گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۱۶

از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
تا ریشه ام چو رشته به آب گهر رسید
از بوی پیرهن گذرد آستین فشان
در مغز هر که بوی کباب جگر رسید
از ریزشی که کرد در ایام نو بهار
در بر گریز شاخ به وصل ثمر رسید
آلودگی ز رحمت یزدان حجاب نیست
شبنم به آفتاب ز دامان تر رسید
دیگر غبار دامن هیچ آشنا نشد
تا دست من به دامن آه سحر رسید
گردید پست همتم از پستی فلک
در تنگنای بیضه مرا بال وپر رسید
چون شاخ نازکی که شود خم ز جوش بار
زلف تو از گرانی دل تا کمر رسید
ایمن ز انقلاب شود آب در گهر
آسوده رهروی که به صاحب نظر رسید
از درد رو متاب که عمر دوباره یافت
هر خون مرده ای که به این نیشتر رسید
چون ترک آه و ناله کند تلخکام عشق
نی عاقبت ز ناله به وصل شکر رسید
صائب مدار دست ز دامان پیچ وتاب
کز پیچ وتاب رشته به وصل گهر رسید

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از پیچ وتاب عمردرازم بسر رسید
تا ریشه ام چو رشته به آب گهر رسید
هوش مصنوعی: با گذشت زمان و تجربیات زندگی، به جایی رسیدم که ریشه‌ام مانند رشته‌ای به آب گوهری وصل شده است.
از بوی پیرهن گذرد آستین فشان
در مغز هر که بوی کباب جگر رسید
هوش مصنوعی: اگر بوی کباب جگر به کسی برسد، حتی اگر از دور باشد و او در حال حاضر درگیر کار دیگری باشد، به‌طرز ناخودآگاه به سمت آن جذب می‌شود و یاد آن بوی خوش می‌افتد.
از ریزشی که کرد در ایام نو بهار
در بر گریز شاخ به وصل ثمر رسید
هوش مصنوعی: در فصلی که بهار آغاز می‌شود و طبیعت جان تازه‌ای می‌گیرد، تغییرات و تحولات مثبتی به وقوع می‌پیوندد که به نتیجه‌های خوبی منجر می‌شود. به عبارتی، آنچه که در ابتدا نشانه‌های کمبود و ریزش را دارد، در نهایت به شکوفایی و حاصلخیزی می‌انجامد.
آلودگی ز رحمت یزدان حجاب نیست
شبنم به آفتاب ز دامان تر رسید
هوش مصنوعی: آلودگی‌ها و مشکلات نمی‌توانند مانع رحمت و بخشش خداوند شوند؛ مثل اینکه شبنم با وجود آفتاب، از روی زمین نمی‌افتد و همچنان بر روی گیاهان باقی می‌ماند.
دیگر غبار دامن هیچ آشنا نشد
تا دست من به دامن آه سحر رسید
هوش مصنوعی: دیگر هیچ کدام از آشناها حتی به گرد دامن من هم نرسیدند تا اینکه من به دست به درگاه درخواست و یاری صبحگاهان رسیدم.
گردید پست همتم از پستی فلک
در تنگنای بیضه مرا بال وپر رسید
هوش مصنوعی: همت و اراده‌ام به خاطر سرنوشت و دشواری‌های زندگی تحت فشار قرار گرفته است، اما در این شرایط سخت، من توانستم بال و پر بگیرم و برخواهم خواست.
چون شاخ نازکی که شود خم ز جوش بار
زلف تو از گرانی دل تا کمر رسید
هوش مصنوعی: مانند شاخ نازکی که به خاطر سنگینی بار زلف تو خم شده، دل من نیز به خاطر سنگینی عشق تا کمر پایین آمده است.
ایمن ز انقلاب شود آب در گهر
آسوده رهروی که به صاحب نظر رسید
هوش مصنوعی: کسی که به درک و بینش صحیحی دست پیدا کند، در برابر تحولات و دگرگونی‌ها ایمن خواهد بود و به آرامش می‌رسد.
از درد رو متاب که عمر دوباره یافت
هر خون مرده ای که به این نیشتر رسید
هوش مصنوعی: از غم و درد روی خود را برنگردان، زیرا هر کس که با این برش و زخم مواجه شد، دوباره زندگی و امیدی نو پیدا کرده است.
چون ترک آه و ناله کند تلخکام عشق
نی عاقبت ز ناله به وصل شکر رسید
هوش مصنوعی: وقتی که معشوق از گریه و ناله صرف‌نظر کند، وافر بودن درد ناشی از عشق به پایان می‌رسد و در نهایت، از سردی و تلخی این احساس، به شادی و وصالی شیرین دست می‌یابیم.
صائب مدار دست ز دامان پیچ وتاب
کز پیچ وتاب رشته به وصل گهر رسید
هوش مصنوعی: به خودت زحمت نده که از مشکلات و چالش‌ها فاصله بگیری، زیرا همین پیچیدگی‌ها و سختی‌ها می‌توانند تو را به چیزی با ارزش و زیبا برسانند.