اطلاعات
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
شبی در خرقه رندآسا، گذر کردم به میخانه
ز عشرت میپرستان را، منور بود کاشانه
هوش مصنوعی: یک شب در لباس رندانهام، به میخانهای رفتم که دلافروزی میپرستان در آنجا جاری بود و خانهاش روشن و پر از شادی بود.
ز خلوتگاه ربانی، وثاقی در سرای دل
که تا قصر دماغ ایمن بود ز آواز بیگانه
هوش مصنوعی: از مکانی مقدس و دور از هر گزند، در دل خود مکانی امن و آسوده دارم که در آنجا از صدای نا آشنا و بیگانه حفاظت میشود.
چو ساقی در شراب آمد، به نوشانوش در مجلس
به نافرزانگی گفتند کاول مرد فرزانه
هوش مصنوعی: وقتی ساقی در میخانه ظاهر شد و مشغول سرو نوشیدنی شد، به میهمانانی که در مجلس بودند گفته شد که هیچکس مانند مرد دانا و باوقار نیست.
به تندی گفتم آری من، شراب از مجلسی خوردم
که مه پیرامن شمعش، نیارد بود پروانه
هوش مصنوعی: به تندی گفتم که بله، من شراب را از محفل و جمعی نوشیدم که در آن فقط نور شمع است و پروانهای در اطرافش وجود ندارد.
دلی کز عالم وحدت، سماع حق شنیدهست او
به گوش همتش دیگر، کی آید شعر و افسانه
هوش مصنوعی: دل کسی که از عالم وحدت، صدای حق را شنیده است، دیگر به سخنان ادبی و داستانهای بیمحتوا توجهی ندارد.
گمان بردم که طفلانند وز پیری سخن گفتم
مرا پیری خراباتی، جوابی داد مردانه
هوش مصنوعی: من فکر کردم که آنها مثل بچهها هستند و به همین خاطر درباره پیری صحبت کردم. اما یک پیر مرد همنشینم با صداقت و جدیت به من پاسخ داد.
که نور عالم عِلْوي، فرا هر روزنی تابد
تو اندر صومعش دیدی و ما در کنج میخانه
هوش مصنوعی: نور عالم بالا به هر جایی میتابد، تو در صومعهات آن را دیدی و ما در گوشهی میخانه به تماشای آن نشستهایم.
کسی کآمد در این خلوت، به یکرنگی هویدا شد
چه پیری عابد زاهد، چه رند مست دیوانه
هوش مصنوعی: کسی که به این مکان آرام و دور از شلوغی آمد، با سادهدلی و پاکی خود را نشان داد. نه کسی باشد که فقط عبادت کند و زهد داشته باشد، و نه فردی که در حال شادی و مستی باشد و دیوانهوار رفتار کند.
گشادند از درون جان درِ تحقیقْ سعدی را
چو اندر قفل گردون زد کلید صبح دندانه
هوش مصنوعی: درون جان نسبت به جستجوی حقیقت باز شد و سعدی مانند کلیدی که صبح به قفل آسمان میزند، به رازهای زندگی و معنای عمیق آن دست یافت.
حاشیه ها
موضوع : ملاقات سعدی با پیر خرابات
شاهد های فراوانی از ملاقات سعدی با پیران عرفانی وجود دارد. این غزل به وضوح به آن اشاره می کند.
1389/02/23 15:04
عباس مشرف رضوی
برخی تفاوتها در ضبط:
که من پیرامن شمعش، نیارد بود پروانه
به
که مه پیرامن شمعش، نیارد بود پروانه
(نیارد بود، سوم شخص است، ممکن ولی دور از ذهن است که به "من" اشاره کند)
که نور عالم علوی، فرا هر روزنی تابد
تو اندر صومعش دیدی و ما در کنج میخانه
به
که نور عالم علوی، همه روز می تابد
تواش در صومعه دیدی، من اندر کنج میخانه
چه پیری عابد زاهد، چه رند مست دیوانه
به
چه پیر عابد زاهد، چه رند مست دیوانه
من فکر می کنم در بیت سوم به جای " در " باید " با " استفاده می شد:
چو ساقی با شراب آمد ، به نوشانوش در مجلس
در مورد نظر دوست عزیز جناب آقای مشرف رضوی من فکر می کنم " نیارد " به " من " اشاره نمی کند بلکه اشاره به ساقی است
1394/01/02 07:04
تماشاگه راز
که در پیرامن شمعش، نیارد بود پروانه
1396/03/12 11:06
فرخ مردان
خلاصه آخرش سعدی رو هم آوردن تو مایه های دمت گرم.
1396/03/13 06:06
خرم روزگار
فرخ جان
خودت هم تو مایه های دمت جرمی!
باور نمیکنم این شعر از سعدی باشه
من این شعر رو تقریبا حفظ بودم آنقدر غلط غولوط نوشتند که کلش از سرم ورید
گشادند از درون جان در تحقیق سعدی را
چو اندر قفل گردون زد کلید صبح دندانه
مصرع اول یعنی چه
کسی کآمد در این خلوت به یکرنگی هویدا شد