گنجور

غزل شمارهٔ ۴

غافلند از زندگی مستان خواب
زندگانی چیست مستی از شراب
تا نپنداری شرابی گفتمت
خانه آبادان و عقل از وی خراب
از شراب شوق جانان مست شو
کآنچه عقلت می‌برد شر است و آب
قرب خواهی گردن از طاعت مپیچ
جامگی خواهی سر از خدمت متاب
خفته در وادی و رفته کاروان
ترسمش منزل نبیند جز به خواب
تا نپاشی تخم طاعت، دخل عیش
برنگیری، رنج بین و گنج یاب
چشمهٔ حیوان به تاریکی در است
لؤلؤ اندر بحر و گنج اندر خراب
هر که دائم حلقه بر سندان زند
ناگهش روزی بباشد فتح باب
رفت باید تا به کام دل رسند
شب نشستن تا برآید آفتاب
سعدیا گر مزد خواهی بی عمل
تشنه خسبد کاروانی در سراب

اطلاعات

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری: غزل
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

غافلند از زندگی مستان خواب
زندگانی چیست مستی از شراب
هوش مصنوعی: این افراد از زندگی غافل هستند و نمی‌دانند که خواب زندگی چیست. مستی از شراب فقط یک حالت ظاهری است.
تا نپنداری شرابی گفتمت
خانه آبادان و عقل از وی خراب
هوش مصنوعی: تا فکر نکنی که من درباره شرابی صحبت می‌کنم، گفتم که خانه‌ای آباد و پر نعمت است، اما عقل و خرد به دلیل آن، در هم ریخته و خراب شده است.
از شراب شوق جانان مست شو
کآنچه عقلت می‌برد شر است و آب
هوش مصنوعی: از عشق و شوق معشوق خود را سرشار از شادی کن، چرا که عقل و فکر چیزهایی را در تو به وجود می‌آورد که مضر و زیان‌آور هستند.
قرب خواهی گردن از طاعت مپیچ
جامگی خواهی سر از خدمت متاب
هوش مصنوعی: اگر می‌خواهی به دستاوردی نزدیک شوی، از مسیر اطاعت و فرمان‌برداری خارج نشو. اگر می‌خواهی در خدمت و تلاش خود موفق باشی، به پشتیبانی و وفاداری ات ادامه بده.
خفته در وادی و رفته کاروان
ترسمش منزل نبیند جز به خواب
هوش مصنوعی: در اینجا می‌گوید که فردی در جایی آرام و بی‌خبر از دنیا خوابیده و کاروان‌ها از آنجا عبور می‌کنند. او نگران است که این شخص تنها در خواب بتواند به مقصد خود برسد و در واقع در بیداری به آنجا نخواهد رسید.
تا نپاشی تخم طاعت، دخل عیش
برنگیری، رنج بین و گنج یاب
هوش مصنوعی: اگر به کارهای نیک خود ادامه ندهی و زحمت نکشی، از زندگی خوشی نخواهی دید. باید رنج بکشی تا به ثمر برسد و به خواسته‌هایت دست یابی.
چشمهٔ حیوان به تاریکی در است
لؤلؤ اندر بحر و گنج اندر خراب
هوش مصنوعی: چشمهٔ زندگی و وجود در تاریکی قرار دارد، همان‌طور که مروارید در دریا و گنج در خرابی پنهان است.
هر که دائم حلقه بر سندان زند
ناگهش روزی بباشد فتح باب
هوش مصنوعی: هر کسی که دائماً تلاش و کوشش کند و به سختی کار کند، روزی به نتیجه مطلوب و موفقیت خواهد رسید.
رفت باید تا به کام دل رسند
شب نشستن تا برآید آفتاب
هوش مصنوعی: باید برویم تا به آرزوهایمان برسیم، چون شب‌نشینی‌ها تا وقتی که آفتاب طلوع کند، ادامه دارد.
سعدیا گر مزد خواهی بی عمل
تشنه خسبد کاروانی در سراب
هوش مصنوعی: ای سعدی، اگر می‌خواهی پاداشی بگیری، بدون زحمت و عمل نمی‌توانی به نتیجه‌ای حقیقی برسی، مانند کاروانی که در سراب می‌بیند، اما در واقع چیزی نخواهد یافت.

خوانش ها

غزل ۴ به خوانش حمیدرضا محمدی
غزل شمارهٔ ۴ به خوانش فاطمه زندی

حاشیه ها

1402/06/11 17:09
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد)

رنج بین و گنج یاب!