غزل شمارهٔ ۵۴
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
غزل ۵۴ به خوانش حمیدرضا محمدی
غزل شمارهٔ ۵۴ به خوانش فاطمه زندی
غزل شمارهٔ ۵۴ به خوانش عندلیب
حاشیه ها
کسی میتونه در مورد معنی بیت های هشتم و آخر راهنمایی کنه؟
علی رغم این که در چاپ فروغی «بنه» آمده، من متوجه نحوهٔ خواندن صحیح و معنادار بیت با این صورت نشدم (فعل امری «بنه» و سپس ارتباط آن با مصرع دوم). در نسخهٔ خطی دیگری به جای آن «پلید» نوشته شده که در خوانش شعر از این صورت استفاده شد.
اگر دوستان در مورد نحوهٔ خوانش صحیح بیت به صورتی که در نسخهٔ فروغی آمده پیشنهادی دارند لطفاً عنوان بفرمایند.
@ حمید رضا
خوانش من بر اساس نسخه فروغی:
ای به باد هوس در افتاده
بادت اندر سر است یا باده؟
یک قدم بر خلاف نفس بنه
در خیال، خدای ننهاده
مصرع دوم از بیت دوم را می توان دو گونه خواند:
۱- پرسشی*
در خیال ( بی کسره رابط و سپس توقف/ مکس) خدای (را) ننهاده(ای)؟
در ذهن یا ضمیرت از خدا خبر نداری؟
(*چند بیت دیگر در این شعر نیز پرسشی اند)
۲-اخباری
در خیال (همچنان بی کسره و سپس توقف کوتاه) خدای (را) ننهاده
ای آنکه در ذهن/ ضمیرت از خدا بی خبری
ممنون از پاسخ جنابعالی،
نمیتوانید لام خیال را با سکون بخوانید چون وزن شعر به هم میریزد. در حقیقت لام اینجا هجای بلند محسوب میشود یعنی میشود به جای آن «خیالی» گذاشت و شعر از لحاظ وزنی درست بماند اما خیال با لام ساکن جای آن نمینشیند. اگر هجای کوتاه بود میتوانستیم چنین کاری بکنیم مثلا اگر به جای «خیال خدای» گفته بود «خدای خیال» میشد لام را ساکن خواند و البته آن وقت همین وضعیت لام خیال را یای خدای پیدا میکرد.
از این جهت و به لحاظ آن که هر دو خوانشتان منوط به ساکن فرض کردن لام خیال است جسارتا هیچکدام قابل پذیرش نیست.
دوست عزیز قرار نبود برای چند مثقال اینور و آنور معامله را بهم زنید...
باری،
این چه طور است، چه فکر می کنید:
دُرّ ِخیالِ خدای ننهاده
معین برای نهادن/نهاده در کنار گذاردن/قرار دادن این معانی را هم آورده:
-بر افراشتن
-تقدیر کردن و...
بابک جان،
از این که برای پاسخگویی به من وقت گذاشتی سپاسگزارم.
مطمئن نیستم پیشنهادهایت را جدی بگیرم یا شوخی فرض کنم. در پیشنهادهایت به طور جدی (یا شاید به شوخی) نظم شعری و وزن عروضی را نادیده میگیری و حتی بدون نیاز به آگاهی از این موارد مشخص است که نمیتوان شعر را با این پیشنهاد طوری خواند که موزون بماند.
درخواست من برای راهنمایی و کمک بیشتر معطوف به حل معمای معنایی بیت در این ضبط است طوری که بتوان با لحن درست و بامعنی جمله را خواند، از نوع راهنماییهایی که جناب ططری ارائه کردهاند.
حمید رضا جان،
والله دروغ چرا!
گرچه که ترازوی من از همان روز ازل نامیزانه و فعلن، فاعلن، مفتعلن و ...در رده گروه سنی من نیست، ولی هجاها را اگر که حوصله کنم و حال و دماغی باشد به گمانم که بتوانم از پسش برآیم...
پیشنهاد اولم هم که شوخی نبود و از دید خودم ایراد وزنی نداشت:
یک قدم برخلاف نفس بنه
در خیال، خدای را ننهاده
("را" از قلم افتاده) و معنی آنرا هم که پیشتر آوردم تکمیل می کنم : ای از خدا بی خبر حداقل کمی همت کن که از نفس دور شوی.
اما توصیف جناب ططری:
یک قدم بر خلاف نفس بنه
(یک قدم) در خیالِ خدای ننهاده
یک قدم در اندیشهء خدا بر نداشته ای؟در فکر خدا یک قدم نگذاشتی؟ در اندیشه/پندار او قدم برداشتن/گذاردن؟
در راه قدم می نهند یا در اندیشه؟
در اندیشه او قدم نهادن-> به سوی او رفتن، به او نزدیک شدن
برای من ثقیل است،
چرا که اگرچه نهایتاً به سوی خدا رفتن، به خدا نزدیک شدن را برداشت می توان کرد ولی همانند لقمه را دور سر گرداندن است...مثلا می توانست بسیار ساده تر بیاورد " قدمی در راهِ خدای ننهاده" .
اگر هم اینرا به حساب آرایه شاعری و تمایل شاعر به کمی پیچیدگی فرض کنیم، به نظر من چندان لطیف و دلچسب و مطبوع که نیست هیچ درست خلاف آنست و خلاف طبیعت سعدی که در ذهن من است: ظریف، لطیف، دلنشین گوی....بیانش در بسیاری موارد پیچیدگی دارد ولی نه پیچیدگی فقط به صرف پیچاندن و پیچیدگی...
در مورد بیت هفتم هم که اشاره کردید، به گمان من می توان هر دو مصراع آنرا دو گونه خواند : اخباری و پرسشی که در نهایت دو معنی متضاد می دهند.
اخباری: تو که آسوده ای از حال من خبر نداری،که چه دور از شادی و سرمستیم.
پرسشی: چون خودت غرق آسودگی هستی ، گمان میبری که من شادی و سرمستی ندارم؟
به هر حال این آنچه که به ذهن من خطور کرد است و گر ایرادی هم دارد گوش شنوا دارم.

سعدی