اطلاعات
وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را
راستی سنگِ رهِ رفتار باشد مار را
هوش مصنوعی: اگر کسی در زندگیاش به طور نادرست و با رفتارهای ناپسند عمل کند، مانند پرندهای که به سوی نادرستی پرواز میکند، در نهایت با واقعیت و حقایق زندگی روبرو خواهد شد که مانند سنگی سخت، او را به مسیر درست هدایت میکند. افرادی که بد کردارند، در نهایت با عواقب کارهای خود مواجه خواهند شد و این عواقب میتواند همانند ماری باشد که در راهشان قرار میگیرد.
کاش بندِ حیرتی بر دست گلچین میگذاشت
آن که میبندد به روی من درِ گلزار را
هوش مصنوعی: ای کاش کسی که درِ گلزار را به روی من میبندد، بر دست گلچین، بند حیرتی میگذاشت تا او نیز احساس کند چه احساس عمیقی در دل من است.
هر سری دارد درین بازار سودای دگر
هر کسی بندد به آیینِ دگر دستار را
هوش مصنوعی: در این بازار، هر فردی آرزوی خاص خود را دارد و هر کسی به روشی متفاوت به زندگی و مشکلاتش میپردازد.
میکند از طوقِ قمری دامها در خاک، سرو
تا به دام آرد مگر آن سروِ خوش رفتار را
هوش مصنوعی: پرندهای به نام قمری در حال جاگذاشتن دامهایش در زمین است تا بلکه بتواند آن سرو زیبا و خوشرفتار را صید کند.
رشتهها همتاب چون شد، زود میگردد یکی
با میانِ اوست پیوندِ دگر زُنّار را
هوش مصنوعی: وقتی رشتهها به هم گره میخورند، به سرعت یکی از آنها به ارتباط جدیدی متصل میشود، همانطور که زنجیری دوباره به هم میپیوندد.
این سرِ زلفِ پریشانی که دارد بوی گل
میکند ناسور، زخمِ رخنهٔ دیوار را
هوش مصنوعی: این موی پریشان که عطر گل دارد، برای دیواری که زخم و شکاف دارد، مانند عفونت و بیماری عمل میکند.
یا خطِ عنبرفشان، یا زلفِ مشکین میشود
پای رفتن نیست دودِ آتشِ رخسار را
هوش مصنوعی: شاید او با خطی زیبا و معطر یا با زلفی رنگین برایمان نغمهسرایی کند، اما نشانهای از رفتن و جدایی وجود ندارد، چرا که زیبایی چهرهاش مانند نشانهای از آتش و حرارت است.
از فروغِ گوهرِ خود، زود صائب راز عشق
میگذارد نعل در آتش لبِ اظهار را
هوش مصنوعی: صائب به سرعت احساسات عاطفی خود را با درخشش زیباییاش فاش میکند و به محضی که زمانش برسد، به بیان عشقش میپردازد.
حاشیه ها
1402/05/06 00:08
حسن خوش فکر
بیت۱: کجروی بال و پرِ سِیرَست بد کردار را/راستی سنگِ رهِ رفتار باشد مار را
معنی: کجروی و ناراستی و فریبکاری برای شخص بدکردار باعث پیشرفت او و رسیدن به مقصود است، و همین کج رفتاری برای برخی لازم است و بدون آن نمی توان به مقصود رسید، چنانکه مار اگر کج نخزد و مستقیم حرکت کند، از حرکت بازمی ماند.
حسن خوش فکر
1402/05/06 00:08
حسن خوش فکر
بیت۲: کاش بندِ حیرتی بر دست گلچین میگذاشت/آن که میبندد به روی من درِ گلزار را.
ایکاش آن کسی به من حتی اجازه نگاه کردن به زیبایی گلزار را نمی دهد، کسی را که در گلزار با فراغ بال درحال چیدن و بهره مندی از نعمات است را از اینهمه نعمت حیران میکرد و این حیرانی او باعث توقف او می گشت، تا شاید از گل نعمات بر شاخه باقی بماند تا من نیز بتوانم فقط از دیدن آنها لذت ببرم.
حسن خوش فکر
1402/05/06 01:08
حسن خوش فکر
بیت۵: رشتهها همتاب چون شد، زود میگردد یکی/با میانِ اوست پیوندِ دگر زُنّار را.
معنی: همانطور که وقتی رشته های همگون در کنار هم قرار میگیرند و بهم می پیچند تاثیر بیشتری دارند و مقاوم تر هستند، میان باریک دلبر هم که بتنهایی غارتگر دل و دین است وقتی با زنار کفر که آنهم غارت دین است تزئین شود، دلبری(اغوا کنندگی) اش دوچندان میشود.
حسن خوش فکر
1402/05/06 01:08
حسن خوش فکر
بیت۶: این سرِ زلفِ پریشانی که دارد بوی گل/میکند ناسور، زخمِ رخنهٔ دیوار را.
معنی: بوی گل چون زلف پریشانی که در باد به اینسو و آنسو می رود، در همه جا پراکنده می شود و این حسن و خوبی گل بی شک از رخنه های دیوار محدودیت هم می گذرد و به مشام طالبان حسن و خوبی می رسد.
خوبی از سخت ترین موانع هم عبور می کند و در موانع رخنه ایجاد می کند و راه باز می کند.
حسن خوش فکر
1402/05/06 01:08
حسن خوش فکر
بیت۸: از فروغِ گوهرِ خود، زود صائب راز عشق/میگذارد نعل در آتش لبِ اظهار را.
معنی: صائب عشق بخاطر خاصیت بیقرار کنندگی اش شخص عاشق را بیقرار میکند و باعث میشود عاشق لب به تعریف و تمجید از معشوق و عشق بگشاید.
حسن خوش فکر