غزل شمارهٔ ۸۶۱
از تهیدستی است در مغز چنار این پیچ و تاب
چشم ظاهربین ز بی دردی کند جوهر حساب
می شود چون نافه مویش در جوانی ها سفید
هر که خون خویش را سازد چو آهو مشک ناب
راحت بی رنج در ماتم سرای خاک نیست
خنده گل گریه های تلخ دارد چون گلاب
در بلندی با فرودستان تواضع پیشه کن
تا چو ماه نو ترا گردون کند از زر رکاب
می کشد از عشق، حیف خود دل بی تاب ما
می کند خون در دل آتش به گردیدن کباب
نیست از باد مخالف فرق تا باد مراد
شد تنک دریانوردی را که دل همچون حباب
عشق در دلهای روشن بی قراری می کند
پرتو خورشید در آیینه دارد اضطراب
کوته است از حرف خاموشان زبان اعتراض
ایمن از تیغ است هر خونی که گردد مشک ناب
دل منه بر عمر مستعجل که اسب تند را
نیست مانع از دویدن پا فشردن در رکاب
می دود در جستجوی آب، دایم هر طرف
گرچه از آب است صائب پرده چشم حباب
غزل شمارهٔ ۸۶۰: از لطافت بس که دارد چهره او آب و تابغزل شمارهٔ ۸۶۲: حسن آن لبهای میگون بیش گردد در عتاب
اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
از تهیدستی است در مغز چنار این پیچ و تاب
چشم ظاهربین ز بی دردی کند جوهر حساب
هوش مصنوعی: از فقر و ناداری در عمق چنار، این پیچیدگی و تفسیر سطحی که از روی درد نکشیدن به وجود میآید، ماهیت واقعی را نادیده میگیرد.
می شود چون نافه مویش در جوانی ها سفید
هر که خون خویش را سازد چو آهو مشک ناب
هوش مصنوعی: هر کس که مانند آهو خون خود را خالص و ناب کند، در جوانی میتواند مثل نافه مویش سفید شود.
راحت بی رنج در ماتم سرای خاک نیست
خنده گل گریه های تلخ دارد چون گلاب
هوش مصنوعی: زندگی بدون درد و رنج در دنیای مادی آرامش ندارد. گلها به ظاهر شاداب و خوشبو هستند، اما در عمق وجودشان غم و اشکهای تلخی نهفته است.
در بلندی با فرودستان تواضع پیشه کن
تا چو ماه نو ترا گردون کند از زر رکاب
هوش مصنوعی: در مکانهای بلند باید با کسانی که در پایینتر هستند، با فروتنی و احترام رفتار کنی تا همچون ماه نو، زمین به تو ارزشی بیشتر ببخشد و تو را به مقامهای عالی برساند.
می کشد از عشق، حیف خود دل بی تاب ما
می کند خون در دل آتش به گردیدن کباب
هوش مصنوعی: عشق ما را به شدت عذاب میدهد و دل بیتاب ما را به درد و رنج میآورَد. این درد همچون آتش، ما را میسوزاند و به تدریج به زخم و کبابی تبدیل میکند که در دل احساس میشود.
نیست از باد مخالف فرق تا باد مراد
شد تنک دریانوردی را که دل همچون حباب
هوش مصنوعی: حتی اگر با باد مخالف روبرو شویم، فرقی نمیکند، زیرا وقتی بادِ دلخواه وزیده میشود، اثر آن برای فردی که دلش مانند حباب است، بسیار کم و ناچیز خواهد بود.
عشق در دلهای روشن بی قراری می کند
پرتو خورشید در آیینه دارد اضطراب
هوش مصنوعی: عشق در دلهای روشن، حالت ناآرامی و آشفتگی ایجاد میکند مانند اینکه پرتو خورشید بر روی آینه موجب ایجاد یک احساس اضطراب و جوش و خروش میشود.
کوته است از حرف خاموشان زبان اعتراض
ایمن از تیغ است هر خونی که گردد مشک ناب
هوش مصنوعی: زبان خاموشان کوتاه است و اعتراض نمیکنند، اما هر خونی که ریخته شود، چون مشک ناب خواهد بود و از تیغ در امان است.
دل منه بر عمر مستعجل که اسب تند را
نیست مانع از دویدن پا فشردن در رکاب
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نباید به عمر کوتاه و زودگذر خود دل ببندیم، زیرا مانند یک اسب تندرو که هیچ مانعی نمیتواند جلوی دویدن آن را بگیرد، زندگی نیز با سرعت میگذرد و ما باید از آن بهرهبرداری کنیم.
می دود در جستجوی آب، دایم هر طرف
گرچه از آب است صائب پرده چشم حباب
هوش مصنوعی: در جستجوی آب، دائم در حال حرکت است و از هر سو مینگرد، هرچند که این تلاش او برای پیدا کردن آب بیهوده است. حقیقتاً او فقط حبابی است که در مقابل چشمانش دیده میشود.
خوانش ها
غزل شمارهٔ ۸۶۱ به خوانش عندلیب
حاشیه ها
1397/06/22 13:09
مجید صداقت
تا به حال من این شعر رو به کرات خوانده ام . به نظر من تمثیل های صا ئب فوق العاده بوده نه تنها در این شعر بلکه به طور کلی صائب نگاهی عمیق به دنیای پیرامون خود وطبیعت داشته به طوری که در شعر مذکور به وضوح ووفور یافت می شود . از نگاه شاعر چنار به جهت داشتن برگهای کم درختی تهیدست یاد می شود در حالیکه از چوب خوش رنگ ونگار بهره جسته واین مثال انسانهای باطن داریست که کما اینکه تهیدست هستند اما باطن زیبایی دارند . در پی رمزگشایی اشعار صایب نیستم چون فقط کافیست گوشه ای از ژرف نگری شاعر را در خواندن ابیات بعدی بکار برید و به تمثیل واقعی آنها پی ببرید .