گنجور

غزل شمارهٔ ۵۰

برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
بی‌مغز بود سر که نهادیم پیش خلق
دیگر فروتنی به در کبریا کنیم
دارالفنا کرای مرمت نمی‌کند
بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم
دارالشفای توبه نبسته‌ست در هنوز
تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم
روی از خدا به هر چه کنی شرک خالص است
توحید محض کز همه رو در خدا کنیم
پیراهن خلاف به دست مراجعت
یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم
چند آید این خیال و رود در سرای دل
تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم
چون برترین مقام ملک دون قدر ماست
چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم
سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم
بستن قبا به خدمت سالار و شهریار
امیدوارتر که گنه در عبا کنیم
سعدی گدا بخواهد و منعم به زر خرد
ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم
یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت
در خورد توست و در خور ما هر چه ما کنیم

اطلاعات

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

برخیز تا به عهد امانت وفا کنیم
تقصیرهای رفته به خدمت قضا کنیم
هوش مصنوعی: بیا تا به وعده‌ای که داده‌ایم عمل کنیم و اشتباهات گذشته‌مان را جبران کنیم.
بی‌مغز بود سر که نهادیم پیش خلق
دیگر فروتنی به در کبریا کنیم
هوش مصنوعی: سر به زیر و متواضع بودن در حضور دیگران نشان‌دهنده‌ی نادانی و بی‌خود بودن است، زیرا باید به عظمت و بزرگی خود احترام بگذاریم.
دارالفنا کرای مرمت نمی‌کند
بشتاب تا عمارت دارالبقا کنیم
هوش مصنوعی: دنیا محل ناپایداری است و در آن چیزی نمی‌تواند دائمی بماند؛ پس باید تلاش کنیم تا به آبادانی و نیکویی در این جهان پایدار دست یابیم.
دارالشفای توبه نبسته‌ست در هنوز
تا درد معصیت به تدارک دوا کنیم
هوش مصنوعی: خانه‌ی درمان توبه همچنان باز است تا ما بتوانیم دردهای ناشی از گناه را با علاج مناسب درمان کنیم.
روی از خدا به هر چه کنی شرک خالص است
توحید محض کز همه رو در خدا کنیم
هوش مصنوعی: هرچه غیر از خدا را بپرستی، یعنی به او پشت کرده‌ای و این به معنای شرک است. اما اگر تمامی توجه و عشق خود را فقط به خدا معطوف کنی، حقیقی‌ترین توحید را تجربه کرده‌ای.
پیراهن خلاف به دست مراجعت
یکتا کنیم و پشت عبادت دو تا کنیم
هوش مصنوعی: در این بیت به این موضوع اشاره می‌شود که باید در یک سفر یا بازگشت، کارهای ناپسند و پلشتی‌ها را کنار بگذاریم و به جای آن به عبادت و اعمال نیک بپردازیم. به عبارتی دیگر، مهم است که در مسیر زندگی خود، به سوی اعمال شایسته و رفتارهای درست قدم برداریم و از کارهای خلاف دوری کنیم.
چند آید این خیال و رود در سرای دل
تا کی مقام دوست به دشمن رها کنیم
هوش مصنوعی: این فکر چندبار به سراغ ما می‌آید و از دل ما می‌رود. تا چه زمانی باید جایگاه دوست را به دشمن واگذار کنیم؟
چون برترین مقام ملک دون قدر ماست
چندین به دست دیو زبونی چرا کنیم
هوش مصنوعی: اگرچه ما در مقام والایی هستیم، اما جایگاه پادشاهی ما آن‌قدر بی‌اهمیت است که چرا باید با زبونی و ذلت، خود را به زحمت بیندازیم؟
سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم
هوش مصنوعی: در اینجا به یک حقیقت تلخ اشاره شده است: نیرنگ و ناپاکی باعث بدنامی و شرم می‌شود. شاعر از حکیم دعوت می‌کند که برای یافتن طلا و گنج واقعی علم و معرفت، اقدام کنند.
بستن قبا به خدمت سالار و شهریار
امیدوارتر که گنه در عبا کنیم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که وقتی فردی خود را به خدمت یک شخص بزرگ و محترم می‌رساند، احساس امید و شوق بیشتری دارد، حتی اگر اشتباهی نیز در کارش پیش بیاید. او برای خدمت به آن شخص، تمام تلاشش را می‌کند و به زندگی‌اش معنا می‌دهد.
سعدی گدا بخواهد و منعم به زر خرد
ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم
هوش مصنوعی: سعدی کسی را می‌بیند که از ثروت و نعمت برخوردار است، ولی خودش به زحمت زندگی می‌کند. او می‌گوید که ما هیچ چیز از خود نداریم و بهتر است که با هم دعا کنیم.
یارب تو دست گیر که آلا و مغفرت
در خورد توست و در خور ما هر چه ما کنیم
هوش مصنوعی: ای خدا، به ما کمک کن؛ زیرا بخشش و آمرزش تنها در دست توست و هر چه ما انجام دهیم، کمتر از آن است که شایسته‌اش هستیم.

خوانش ها

غزل ۵۰ به خوانش حمیدرضا محمدی
غزل شمارهٔ ۵۰ به خوانش عندلیب

حاشیه ها

1391/05/20 12:08
امیدی

بحر این غزل و غزل قبلی مضارع مثمن اخرب مکفوف مقصور است نه محذوف. کلمه آخر مصراع اول بیت سوم باید (نمی کنند) باشد.

1391/08/13 13:11
monire

میخواهم معنی و مفهوم این بیت را بدانم
سعدی گدا بخواهد و منعم به زر خرد
ما را وجود نیست بیا تا دعا کنیم

1392/08/21 11:11
مهدی

خانم monire
احتمالا منظور این است آن کسی که چیزی از خود دارد، از آن بهره می برد ولی کسی که چیزی ندارد، باید از دیگران طلب کند. اکنون ما هم از وجود بی بهره ایم و محتاج خداییم و چیزی از خود نداریم، پس باید از خدا طلب کنیم.

1394/11/02 18:02
رضا

از نظر معنائی چون دارالفنا مفرد است باید همان "نمی کند" باشد. به این معنی که
ارزش ندارد که دارالفنا ( خانه ی دنیا) را مرمت کرد

1397/08/01 10:11
رضا

در بیت دهم «امیدوار» به‌معنی راجی‌ست یا مرجوّ؟