غزل شمارهٔ ۴۱۸۶
پیمانه چاره سر پرشور می کند
آتش علاج خانه زنبور می کند
محرومیم ز کعبه گناه دلیل نیست
حیرانی از وصال مرا دور می کند
می بایدش به منبر دار فنا نشست
اظهار حق کسی که چو منصور می کند
برق تجلی ونفس اهل دل یکی است
منصور دار را شجر طور می کند
از من متاب روی که زیر لب من است
آهی که صبح را شب دیجور می کند
آن ساده دل که سنگ ملامت به من زند
رطل گران تکلف مخمور می کند
هرگز نمی زند نمکی بر کباب من
طالع همین شراب مرا شور می کند
هرگز نبوده است ملاحت به این کمال
عکس تو آب آینه راشور می کند
صائب اگر به تاج شهان جا کند همان
فیروزه یاد خاک نشابور می کند
اطلاعات
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
پیمانه چاره سر پرشور می کند
آتش علاج خانه زنبور می کند
هوش مصنوعی: پیمانه پر از نوشیدنی، حال سرحال و شاداب را بهتر میکند و آتش درون دل را آرام میکند؛ مانند بیرون آوردن درد و ناراحتی از خانه و زندگی.
محرومیم ز کعبه گناه دلیل نیست
حیرانی از وصال مرا دور می کند
هوش مصنوعی: ما از خانه کعبه دوریم و این مسئله دلیلی برای گناه ما نیست؛ در واقع، این بلاتکلیفی و سردرگمی من را از وصال و نزدیکی به معشوق دور میکند.
می بایدش به منبر دار فنا نشست
اظهار حق کسی که چو منصور می کند
هوش مصنوعی: لازم است که در جمع بایستد و درباره حق صحبت کند، کسی که مانند منصور به ابراز وجود و حقایق پرداخته است.
برق تجلی ونفس اهل دل یکی است
منصور دار را شجر طور می کند
هوش مصنوعی: نور و روشنایی که از دلهای اهل ایمان میدرخشد، همانند تجلیات در عالم است که میتواند مانند شجر طور، منصور را به اوج تبدیل کند.
از من متاب روی که زیر لب من است
آهی که صبح را شب دیجور می کند
هوش مصنوعی: از من دور نشو، چون در دل من نالهای وجود دارد که میتواند صبح را به شب تیره تبدیل کند.
آن ساده دل که سنگ ملامت به من زند
رطل گران تکلف مخمور می کند
هوش مصنوعی: آن فرد بیخبر که با حرفهایش مرا سرزنش میکند، در واقع آنچنان دلی مملو از احساسات و اضطراب دارد که نمیداند چه بار سنگینی از سرخوردگی و ناراحتی را بر دوش خود دارد.
هرگز نمی زند نمکی بر کباب من
طالع همین شراب مرا شور می کند
هوش مصنوعی: هرگز چیز تلخی بر لذیذی کباب من نمیافزاید، تنها این نوشیدنی است که حال مرا به هم میریزد.
هرگز نبوده است ملاحت به این کمال
عکس تو آب آینه راشور می کند
هوش مصنوعی: هیچگاه زیبایی به این درجه از کمال نبوده است که تصویر تو حتی آب آینه را به لرزه درمیآورد.
صائب اگر به تاج شهان جا کند همان
فیروزه یاد خاک نشابور می کند
هوش مصنوعی: صائب اگر هم بر سر تاج پادشاهان قرار بگیرد، باز هم فیروزهای که از خاک نشابور آمده را به یاد میآورد.