گنجور

غزل شمارهٔ ۵۲

خلاف راستی باشد خلاف رای درویشان
بنه گر همتی داری سری در پای درویشان
گرت آیینه‌ای باید که نور حق در او بینی
نبینی در همه عالم مگر سیمای درویشان
قبا بر قد سلطانان چنان زیبا نمی‌آید
که این خُلقان گردآلوده را بالای درویشان
به مأوی سر فرود آرند درویشان؟ معاذ الله
وگر خود جنت‌المأوی بوَد مأوای درویشان
وگر خواهند درویشان مَلَک را صنع آن باشد
که مُلک پادشاهان را کند یغمای درویشان
گر از یک نیمه زور آرد سپاه مشرق و مغرب
ز دیگر نیمه بس باشد تن تنهای درویشان
کسی آزار درویشان تواند جست؟ لا والله
که گر خود زهر پیش آرد بوَد حلوای درویشان
تو زر داری و زن داری و سیم و سود و سرمایه
کجا با این همه شغلت بوَد پروای درویشان
که حق بینند و حق گویند و حق جویند و حق باشد
هر آن معنی که آید در دل دانای درویشان
دو عالم چیست تا در چشم اینان قیمتی دارد
دویی هرگز نباشد در دل یکتای درویشان
سرای و سیم و زر در باز و عقل و جان و دل سعدی
حریف این است اگر داری سر سودای درویشان

اطلاعات

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خلاف راستی باشد خلاف رای درویشان
بنه گر همتی داری سری در پای درویشان
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی در زندگی‌ات موفق باشی و همتی داشته باشی، نباید به نظر و عقاید نادرست توجه کنی و باید با درویشان و مردمی که در زندگی ساده و حقیقی قدم برداشته‌اند، همراه شوی.
گرت آیینه‌ای باید که نور حق در او بینی
نبینی در همه عالم مگر سیمای درویشان
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی نور حقیقت را مشاهده کنی، باید آینه‌ای از انسان‌های درویش داشته باشی، چرا که در سراسر جهان جز چهره آن‌ها، چیز دیگری را نخواهی دید.
قبا بر قد سلطانان چنان زیبا نمی‌آید
که این خُلقان گردآلوده را بالای درویشان
لغت‌نامه دهخدا: خلقان . [ خ ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ خَلَق ، کهنه و فرسوده . در نظم و نثر فارسی بصورت مفرد بکار رفته است
به مأوی سر فرود آرند درویشان؟ معاذ الله
وگر خود جنت‌المأوی بوَد مأوای درویشان
هوش مصنوعی: درویشان به جایی پناه می‌برند که به هیچ چیز و هیچ‌کس وابسته نباشند، و حتی اگر خود جنت‌المأوی (بهشت) هم باشد، مأوای درویشان همیشه جایی است که از وابستگی‌ها و دنیا پرستی‌ها آزادند.
وگر خواهند درویشان مَلَک را صنع آن باشد
که مُلک پادشاهان را کند یغمای درویشان
هوش مصنوعی: اگر درویشان بخواهند، قدرت و سلطنت را در اختیار دارند، به طوری که سلطنت پادشاهان به تصرف آنها در می‌آید.
گر از یک نیمه زور آرد سپاه مشرق و مغرب
ز دیگر نیمه بس باشد تن تنهای درویشان
هوش مصنوعی: اگر یک نیمه از قدرت و قوت به میدان بیاید، برای پیروزی در برابر تمام نیروهای مشرق و مغرب، همان یک نفر کافی است.
کسی آزار درویشان تواند جست؟ لا والله
که گر خود زهر پیش آرد بوَد حلوای درویشان
هوش مصنوعی: آدمی که بتواند درویشان را آزار دهد، باید بداند که حتی اگر خودش زهر بیاورد، درویشان آن را حلوایی می‌دانند.
تو زر داری و زن داری و سیم و سود و سرمایه
کجا با این همه شغلت بوَد پروای درویشان
هوش مصنوعی: تو ثروت و همسر و مال و سرمایه داری، ولی با این همه، چرا به فکر درویشان نیستی؟
که حق بینند و حق گویند و حق جویند و حق باشد
هر آن معنی که آید در دل دانای درویشان
هوش مصنوعی: افرادی که حقیقت را می‌بینند، حقیقت را بیان می‌کنند و در پی حقیقت هستند، هر معنایی که در دل فهیمان و آگاهان بروز کند، آن حقیقت است.
دو عالم چیست تا در چشم اینان قیمتی دارد
دویی هرگز نباشد در دل یکتای درویشان
هوش مصنوعی: دو جهان چیست که برای این افراد ارزشمند باشد؟ در دل درویشان واقعی هیچ جایی برای دوگانگی وجود ندارد.
سرای و سیم و زر در باز و عقل و جان و دل سعدی
حریف این است اگر داری سر سودای درویشان
هوش مصنوعی: سعدی می‌گوید اگر به دنبال خوشبختی و آسایش واقعی هستی، فقط به ثروت و جواهرات توجه نکن. بلکه باید عقل و روح و دل خود را نیز همراه داشته باشی. در واقع، ارزش‌های معنوی و اخلاقی از هر نوع ثروتی مهم‌تر هستند و در این راه، باید به حال و احوال درویشان و اهل معرفت توجه داشته باشی.

خوانش ها

غزل ۵۲ به خوانش حمیدرضا محمدی
غزل شمارهٔ ۵۲ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1393/12/26 09:02
عباس مشرف رضوی

تفاوتها در ضبط:
تو زر داری و زن داری و سیم و سود و سرمایه
به
تو زر داری و سر داری و سیم و سود و سرمایه
( زن داری دور از ذهن است.. "سر" در عباراتی مانند "سری دارند و سودایی" .. "سر سودایی" (سر سودازده) یا درهمینجا: "سر - یعنی: قصد - سودای" درویشان
گر از یک نیمه زور آرد، سپاه مشرق و مغرب
به
گر از یک نیمه رو آرد، سپاه مشرق و مغرب
گرت آیینه‌ای باید، که نور حق در او بینی
به
گرت آیینه‌ای باید، که نور حق در آن بینی
دو عالم چیست تا در چشم اینان قیمتی دارد
به
دو عالم چیست تا در چشم ایشان قیمتی دارد (اینان مناسب نیست)

1398/08/16 18:11
جلال بصیری

در بیت سوم خلقان اشتباه و بی معنی است!
درست و صحیح " خفتان" میباشد
با ارادت و اخلاص
بصیر

1399/03/26 11:05
عرفان

به نام خدا
قبا بر قد سلطانان چنان زیبا نمیآید
که این خلقان گردآلوده را بالای درویشان
آقای بصیر درستش خلقان است نه خفتان. خلقان گرد آلود یعنی جامه کهنه ی غبار آلود.

1400/06/09 18:09
همیرضا

«ملک» در مصرع اول به معنی «خداوند» است به سیاق خطاب خداوند با لفظ «ملک» در شعر معروف سنایی: «ملکا! ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی ...»

1400/06/10 08:09
احمـــدترکمانی

سعدیا چه عجب امیدوارم حالت خوب باشه

ممنونیم که ویرایشگر و شماره گذاری ابیات رو اضافه کردید