گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۴

از خرابی چون نگه دارم دل دیوانه را؟
سیل یک مهمان ناخوانده است این ویرانه را؟
چاک سازند آسمان ها خیمه نیلوفری
دست اگر بردارم از لب نعره مستانه را
عشق اگر از حسن عالمسوز بردارد نقاب
شمع چون پروانه گردد گرد سر پروانه را
شد مکرر می پرستی، گردش چشمی کجاست؟
تا نهم بر طاق نسیان شیشه و پیمانه را
فارغم از آشنایان تا به دست آورده ام
دامن لفظ غریب و معنی بیگانه را
تا نظر بر خالش افکندم گرفتارش شدم
هست از صد دام گیرایی فزون این دانه را
فارغند از عیش تلخ ما زمین و آسمان
نیست باک از تلخی می شیشه و پیمانه را
چون خسیسان بخت سبز از چرخ مینایی مجو
از زمین دل برآر این سبزه بیگانه را
حرف اهل درد را صائب به بی دردان مگوی
پیش خواب آلودگان کوته کن این افسانه را

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

از خرابی چون نگه دارم دل دیوانه را؟
سیل یک مهمان ناخوانده است این ویرانه را؟
هوش مصنوعی: چطور می‌توانم دل افسرده‌ام را از خراب شدن حفظ کنم؟ این ویرانی مانند سیل، به یک مهمان ناخوانده می‌ماند.
چاک سازند آسمان ها خیمه نیلوفری
دست اگر بردارم از لب نعره مستانه را
هوش مصنوعی: اگر من از لب خود نعره‌ای سر دهم، آسمان‌ها چنان به هم می‌پیوندند که مانند یک خیمه به رنگ نیلوفر درمی‌آیند.
عشق اگر از حسن عالمسوز بردارد نقاب
شمع چون پروانه گردد گرد سر پروانه را
هوش مصنوعی: اگر عشق از زیبایی کیفیت پنهان را کنار بزند، مانند شمعی که پروانه‌ای را به دور خود می‌گرداند، پروانه به دور شمع می‌چرخد.
شد مکرر می پرستی، گردش چشمی کجاست؟
تا نهم بر طاق نسیان شیشه و پیمانه را
هوش مصنوعی: مدام مشغول نوشیدن می هستی، اما این گردش نگاه تو کجاست؟ بگذار تا نهمین بار، شیشه و پیمانه را به فراموشی بسپارم.
فارغم از آشنایان تا به دست آورده ام
دامن لفظ غریب و معنی بیگانه را
هوش مصنوعی: از آشنایان دور شدم و به همین خاطر، به کلمات نا آشنا و معناهای غریب دست یافتم.
تا نظر بر خالش افکندم گرفتارش شدم
هست از صد دام گیرایی فزون این دانه را
هوش مصنوعی: وقتی که به چهره‌اش نگاه کردم، به شدت مجذوبش شدم. این دانه‌ای که در دست دارم، از همه‌ی تله‌ها و دام‌ها قوی‌تر و زیباتر است.
فارغند از عیش تلخ ما زمین و آسمان
نیست باک از تلخی می شیشه و پیمانه را
هوش مصنوعی: زمین و آسمان به‌هیچ‌وجه نگران تلخی زندگی ما نیستند و از طرف دیگر، نباید نگران تلخی شراب و پیمانه باشیم.
چون خسیسان بخت سبز از چرخ مینایی مجو
از زمین دل برآر این سبزه بیگانه را
هوش مصنوعی: همچون آدم‌های بی‌کفایت، از بخت خوب و خوششانسی‌های آسمانی انتظار نداشته باش. از زمین دل برکن و به این سبزه غریبه توجه نکن.
حرف اهل درد را صائب به بی دردان مگوی
پیش خواب آلودگان کوته کن این افسانه را
هوش مصنوعی: صحبت‌های افرادی که دردمند هستند را با کسانی که درک و احساس ندارند در میان نگذار. به کسانی که خواب‌آلود و غافل‌اند این داستان طولانی را نگو و آن را کوتاه کن.

خوانش ها

غزل شمارهٔ ۲۲۴ به خوانش پری ساتکنی عندلیب

حاشیه ها

1398/02/19 22:05
لیلا مرآت

به نظر می‌رسد مصرعِ دومِ بیتِ اول نیازی به علامتِ سوال ندارد.