گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت

خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست
پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست
درخت قد صنوبر خرام انسان را
مدام رونق نوباوهٔ جوانی نیست
گلیست خرم و خندان و تازه و خوشبوی
ولیک امید ثباتش چنان که دانی نیست
دوام پرورش اندر کنار مادر دهر
طمع مکن که در او بوی مهربانی نیست
مباش غره و غافل چو میش سر در پیش
که در طبیعت این گرگ گله‌بانی نیست
چه حاجت است عیان را به استماع بیان؟
که بی‌وفایی دور فلک نهانی نیست
کدام باد بهاری وزید در آفاق
که باز در عقبش نکبتی خزانی نیست؟
اگر ممالک روی زمین به دست آری
بهای مهلت یک روزه زندگانی نیست
دل ای رفیق در این کاروانسرای مبند
که خانه ساختن آیین کاروانی نیست
اگر جهان همه کام است و دشمن اندر پی
به دوستی که جهان جای کامرانی نیست
چو بت‌پرست به صورت چنان شدی مشغول
که دیگرت خبر از لذت معانی نیست
طریق حق رو و در هر کجا که خواهی باش
که کنج خلوت صاحبدلان مکانی نیست
جهان ز دست بدادند دوستان خدای
که پایبند عنا، جز جهان ستانی نیست
نگاه دار زبان تا به دوزخت نبرد
که از زبان بتر اندر جهان زیانی نیست
عمل بیار و علم بر مکن که مردان را
رهی سلیم‌تر از کوی بی‌نشانی نیست
کف نیاز به درگاه بی‌نیاز برآر
که کار مرد خدا جز خدای خوانی نیست
مخور چو بی‌ادبان گاو و تخم کایشان را
امید خرمن و اقبال آن جهانی نیست
مکن که حیف بود دوست بر خود آزردن
علی‌الخصوص مر آن دوست را که ثانی نیست
چه سود ریزش باران وعظ بر سر خلق
چو مرد را به ارادت صدف دهانی نیست
زمین به تیغ بلاغت گرفته‌ای سعدی
سپاس دار که جز فیض آسمانی نیست
بدین صفت که در آفاق صیت شعر تو رفت
نرفت دجله که آبش بدین روانی نیست
نه هر که دعوی زورآوری کند با ما
به سر برد، که سعادت به پهلوانی نیست
ولی به خواجهٔ عطار گو، ستایش مشک
مکن که بوی خوش از مشتری نهانی نیست

اطلاعات

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکی‌درج

* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی می‌توانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

