غزل شمارهٔ ۶
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
آهنگ ها
این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟
حاشیه ها
سلام
در مصرع دوم این بیت
قومی هوای نعمت دنیا همی پزند
قومی هوای عقی و، ما را هوای تست
کلمه ی عقبی صحیح نیست؟
با سلام اگر به بیت پنجم غزل بعدی نگاه کنید متوجه میشید که همون کلمه ی عقبی درسته .اینجا هم غلط تایپی باید باشه .در غزل بعدی چند بیت از همین غزل عینا یا با تفاوت خیلی کم اومده .
موفق
دوستان عزیز ! در مورد مصرع اول بیت اول ، حتما باید بعد از یار ، خلامت ویرگول گذاشته بشه . اکثرا به اشتباه ، " یار ناگزیر " و به صورت ترکیب وصفی در نظر میگیرند که العیاذ بالله نسبت دادن یاوری زورکی ! به خداوند هست . اما اگر بگیم :
ای یار، ناگزیر که دل در هوای تست
مشکل برطرف میشه .
ببخشید توست یا تست؟؟؟ چه جوری درسته؟؟
@علیرضا محدثی:
جناب محدثی من راجع به «یار ناگزیر» کمی جستجو کردم و بر طبق یافتههایم فرمودهٔ جنابعالی را صحیح نمیدانم و اتفاقاً اینجا میبایست «یار ِ ناگزیر» خوانده شود. یافتههای من:
1. صفحهٔ 115 کتاب تکمله نفحات الانس (شرح احوال و آثار جامی)، مؤلف: رضی الدین عبدالغفور لاری، مصحح: محمود عابدی :
یاری گیر گه ناگزیر تو بود: یعنی به خدا رو کن که از او گزیری نیست و با او از همه گزیر هست. در مرصاد العباد (ص 257) آمده است که «به یکی از بزرگان و مکاشفان حضرت خطاب رسید که انا بدّک اللازم فالزم بدک. از جان خودت گزیر است، از من گزیر نیست، پس ملازمت ناگزیر خود کن» و به نظر میرسد که در کاربرد تعبیر «یار ناگزیر» بعضی را به همین سخن توجه بوده است:
عطار در یکی از مناجاتهای خود میگوید (دیوان/774):
چیزی که دیدی از من آشفته روزگار - ای ناگزیر از سر آن جمله درگذر
و سعدی در مطلع یکی از غزلهای خود (کلیات/786):
ای یار ناگزیر که دل در هوای توست - جان نیز اگر قبول کنی هم برای توست
2. همچنان که از مطلب بالا مشخص است موصوف کردن «یار» به «ناگزیر» عمدی و اشاره به حدیث قدسی «انا بدّک اللازم فالزم بدک» است (که به نقل از میبدی در کشف الاسرار این حدیث خطاب به موسی (ع) گفته شده). همچنان که از شاهد اول مطلب بالا و شعر عطار مشخص است خداوند را مستقیما «ناگزیر» خطاب کردهاند.
3. دیگران هم این ترکیب را به کار بردهاند و در عموم موارد بر خلاف بیت سعدی شما نمیتوانید بین یار و ناگزیر ویرگول بگذارید و بیت هنوز معنی درستی بدهد. مثال از سیف فرغانی:
ای یار ناگزیر که جان چون تو دوست نیست - با دوستان خویش مرا نیز یار کن
از اوحدی:
از یار ناگزیر نشاید گریختن - زآن کس توان گریخت که باشد گزیر از او
از انوری:
برخاستم دوات و قلم بردمش به پیش - آن یار ناگزیر و رفیق سخنگزار
با تشکر
عباراتی مانند «ای یار ناگزیر که دل در هوای توست» و «جان نیز اگر قبول کنی هم برای توست» به نوعی بیانگر حالت «خودفراموشی» است؛ یعنی سعدی حاضر است هویت و مرزهای خود را از جانب معشوق (خدا) منحل کند تا احساس امنیت، تایید و معنا را تجربه کند. چنین وابستگیای هم نشانهای از جستجوی برای پر کردن خلاء عاطفی و هم مرحلهای از رشد شخصیت و شکلگیری هویت عمیقتر در دورههای نوجوانی و اوایل بلوغ است.
در عین حال، این نوع عشق میتواند در مواردی به وابستگی ناسالم و عدم توانایی در حفظ استقلال فردی منجر شود. بنابراین مهم است که در کنار تجربهٔ عشق و وابستگی، به پرورش هویت مستقل و مهارتهای خودتنظیمی نیز توجه کرد تا از این دوگانگی به شکلی سالم بهره برد.