غزل شمارهٔ ۵۷
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
غزل شمارهٔ ۵۷ به خوانش حمیدرضا محمدی
غزل شمارهٔ ۵۷ به خوانش فاطمه زندی
غزل شمارهٔ ۵۷ به خوانش عندلیب
آهنگ ها
این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟
حاشیه ها
با سلام بنظر میرسد که در بیت هشتم لغت لوءلویی اشتباها للیی نوشته است
@ناشناس:
بله مطابق نسخه فروغی" لؤلؤ " هست. بنظرم میرسه موقع خوندن شعر یرای جلوگیری از سکته باید اون رو "لالا" یا یه همچین چیزی خوند.
کسی از دوستان با سواد ادبی بیشتر از من اگه راهنمایی کنه ممنون میشم.
چون صدف امید میدارم که لالایی شود
قطرهای کز ابر لطفم در دهان افکندهای
قطرهای که مرا از ابر لطف در دهان انداخته ای
قطره ای که از ابرلطف در دهانم افکنده ای
در بیت 5 برکَنَد خوبه یا برکُنَد؟
برکُنَد
نقشی برکند یعنی نقشی به پا کند یا برکشد(بکشد)
هیچ چهره پردازی تو را نمی بیند تا تصویرت را بکشد و کسی هم که دید چنان مات و مبهوت تو میشود که قلم از دست او می افتد.
هیچ نقاشت نمیبیند که نقشی بر کند
انگار که از قبیله و جهان دیگری که کسی تو را نمی بیند
تو پریزاده ندانم ز کجا می آیی
کادمیزاده نباشد به چنین زیبایی
این بیت برای من گنگ است و راجع به معنی و نحوهٔ خواندن آن اطمینان ندارم.
برداشت فعلی من از این بیت این است که میگوید:
«تو نباید آنچنان رویی را به بیچارگان نشان دهی به خاطر همین فقط توصیفی از آن چهره را به میان آنها آوردهای».
در این برداشت «آنچنان» به «رو» اشاره کرده و هر دو تکرار «میان» به یک معنی گرفته شده که به نظرم گنگ و بعید مینماید. بخشی از مشکل من هم به حذف پل ارتباطی دو جمله در این معنی است (همان «به خاطر همین» که در برداشت بیت آوردهام). ضمن این که انتظار دارم تکرار «میان» در بیت دلیل زیبایی شناسی داشته باشد.
اگر دوستان برداشت بهتری از کلیت بیت دارند خواهشمندم راهنمایی بفرمایند.
@ حمید رضا
"آنچنان" در وحله اول همان آنچنان به نظر می آید، ولی:
دکتر معین در "حافظ شیرین سخن" و همچنین در فرهنگ معین توصیف "آن" را چنین آورده:
" کیفیت خاص در حسن و زیبایی که آنرا بذوق درک کنند ولی تعبیر نتوانند:
شاهد آن نیست که موی و میانی دارد
بنده طلعت آن باش که "آنی" دارد..."
بیت حافظ را شاهد آورده (که آن نخست اشاره به دور و آن پسین اشاره به "آن" در "آنی" است.) فرهنگ معین ۴-آن.
" آن" چنان -> مانند، چون، به سان "آن"
مصراع دوم تا پیش از حدیثی ادامه مصراع نخست است،
"حدیثی" را برابر "روایت" بگیرید نه توصیف(چرا که آنچه را که وصف شدنی نیست نمی توان توصیف کرد)،
میگوید که خلایق به گمان،ظن، تصور خود این حدیث را که فهم کردنی نیست متصور میشوند که اینچنین و آنچنان است، یا به عبارتی گمان میبرند که می فهمند...
در مورد "میان" دوم هم اگرچه که نسخه خطی ندارم که به آن استناد کنم و فروغی هم گزینه دیگری در حاشیه نیاورده، ولی "بیان" هم میتواند جایگزینی باشد؟؟؟
چه جالب ...
بانو غزل ؛ من نیز مثل شما خواندم ... خود من خوانش شکل دوم که بیان نمودید را میپسندم ولی خب به نرم اگر شعر رو از اول بخوانیم و به این بیت برسیم شکل اول آهنگین تر است البته نظر من است ... .
درود بر شما
پنهان بودن خداوند و آشکار بودن صنع او ..

سعدی