برگردان به زبان ساده

خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست
پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست
هوش مصنوعی: عمر خوش است، اما افسوس که دائمی نیست. بنابراین نمی‌توان به این زندگی کوتاه و فانی اعتماد کرد.
درخت قد صنوبر خرام انسان را
مدام رونق نوباوهٔ جوانی نیست
هوش مصنوعی: قد بلند درخت صنوبر، نشان‌دهنده زیبایی و نشاط جوانی است، اما این زیبایی و جوانی همیشگی نیست و با گذر زمان از بین می‌رود.
گلیست خرم و خندان و تازه و خوشبوی
ولیک امید ثباتش چنان که دانی نیست
هوش مصنوعی: گلی وجود دارد که خوشبو و زیبا و شاداب است، اما نمی‌توان به ماندگاری و دوام آن امیدوار بود.
دوام پرورش اندر کنار مادر دهر
طمع مکن که در او بوی مهربانی نیست
هوش مصنوعی: در کنار مادر زمان، انتظار نداشته باش که محبت و مهربانی وجود داشته باشد، زیرا در این دنیا نشانی از آن نیست.
مباش غره و غافل چو میش سر در پیش
که در طبیعت این گرگ گله‌بانی نیست
هوش مصنوعی: هرگز فریبنده و غافل نباش، مانند میشی که سرش را پایین گرفته است. زیرا در واقع در ذات و طبیعت، گله‌بانی چون گرگ وجود ندارد.
چه حاجت است عیان را به استماع بیان؟
که بی‌وفایی دور فلک نهانی نیست
هوش مصنوعی: چه نیازی به شنیدن سخن آشکار است؟ وقتی که ناپایداری‌های دور زمان پنهان نیستند.
کدام باد بهاری وزید در آفاق
که باز در عقبش نکبتی خزانی نیست؟
هوش مصنوعی: کدام باد بهاری در جهان وزید که در پی آن، خبری از بدبختی‌های فصل پاییز نباشد؟
اگر ممالک روی زمین به دست آری
بهای مهلت یک روزه زندگانی نیست
هوش مصنوعی: اگر تمام کشورهای عالم را به دست آوری، ارزش یک روز از زندگی را ندارد.
دل ای رفیق در این کاروانسرای مبند
که خانه ساختن آیین کاروانی نیست
هوش مصنوعی: دوست عزیز، دل خود را در این کاروانسرا محبوس نکن، زیرا ساختن خانه و ماندن در یک جا، مناسب زندگی در کاروانسرا نیست.
اگر جهان همه کام است و دشمن اندر پی
به دوستی که جهان جای کامرانی نیست
هوش مصنوعی: اگر دنیا پر از لذت و خوشی باشد، ولی دشمنی در پی دوستی باشد، پس این دنیا جایی برای خوشبختی و خوشحالی نیست.
چو بت‌پرست به صورت چنان شدی مشغول
که دیگرت خبر از لذت معانی نیست
هوش مصنوعی: وقتی که به ظواهر و جذابیت‌های دنیایی علاقمند می‌ شوی، چنان غرق آن‌ها می‌گردی که دیگر از لذتی که در عمق معانی وجود دارد بی‌خبر می‌مانی.
طریق حق رو و در هر کجا که خواهی باش
که کنج خلوت صاحبدلان مکانی نیست
هوش مصنوعی: به راه حق برو و در هر جایی که می‌خواهی زندگی کن، چرا که هیچ جایی در تنهایی صاحبدلان برای نشستن و آرامش یافتن وجود ندارد.
جهان ز دست بدادند دوستان خدای
که پایبند عنا، جز جهان ستانی نیست
هوش مصنوعی: دوستان خدا دنیا را از دست دادند، زیرا کسانی که به ظواهر و جاذبه‌های دنیوی وابسته‌اند، تنها چیزی که از آن دریافت می‌کنند، خود دنیا است.
نگاه دار زبان تا به دوزخت نبرد
که از زبان بتر اندر جهان زیانی نیست
هوش مصنوعی: زبان خود را کنترل کن تا تو را به عذاب نبرند، زیرا هیچ آسیبی در دنیا بدتر از زبان و سخنان نادرست نیست.
عمل بیار و علم بر مکن که مردان را
رهی سلیم‌تر از کوی بی‌نشانی نیست
هوش مصنوعی: عملت را انجام بده و فقط به دانش بسنده نکن، زیرا مردان هیچ راهی بهتردرست‌تر از کوی بی‌نشان ندارند.
کف نیاز به درگاه بی‌نیاز برآر
که کار مرد خدا جز خدای خوانی نیست
هوش مصنوعی: به درگاه کسی که هیچ نیازی به دیگران ندارد، نیاز و درخواست خود را بگذار، زیرا کار انسانی که به خداوند تعلق دارد، تنها دعا و درخواست از اوست.
مخور چو بی‌ادبان گاو و تخم کایشان را
امید خرمن و اقبال آن جهانی نیست
هوش مصنوعی: با افراد بی‌ادب هم‌نشینی نکن و به آن‌ها دل خوش نکن؛ زیرا از این معاشرت هیچ بهره‌ای در دنیا و آخرت نخواهی برد.
مکن که حیف بود دوست بر خود آزردن
علی‌الخصوص مر آن دوست را که ثانی نیست
هوش مصنوعی: دوست را آزرده نکن، چرا که این کار به ضرر خودت خواهد بود، به‌ویژه اگر آن دوست فردی باشد که هیچ‌کس مانند او نیست.
چه سود ریزش باران وعظ بر سر خلق
چو مرد را به ارادت صدف دهانی نیست
هوش مصنوعی: اگر مردی به حقیقت و ایمان درون دسترسی نداشته باشد، باران سخن و نصیحت بر او هیچ سودی نخواهد داشت.
زمین به تیغ بلاغت گرفته‌ای سعدی
سپاس دار که جز فیض آسمانی نیست
هوش مصنوعی: سعدی، تو با کلام شیوا و دلنشینی که داری، زمین را به زیبایی واژه‌ها آراسته‌ای. باید از تو قدردانی کرد، زیرا این هنر جز از لطف الهی ممکن نیست.
بدین صفت که در آفاق صیت شعر تو رفت
نرفت دجله که آبش بدین روانی نیست
هوش مصنوعی: با این ویژگی که آوازه‌ی شعر تو در عالم منتشر شد، دجله هم که آبش به این روانی نیست، دیگر نتواند به این سیالی باشد.
نه هر که دعوی زورآوری کند با ما
به سر برد، که سعادت به پهلوانی نیست
هوش مصنوعی: نه هر کسی که ادعای قدرت و زور دارد، نمی‌تواند با ما ارتباط خوبی برقرار کند، زیرا خوشبختی تنها به خاطر زور و قدرت به دست نمی‌آید.
ولی به خواجهٔ عطار گو، ستایش مشک
مکن که بوی خوش از مشتری نهانی نیست
هوش مصنوعی: به او بگو که دربارهٔ مشک نیازی به تعریف و تمجید نیست، زیرا بوی خوش آن ناشی از وجود مشتری در دل نیست.

