گنجور

غزل شمارهٔ ۴۳۱۵

بی خواست حرف تلخی ازان نوش لب رسید
آخر ز غیب روزی ما بی‌طلب رسید
از خاکبوس دولت پابوس یافتم
هر کس به هر کجا که رسید از ادب رسید
بر خضر زندگانیِ جاوید تلخ ساخت
عمر دوباره‌ای که به من زان دو لب رسید
در سینه حکمتی که فلاطون ذخیره داشت
قالب تهی چو کرد به بنت العنب رسید
از اشک و آه کرد دلِ خویش را تهی
چون شمع دستِ هر که به دامانِ شب رسید
دست از سبب مدار که با همت محیط
آخر صدف به وصلِ گهر از سبب رسید
پرهیز کن که خونی غم‌هاست صحبتش
چون باده نارسی که به جوشِ طرب رسید
از دست و پای بوسه‌فریبِ تو کارِ دل
از دست رفته بود چو نوبت به لب رسید
صائب! حلاوتِ طلب او ز دل نرفت
چندان که زخمِ خار به من زان رطب رسید

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بی خواست حرف تلخی ازان نوش لب رسید
آخر ز غیب روزی ما بی‌طلب رسید
هوش مصنوعی: بدون اینکه خواسته باشم، ناگهان خبری ناگوار به گوشم رسید. آخر کار، روزی ما به صورت ناخواسته و از سمت غیب به ما عطا شد.
از خاکبوس دولت پابوس یافتم
هر کس به هر کجا که رسید از ادب رسید
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که هر فردی که به موفقیتی دست پیدا کرده و به مقام و جایگاهی رسیده، این موفقیت را مدیون ادب و احترام به دیگران است. ادب و احترام به دیگران عامل رسیدن به موفقیت است و این ویژگی در تمام مسیرهای زندگی اهمیت دارد.
بر خضر زندگانیِ جاوید تلخ ساخت
عمر دوباره‌ای که به من زان دو لب رسید
هوش مصنوعی: زندگی جاودانی که به دست خضر رقم خورده، تلخی‌هایی به همراه دارد و عمر دوباره‌ای که به من از آن دو لب (دوستی یا عشق) رسید، نیز تلخ است.
در سینه حکمتی که فلاطون ذخیره داشت
قالب تهی چو کرد به بنت العنب رسید
هوش مصنوعی: در قلب او دانش و حکمت بزرگی نهفته بود که حتی زمانی که از دنیا رفت، به چیزهای ساده‌ای مانند یک خوشه انگور هم رسید.
از اشک و آه کرد دلِ خویش را تهی
چون شمع دستِ هر که به دامانِ شب رسید
هوش مصنوعی: دلش را از اشک و ناله خالی کرد، مانند شمعی که در برابر هر کسی که به شب نزدیک می‌شود، آب می‌شود.
دست از سبب مدار که با همت محیط
آخر صدف به وصلِ گهر از سبب رسید
هوش مصنوعی: به تلاش و همت خود ادامه بده، زیرا در نهایت، تلاش و زحمت تو می‌تواند به ثمر نشیند و به هدفی که در نظر داری برسی. اگرچه ممکن است از روش‌های مختلفی استفاده کنی، ولی کوشش تو می‌تواند به نتایج دلخواه منجر شود.
پرهیز کن که خونی غم‌هاست صحبتش
چون باده نارسی که به جوشِ طرب رسید
هوش مصنوعی: از این موضوع دوری کن که صحبت کردن درباره غم‌ها مثل شرابی است که به اوج شادی رسیده و می‌تواند عواطف را به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
از دست و پای بوسه‌فریبِ تو کارِ دل
از دست رفته بود چو نوبت به لب رسید
هوش مصنوعی: کار دل از دست رفته بود و نمی‌توانستم بر خودم کنترل داشته باشم، زیرا زمان رسیدن به لب‌های تو فرا رسیده بود و بوسه‌های فریبنده‌ات مرا به شدت به خود جذب کرده بود.
صائب! حلاوتِ طلب او ز دل نرفت
چندان که زخمِ خار به من زان رطب رسید
هوش مصنوعی: صائب! عشق و اشتیاق او آن قدر در دل من مانده که حتی زخم خار هم نتوانسته احساس خوشایند ناشی از رسیدن به او را کمرنگ کند.