گنجور

شمارهٔ ۲

ذیل طلب نیافته دست یقین ما
بگرفت دست عشق سر آستین ما
شد آستین عشق بدامان معرفت
پیوسته از تحقق حق الیقین ما
از معرفت کشید بسر منزل فنا
در فقر بود منزلت ماء و طین ما
بعد از فنا تجلی توحید حق بدل
نازل شد از تنزل روح الامین ما
در حیرت اوفتاد ز توحید بار سیر
زین سبز خنگ اطلس وارونه زین ما
حیرت ب آستانه فقر و فنا کشید
ما را ز استقامت راء/ی رزین ما
زیر یسار ماست بیابان و نخل و نور
چون شبان طور بود در یمین ما
ما را ز خاک برد بخلوتسرای دوست
بی پر و پای نور دل راه بین ما
جز ما بزیر بار امانت نرفت کس
بیهوده نیست این همه آه و انین ما
در وحدت از حوادث امکان منزهیم
از کثرتست خاطر اندوهگین ما
ما آن دائمیم که جمعست در وجود
صبح الست ما و دم واپسین ما
از سطر کون رسته صفای مجردیم
فقر و فناست ثبت کتاب مبین ما

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

ذیل طلب نیافته دست یقین ما
بگرفت دست عشق سر آستین ما
هوش مصنوعی: در جستجوی واقعیات و خواسته‌هایمان، دست یقین ما از خداوند نگرفته شده است، اما عشق به ما توانسته است به یاری‌مان بیاید و ما را در آغوش بگیرد.
شد آستین عشق بدامان معرفت
پیوسته از تحقق حق الیقین ما
هوش مصنوعی: عشق به آغوش معرفت درآمده و به ما کمک می‌کند تا به حقیقت واقعی نزدیک شویم.
از معرفت کشید بسر منزل فنا
در فقر بود منزلت ماء و طین ما
هوش مصنوعی: به وسیله دانش و شناخت، به مرحله‌ای رسید که به حقیقت فنا نزدیک شد. در اینجا، موقعیت و مقام انسان به واسطه فقر و نیاز او به آب و خاک مشخص می‌شود.
بعد از فنا تجلی توحید حق بدل
نازل شد از تنزل روح الامین ما
هوش مصنوعی: بعد از پایان یافتن موجودیت، نمودی از یگانگی حقیقت به وقوع پیوست که در آن روح‌الامین به سوی ما فرود آمد.
در حیرت اوفتاد ز توحید بار سیر
زین سبز خنگ اطلس وارونه زین ما
هوش مصنوعی: در دنیای حیرت و شگفتی از وجود تو، بارها به خودم می‌آیم و می‌بینم که این رنگ سبز و بافت پیچیده مانند اطلس، از ما متفاوت است.
حیرت ب آستانه فقر و فنا کشید
ما را ز استقامت راء/ی رزین ما
هوش مصنوعی: ما را حیرت و شگفتی در آستانه فقر و نابودی به زانو درآورد و از استقامت و مقاومت ما کاست.
زیر یسار ماست بیابان و نخل و نور
چون شبان طور بود در یمین ما
هوش مصنوعی: زیر دست ما سرزمین‌های بیابانی و نخل‌ها و نور هست، همان‌طور که شبان در کنار کوه طور قرار دارد.
ما را ز خاک برد بخلوتسرای دوست
بی پر و پای نور دل راه بین ما
هوش مصنوعی: ما را از خاک جدا کرد و به خانه دوست برد، بی‌پر و پای، با نوری که دل ما را هدایت می‌کند.
جز ما بزیر بار امانت نرفت کس
بیهوده نیست این همه آه و انین ما
هوش مصنوعی: تنها ما بودیم که زیر بار مسئولیت رفتیم و هیچ‌کس دیگر این کار را نکرد. این تمام ناامیدی و حسرت ما بی‌دلیل نیست.
در وحدت از حوادث امکان منزهیم
از کثرتست خاطر اندوهگین ما
هوش مصنوعی: در یکپارچگی و یگانگی، از اتفاقات مختلف جدا هستیم و دل ما از دوری و کثرت امور ناراحت است.
ما آن دائمیم که جمعست در وجود
صبح الست ما و دم واپسین ما
هوش مصنوعی: ما همیشه موجوداتی هستیم که وجودمان به طلوع صبح الست (عهد الست) و لحظه آخر (دم واپسین) ارتباط دارد.
از سطر کون رسته صفای مجردیم
فقر و فناست ثبت کتاب مبین ما
هوش مصنوعی: ما از دنیا و جسم رهایی یافته‌ایم و در مرتبه‌ای بالاتر از آن قرار داریم. فقر و فنا، نتیجه واقعیات است و زنده‌بودن ما در کتابی روشن و شفاف ثبت شده است.