قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و ستایش
جهان بر آب نهادهست و زندگی بر باد
غلام همّت آنم که دل بر او ننهاد
جهان نماند و خرّم روان آدمیی
که باز ماند از او در جهان به نیکی یاد
سرای دولت باقی نعیم آخرت است
زمین سخت نگه کن چو مینهی بنیاد
کدام عیش در این بوستان؟ که باد اجل
همی برآورد از بیخ قامت شمشاد
وجود عاریتی خانهایست بر ره سیل
چراغ عمر نهادهست بر دریچهٔ باد
بسی برآید و بی ما فرو رود خورشید
بهارگاه و خزان باشد و دی و مرداد
بر این چه میگذرد دل منه که دجله بسی
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد
نگویمت به تکلّف فلان دولت و دین
سپهر مجد و معالی جهان دانش و داد
یکی دعا کنمت بیرعونت از سر صدق
خدات در نفس آخرین بیامرزاد
تو آن برادر صاحبدلی که مادر دهر
به سالها چو تو فرزند نیکبخت نزاد
به روزگار تو ایام دست فتنه ببست
به یمن تو در اقبال بر جهان بگشاد
دلیل آنکه تو را از خدای نیک افتد
بس است خلق جهان را که از تو نیک افتاد
بسی به دیدهٔ حسرت ز پس نگاه کند
کسی که برگ قیامت ز پیش نفرستاد
همین نصیحت من پیش گیر و نیکی کن
که دانم از پس مرگم کنی به نیکی یاد
نداشت چشم بصیرت که گرد کرد و نخورد
ببرد گوی سعادت که صرف کرد و بداد
قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در ستایش اتابک محمد: بناز ای خداوند اقبال سرمدقصیدهٔ شمارهٔ ۱۱ - در ستایش حضرت رسول (ص): چو مرد رهرو اندر راه حق ثابت قدم گردد
اطلاعات
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
قالب شعری: قصیده
منبع اولیه: ویکیدرج
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
جهان بر آب نهادهست و زندگی بر باد
غلام همّت آنم که دل بر او ننهاد
هوش مصنوعی: زندگی همچون دمی بر روی آب معلق است و من کسی هستم که دل و امیدم را به چیزی جز این دنیا نبستهام.
جهان نماند و خرّم روان آدمیی
که باز ماند از او در جهان به نیکی یاد
هوش مصنوعی: جهان نمیماند و تنها روح انسان خوشحال و شاداب است که از او در این دنیا به خوبی یاد میشود.
سرای دولت باقی نعیم آخرت است
زمین سخت نگه کن چو مینهی بنیاد
برای ساخت خانه نگاه کن که زمینی که در آن میخواهی خانه بسازی سفت و سخت باشد. زمین دنیا سفت نیست، زمین آخرت سفت است. خانهات را آنجا بساز.
کدام عیش در این بوستان؟ که باد اجل
همی برآورد از بیخ قامت شمشاد
هوش مصنوعی: کدام لذت و شادی در این باغ وجود دارد؟ وقتی که باد مرگ به ریشههای قامت شمشاد آسیب میزند و آن را از جا میکند.
وجود عاریتی خانهایست بر ره سیل
چراغ عمر نهادهست بر دریچهٔ باد
هوش مصنوعی: وجود موقتی انسان مانند خانهای است که در مسیر سیل قرار دارد و نور زندگی فقط به اندازهی نوری که از پنجرهای به درون میتابد، به آن راه یافته است.
بسی برآید و بی ما فرو رود خورشید
بهارگاه و خزان باشد و دی و مرداد
هوش مصنوعی: خورشید در فصل بهار و پاییز به ندرت ظاهر میشود و بیشتر وقتها بدون ما غروب میکند، در حالی که فصلهای سرد و گرم به ترتیب دی و مرداد هم از راه میرسند.
بر این چه میگذرد دل منه که دجله بسی
پس از خلیفه بخواهد گذشت در بغداد
هوش مصنوعی: این دل من چه احساسی دارد وقتی میبیند که دجله (رودخانهای در بغداد) پس از دورهی خلافت و در این شرایط، همچنان به جریان خود ادامه میدهد.
گرت ز دست برآید چو نخل باش کریم
ورت ز دست نیاید چو سرو باش آزاد
هوش مصنوعی: اگر میتوانی به دیگران کمک کنی و بخشنده باشی، مانند درخت نخل کریم و سخاوتمند باش. اما اگر نمیتوانی به کسی کمک کنی، همچون درخت سرو آزاد و مستقل باش.
نگویمت به تکلّف فلان دولت و دین
سپهر مجد و معالی جهان دانش و داد
هوش مصنوعی: نیا، به خاطر زحمتهای فلان حکومت و اعتقاداتی که در آسمان جا دارد، از من نپرس که عظمت و فضیلتهای جهانی که دانش و انصاف را در خود دارد، چیست.
یکی دعا کنمت بیرعونت از سر صدق
خدات در نفس آخرین بیامرزاد
هوش مصنوعی: به خاطر صداقت و خلوص نیتت، برای تو دعا میکنم که در لحظه آخر زندگیات، خداوند تو را ببخشد و مورد رحمت قرار دهد.
تو آن برادر صاحبدلی که مادر دهر
به سالها چو تو فرزند نیکبخت نزاد
هوش مصنوعی: تو آن برادر با استعدادی هستی که مادر زمانه در طول سالها، فرزندی مانند تو را به دنیا نیاورده است.
به روزگار تو ایام دست فتنه ببست
به یمن تو در اقبال بر جهان بگشاد
هوش مصنوعی: در زمان تو، روزگار پر از آشفتگی و فتنه آرام شد و به لطف وجود تو، درها به روی دنیا باز گشت و اوضاع به سامان درآمد.
دلیل آنکه تو را از خدای نیک افتد
بس است خلق جهان را که از تو نیک افتاد
هوش مصنوعی: دلیل اینکه تو از جانب خداوند مورد رحمت قرار میگیری، همین کافی است که خلق و خوی جهان به خاطر تو خوب و نیکو شده است.
بسی به دیدهٔ حسرت ز پس نگاه کند
کسی که برگ قیامت ز پیش نفرستاد
هوش مصنوعی: کسی که در زندگیاش از کارهای نیک و صالح غافل مانده و آمادهی روز قیامت نشده است، بنابراین در آن روز به حسرت به وضعیت خود نگاه میکند و از گذشتهی خود احساس پشیمانی میکند.
همین نصیحت من پیش گیر و نیکی کن
که دانم از پس مرگم کنی به نیکی یاد
هوش مصنوعی: این توصیه من را به خاطر بسپار و کار نیک انجام بده، چون میدانم بعد از مرگم به خوبی از من یاد خواهی کرد.
نداشت چشم بصیرت که گرد کرد و نخورد
ببرد گوی سعادت که صرف کرد و بداد
هوش مصنوعی: کسی که بینش کافی ندارد، نمیتواند از فرصتهای زندگی به درستی بهرهبرداری کند و در نتیجه، شانس و سعادت را از دست میدهد.
خوانش ها
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و ستایش به خوانش حمیدرضا محمدی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰ - در نصیحت و ستایش به خوانش فاطمه زندی
حاشیه ها
1398/06/01 03:09
امین
میتوان بارها از این شعر لذت برد، آن را خواند و البته به کار بست. از لحاط بار انسانی و تعلیمی ابیاتی بس کامل است.
1402/10/31 08:12
علی سونامی
چنان که صاحب فرخنده رای مجد الدین
که بیخ اجر نشاند و بنای خیر نهاد
«این بیت رو هم به آخر بیت اضافه کنید»