غزل شمارهٔ ۳۰
اطلاعات
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
خوانش ها
غزل ۳۰ به خوانش حمیدرضا محمدی
غزل شمارهٔ ۳۰ به خوانش فاطمه زندی
غزل شمارهٔ ۳۰ به خوانش عندلیب
حاشیه ها
بیت 2:بایزیدی و جنیدیش بباید تجرید درسته،بایزید و حلاج دوتن از عرفای مشهورن
بیت آخر اشکال ویرایشی دارد که خواننده را گمراه می کند. صحیح آن به این شرح است:
سعدیا گر به تو دردست به درمان برسی
هر که دردی نکشد لایق مرهم نشود؟
بیت آخر به گمانم بدین صورت درست تر مینماید:
سعدیا، گر به تو دردیست ( درد است) به درمان برسی.
آنکه دردی نکشد، لایق مرهم نشود.
والله اعلم...
مصرع دوم بیت ششم تو کتابهای درسی اینطور بود. به نظر خوش آهنگ تره
تا دل خویش نیازارد و در هم نشود
سفری که سعدی در حدود سال 620 تا621 ه.ق آغاز کرده بود، مقارن سال 655 با بازگشت به شیراز پایان یافت . در مراجعت به شیراز سعدی در شمار نزدیکان سعدبن ابی بکر بن سعدبن زنگی درآمد . ولی نه بعنوان یک شاعردرباری ، بلکه بنابر اکثر اقوال ، و همچنانکه در مطالعه درآثار او برمی آید ، در عین انتساب به دربار سلغری و مدح پادشاهان آن سلسله ، و نیز ستایش عده ای از رجال که در شیراز و یا در خارج از شیراز می زیسته اند ، زندگی را به آزادگی و ارشاد و خدمت به خلق در رباط شیخ کبیر شیخ ابوعبدالله خفیف می گذرانیده ، و با حرمت بسیار زندگانی را بسر می برده است .
هامی کس کی حرمِ عشقیوه محرم اولماز
هر براهیم گَله درگاهیوه ادهم اولماز
بایزیدیله جنیدی گله لر تجریده
ترک و تجرید مشایخ سنه معلَم اولماز
هر نه کی سرِّ ضمایرده اولا شیخِ کبیر
هامی کس کی بوتون اَسراره مُفهّم اولماز
تا کی ترک اِئتمییه دنیانی سلاطینِ جهان
حق یولین گِئتمه ده دُردانه ی عالم اولماز
دنیا ترک اِئتمه میش عقبی نِعَمین ایسته ییسن؟
ایکی عالم سنه بیر یِئرده مسلَّم اولماز
گر خردمند جفا گورسه ده بیر اُو باشدان
شادلیق اِئیلر اورگینده داها هِئچ غم اولماز
بد گُهر داشدا قیزیل کاسه نی سِئندرسا اگر
قیمتِ داش کی چوخالماز و قیزیل کَم اولماز
سعدیا سنده اگردرد اولا درمانه چاتان
کیمسه کی چکمسه درد لایق مرهم اولماز؟
"ترجمه شعر سعدی به ترکی"
(۲۰۰/۱۴۰۳/۰۹/۰۷)

سعدی