رباعی شمارهٔ ۷
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
حاشیه ها
بنام خدا هرچه داریم از او
🔴 نگاهی به یک رباعی:
بالای قضایِ رفته ، فرمانی نیست
چون دردِ اجل گرفت درمانی نیست
امروز که عهد توست ، نیکویی کن
کاین ده ،همه وقت از آنِ دهقانی نیست
این رباعی درباره غنیمت شمردن زمان جهت نیکی و احسان است
- قضا : فرمان و حکم
- رفته : مقدرشده، پیش آمده ، رخ داده. پیش آمد
مثلا فردوسی گوید : «دل و جان بدین رفته خرسند کن» «رفته» در اینجا یعنی آنچه مقدر شده و انجام گرفته است. سعدی در بیت نخست می گوید بالاتر از فرمان صادر شده و انجام شده ، فرمانی نیست. و اگرچه هر دردی را می توان درمان کرد ولی وقتی «درد اجل» رسید دیگر درمان ندارد. هر دو مصراع یک محتوا دارد . اینکه زمان تصمیم گیری و عمل نیکو همیشگی نیست. فرصت از دست می رود. در بیت بعد می گوید: « امروز که عهد توست نیکویی کن » یعنی امروز که دوره توست و فرصت در دست توست . احسان و نیکی کن. چرا که این ده همیشه مال یک دهقان نیست. دوره هر دهقان زود تمام میشود و دهقان بعدی می آید. توضیح اینکه دهقان: اسم معرب است. اصل آن مأخوذ از دهگان فارسی است. یعنی ترکیب (ده + گان) است. و «گان» پسوند نسبت است. به معنای منسوب به ده.. موفق باشید.