرگمی شدهایم، در دل ما بسیاری از پیامبران و نجاتدهندگان چون موسی و ایمن جا دارند.
ای اختر روزافزون دل را گهر گردون
بیلعل لبت از خون لعلست چه دامنها
هوش مصنوعی: ای ستارهای که در آسمان میدرخشی، دل را مانند جواهرات گرانبها میدانی، اما لبهای تو از محبت و عشق سرشار است و به نظر میرسد که دامنهای ما از این عشق پر شده است.
حال دل عاشق را میپرسی و میدرد
مژگان تو خفتانها ابروی تو جوشنها
هوش مصنوعی: اگر حال دل عاشق را میپرسی، باید بگویم که درد چشمهای تو به اندازهای عمیق است که مانند زرهای محافظتی به نظر میرسد.
زین پرده برافکندن اندازی و افروزی
در شهر چه شورشها بر چرخ چه شیونها
هوش مصنوعی: با کنار زدن این پرده، در جایگاه خود تلاشی میکنی و در شهر آشفتگی و هیاهو به وجود میآوری. چه ناآرامیها و فریادهایی در جهان به پا میشود!
ماه آوری از طوبی ای آدم کروبی
ای خارق عادتها ای مبدع دیدنها
هوش مصنوعی: ای آدم، تو همچون ماهی درخشان و از درخت طوبی به ارمغان آورده شدهای؛ تو موجودی فراتر از عادتها هستی و خالق تجربههای نوین و تماشایی.
آزار صفا کردن خون در دل ما کردن
با دوست جفا کردن بهر دل دشمنها
هوش مصنوعی: آزار و رنجاندن ما دل را به درد میآورد، در حالی که با دوستان خود بدرفتاری میکنیم تا دل دشمنانمان را شاد کنیم.