شمارهٔ ۷
یکی را دیدم اندر جایگاهی
که میکاوید قبر پادشاهی
به دست از بارگاهش خاک میرفت
سرشک از دیده میبارید و میگفت
ندانم پادشه یا پاسبانی
همی بینم که مشتی استخوانی
اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قالب شعری: مثنوی
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
یکی را دیدم اندر جایگاهی
که میکاوید قبر پادشاهی
هوش مصنوعی: یک نفر را دیدم که در جایی مشغول حفاری بود و به دنبال قبر یک پادشاه میگشت.
به دست از بارگاهش خاک میرفت
سرشک از دیده میبارید و میگفت
هوش مصنوعی: اشک از چشمانش میریخت و با دلشکستگی به سمت زمین مینگریست، گویی از بزرگی و عظمت او دور شده و دلش پر از غم بود.
ندانم پادشه یا پاسبانی
همی بینم که مشتی استخوانی
هوش مصنوعی: من نمیدانم که او پادشاه است یا فقط یک نگهبان، اما چیزی که میبینم این است که او تنها مشتی استخوان دارد.