غزل شمارهٔ ۱۴۴۸
خواجه بیتاب در اظهار زر و مال خودست
نعل طاوس در آتش ز پر و بال خودست
خبر از حال کسی نیست خودآرایان را
همه جا دیده طاوس به دنبال خودست
می کند زلف سپرداری حسن از آفات
چتر طاوس خودآرا ز پر و بال خودست
آفت چشم ز پی جلوه رنگین دارد
پر طاوس درین دایره پامال خودست
گر شود زیر و زبر هر دو جهان، چون طاوس
حسن مشغول تماشای پر و بال خودست
پر طاوس به صد رنگ برآید هر روز
پای طاوس درین دایره بر حال خودست
چون سکندر جگر تشنه ز ظلمات آرد
هر که نازنده به بخت خود و اقبال خودست
خانه پر شهد چو گردد مگس آواره شود
آفت خواجه مغرور، هم از مال خودست
رنج باریک تو از فربهی امیدست
حرص را دام بلا رشته آمال خودست
پاکی از قید بدن می کند آزاد ترا
بد گهر خار و خس دیده غربال خودست
در خزان خون نخورد بلبل دوراندیشی
که سرش فصل بهاران به ته بال خودست
برندارد سر از آیینه زانو هرگز
صائب از بس خجل از صورت احوال خودست
چشم پوشیده شود روز قیامت محشور
بس که صائب خجل از نامه اعمال خودست
اطلاعات
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خواجه بیتاب در اظهار زر و مال خودست
نعل طاوس در آتش ز پر و بال خودست
هوش مصنوعی: این شعر به احساس ناامنی و تلاش برای نمایش داراییهای مادی اشاره دارد. شاعر به بررسی این موضوع میپردازد که برخی افراد به خاطر ثروت و اموال خود مضطرب هستند، مانند طاووس که برای زیبایی و بالهایش در معرض خطر قرار میگیرد. در واقع، هر دو حالت به نوعی از اشتیاق و آسیبپذیری در برابر دنیا و دیگران اشاره دارد.
خبر از حال کسی نیست خودآرایان را
همه جا دیده طاوس به دنبال خودست
هوش مصنوعی: هیچکس از حالت کسی خبری ندارد، اما خودپسندان در هر جا دیده میشوند و مانند طاووس، به دنبال جلب توجه و زیبایی خود هستند.
می کند زلف سپرداری حسن از آفات
چتر طاوس خودآرا ز پر و بال خودست
هوش مصنوعی: زلفی که زیبایی آن در زیر چتر طاوس نمایان است، از آسیبها محافظت میکند و این زیبایی ناشی از بال و پر خود آن زلف است.
آفت چشم ز پی جلوه رنگین دارد
پر طاوس درین دایره پامال خودست
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت چیزی، مانند طاووس، میتواند باعث حساسیت و آسیب به چشمها شود. در این دایره، این جلوه فریبنده ممکن است باعث فراموشی و نادیده گرفتن خود انسان شود.
گر شود زیر و زبر هر دو جهان، چون طاوس
حسن مشغول تماشای پر و بال خودست
هوش مصنوعی: اگر هر دو جهان به هم بریزد و دچار آشفتگی شود، طاووس زیبایی همچنان مشغول تماشای پر و بال خود است.
پر طاوس به صد رنگ برآید هر روز
پای طاوس درین دایره بر حال خودست
هوش مصنوعی: پر طاوس هر روز با رنگهای مختلفی نمایان میشود، اما پای طاوس در این دایره همچنان در حال خود و ثابت است.
چون سکندر جگر تشنه ز ظلمات آرد
هر که نازنده به بخت خود و اقبال خودست
هوش مصنوعی: هر کس مانند سکندر، که در تاریکیها و دشواریها میکوشد، میتواند از قدرت و شانس خود بهرهمند شود.
خانه پر شهد چو گردد مگس آواره شود
آفت خواجه مغرور، هم از مال خودست
هوش مصنوعی: وقتی که خانه پر از شیرینی و نعمت باشد، مگسها هم به آنجا میآیند. اگر کسی به خودخواهی و غرور زندگی کند، مشکلات و آفتها نیز از همین possessions او ناشی میشود.
رنج باریک تو از فربهی امیدست
حرص را دام بلا رشته آمال خودست
هوش مصنوعی: رنج و مشکلات تو به خاطر امیدی که در دل داری است. حرص و طمع انسان، او را به دام بلا میاندازد و آرزوهایش را به هم میزند.
پاکی از قید بدن می کند آزاد ترا
بد گهر خار و خس دیده غربال خودست
هوش مصنوعی: پاکی و خلوص تو را از محدودیتهای جسمی آزاد میکند، در حالی که بدیها و ناپاکیها مانند خار و خس، مانع شفافیت و درک صحیح تو هستند.
در خزان خون نخورد بلبل دوراندیشی
که سرش فصل بهاران به ته بال خودست
هوش مصنوعی: بلبل عاقل و دوراندیش هرگز در فصل خزان غمگین نمیشود، زیرا میداند که بهار دوباره خواهد آمد و امیدواری در دلش زنده است.
برندارد سر از آیینه زانو هرگز
صائب از بس خجل از صورت احوال خودست
هوش مصنوعی: صائب هرگز سرش را از آینه بلند نمیکند، زیرا از وضعیت خود به شدت خجالتزده است.
چشم پوشیده شود روز قیامت محشور
بس که صائب خجل از نامه اعمال خودست
هوش مصنوعی: در روز قیامت که همه جمع میشوند، چشمها از خجالت به سوی دیگر میگردانند، زیرا صائب از گزارش کارهای خود شرمنده است.