گنجور

رباعی شمارهٔ ۷

بالای قضای رفته فرمانی نیست
چون درد اجل گرفت درمانی نیست
امروز که عهد تست نیکویی کن
کاین ده همه وقت از آن دهقانی نیست

اطلاعات

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
قالب شعری: رباعی
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

بالای قضای رفته فرمانی نیست
چون درد اجل گرفت درمانی نیست
هوش مصنوعی: هیچ حکمی نمی‌توان بر آنچه که سرنوشت رقم زده است صادر کرد، زیرا وقتی مرگ سراغ کسی بیاید، هیچ درمان و چاره‌ای برای آن وجود ندارد.
امروز که عهد تست نیکویی کن
کاین ده همه وقت از آن دهقانی نیست
هوش مصنوعی: امروز که در کنار تو هستم و با تو قراردادی دارم، سعی کن با خوبی رفتار کنی؛ زیرا این عالم فقط Temporary است و همیشگی نیست.

حاشیه ها

1403/05/30 22:07
محمدحسین ایراندوست

بنام خدا هرچه داریم از او

#رباعیات

#سعدی

#شعر

🔴 نگاهی به یک رباعی:

بالای قضایِ رفته ، فرمانی نیست

چون دردِ اجل گرفت درمانی نیست

امروز که عهد توست ، نیکویی کن

کاین ده ،همه وقت از آنِ دهقانی نیست

این رباعی درباره غنیمت شمردن زمان جهت نیکی و احسان است   

- قضا : فرمان و حکم

- رفته : مقدرشده، پیش آمده ، رخ داده. پیش آمد

مثلا فردوسی گوید : «دل و جان بدین رفته خرسند کن»  «رفته» در اینجا  یعنی آنچه مقدر شده و انجام گرفته است.   سعدی در بیت نخست می گوید بالاتر از فرمان صادر شده و انجام شده ، فرمانی نیست. و اگرچه هر دردی را می توان درمان کرد ولی وقتی «درد اجل» رسید دیگر درمان ندارد. هر دو مصراع یک محتوا دارد . اینکه زمان تصمیم گیری و عمل نیکو همیشگی نیست. فرصت از دست می رود.   در بیت بعد می گوید: « امروز که عهد توست نیکویی کن » یعنی امروز که دوره توست و فرصت در دست توست . احسان و نیکی کن. چرا که این ده همیشه مال یک دهقان نیست. دوره هر دهقان زود تمام میشود و دهقان بعدی می آید.   توضیح اینکه دهقان: اسم معرب است. اصل آن مأخوذ از دهگان فارسی است.  یعنی ترکیب (ده + گان) است. و «گان» پسوند نسبت است. به معنای منسوب به ده..  موفق باشید.