خوانش ها

قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت به خوانش حمیدرضا محمدی
قصیدهٔ شمارهٔ ۸ - اندرز و نصیحت به خوانش فاطمه زندی

حاشیه ها

1390/01/09 15:04
بهشته

با سلام این قصیده زیبا که اندرزی وتاییه است محتوایش ناپایداری جهان فانی است.بنابراین اشعار دیگر شعرا را هم در این باره نگاهی انداختم و به این چند بیت زیبای نظامی برخوردم که:
جوانی بر سر کوچ است دریاب این جوانی را
که شهری باز نشناسد غریب کاروانی را
خمیده پشت ازان دارند پیران جهان دیده
که اندر خاک می جویند دوران جوانی را

هم چنین در بیت آخر عطار ایهام زیبایی دارد که :
1:عطر فروش
2:عطار(شاعر)
3:خود سعدی

1391/03/07 13:06
ناشناس

این شعر در بالای سر مزار شریف سعدی نقش بسته است.

1396/05/18 01:08
۷

نگاه دار زبان تا به دوزخت نبرد
که از زبان بتر اندر جهان زبانی نیست
واژه "زیانی" در نیم بیت دوم نادرست باشد و درست آن "زبانی" باشد.
زبانی در لغت به معنی وکیل دوزخ،دوزخبان
که با این بیان معنی درست بیت آشکار میگردد.
نظامی:
پس بفرمود تا زبانی زشت
سوی دوزخ دواندش ز بهشت
با نگاه به معنی این واژه عربی و پیوند آن با آتش دور نیست که این واژه معرب "زبانه" باشد زبانه آتش
و دهخدا:
زبانی . [ زَ نی ی ] (ع اِ) بگفته ٔ بعضی واحد زبانیة. برخی نیز واحد زبانیه را زابن و بعضی دیگر زبنیه (مثل عفریه ) دانسته اند اما عرب این سخنان را نمیشناسد و زبانیه را از جمعهایی میداند که از لفظ خود واحدی ندارند. (صحاح بنقل از اخفش ). و رجوع به لسان العرب و زبانیه ، زبانی ، زبنیة و زابن شود.

1397/07/12 23:10
ایرانی

زمین به تیغ بلاغت گرفته‌ای سعدی
سپاس دار که جز فیض آسمانی نیست.

1399/01/06 21:04
حسین

در بیت سوم با توجه به مصرع اول واژه ی میوه بجای رونق صحیح تر به نظر میرسد
درخت قد صنوبر خرام انسان را
مدام میوه ی نوباوه جوانی نیست

1400/11/24 19:01
ف ب

سلام. ایام به کام. میشه لطف کنین در رابطه با مفهوم بیت آخر من رو راهنمایی کنین؟

ممنون میشم

1402/05/29 10:07
علی بنی‌اسد

لطفاً دوستان بزرگوار درباره‌ی این بیت توضیحاتی بنویسند:

مخور چو بی‌ادبان گاو و تخم کایشان را

امید خرمن و اقبال آن جهانی نیست

1402/05/29 12:07
همیرضا

احتمالاً مثالی که زده آن است که اگر شخص گاوی که برای کار کشاورزی استفاده می‌شود را بدون این که به فکر سال آینده‌اش باشد به همراه محصول بکشد و بخورد در کاشت و برداشت محصول سال بعد به مشکل برمی‌خورد و نباید این کار را بکند. نباید بدون فکر به آینده اسبابی که به کارش خواهد آمد را از بین ببرد و خرج عیش اکنونش کند.

1403/03/12 09:06
محمد توکلی

بدوستی که جهان جای کامرانی نیست 

معنی مصرع کاملا واضحه 

یعنی قسم به دوستی که جهان جای خوشگذرانی و عیش و عشرت نیست